سفارش تبلیغ
صبا

بیدار شدم، آفتاب طلوع کرده بود؛ از حرکت ملایم شاخه گل یاس در پشت پنجره اتاق می‌توانستم وزیدن نسیم و خنکای صبحگاهی را حس کنم. احساس خوشایندی بود، و من غرق در رؤیاهای شیرین بودم. گوشی تلفن همیشه همراه به صدا در آمد و رشته افکارم را پاره کرد؛ نگاه به صفحه گوشی، تعجبم را برانگیخت؛ اپلیکیشنی که به تازگی فیلتر شده بود بدون فعال بودن فیلترشکن سایفون، کار می‌کرد.

صدای رفیق شفیقی بود که با شادمانی و صدایی سرشار از زندگی می‌گفت: هنوز خوابی؟!

ـ نه بیدارم؛ اما فکر کنم خواب می‌بینم!

ـ گفت: نه خواب نمی‌بینی؛ از امروز فیلترشو برداشتن.

ـ آخه چطوری؟ اینا که همین تازگی فیلترش کرده بودن!

ـ گفت: نه دیگه از امروز فیلتر نیست؛ می‌تونیم خیلی راحت گفتگو کنیم. تازه این که چیزی نیست؛ صفحه فیس‌بوک هم رفع فیلتر شده.

ـ باورم نمیشه!

ـ گفت: من خودم همین چند دقیقه پیش، توی فیس‌بوک، چند تا عکس از دیش‌های ماهواره خودم و همسایه‌ها رو گذاشتم؛ بدون استفاده از سایفون.

  ـ عکس از دیش ماهواره؟

ـ گفت: بله؛ نکنه اینم خبر نداری؟ بابا امروز صبح مجلس شورای اسلامی، استفاده از ماهواره رو آزاد کرد.

ـ ببین، فکر کنم واقعا خوابم!

ـ گفت: نه باباجان تازه داری بیدار می‌شی. مجلس از امروز تصویب کرده که دیگه با کشورای دنیا دوست باشیم.

ـ نه نمیشه! پس مسلمونیو و انقلابمون چی میشه؟

ـ گفت: خوب مسئولین به این نتیجه رسیدن که میشه هم اسلام و ارزش‌های انقلابو حفظ کرد، و هم با دنیا دوست بود و رابطه منطقی داشت.

ـ آخه ماهواره و فیس‌بوک که منشأ فساد جوونای ما و خطری برای انقلاب بودن!

ـ گفت: نه دیگه، از امروز گفتن ماهواره و فیس‌بوک و ویچت و تانگو و ویدیو و رادیو و میکروفون بلندگو و سیمکارت تصویری رایتل و ... این جور چیزا وسیله و ابزاری هستن که هم استفاده خوب داره و هم می‌تونه ازش سوء استفاده بشه. پس ما نباید استفاده خوبش رو ممنوع کنیم؛ برای استفاده بدش هم باید کار فرهنگی کنیم و فرهنگ‌سازی کنیم تا خود مردم با انتخاب و تصمیم خودشون، آگاهانه از استفاده‌های نادرست پرهیز کنن. نه این که ما قیّم اونا باشیم. این طوری انقلابمون هم بهتر تثبیت میشه؛ هم ما از دنیا عقب نمی‌مونیم و هم اونا بهتر ما و ارزش‌های ما رو میشناسن.

ـ بابا این که حرف خوبیه؛ اما کار سختیه. همون برخورد حذفی و ممنوع کردن و تحریم کردن آسونتره که.

ـ گفت: نه دیگه؛ دیدن اون روش جواب نمی ده؛ آخه آمار گرفتن، فهمیدن از سال 1374 تا 1392، (با وجود قانون منع استفاده از تجهیزات دریافت امواج ماهواره) استفاده از ماهواره توی ایران، 71 برابر شده؛ وضعیت حجاب (با وجود بگیر و ببند و گشت ارشاد و ...) خراب‌تر شده؛ صفحه اجتماعی فیس‌بوک هم که فیلترش کرده بودن 6 میلیون کاربر مسلمان و شیعه و انقلابی از ایران داره که شامل وزیر و فرزند وکیل، روحانی و مرجع تقلید، و بچه‌های کم سن و سال میشه. توییتر و ویچت و امثال اونا که دیگه نگو و نپرس. به خاطر همین قرار شده که دیگه راه حذف و ممنوعیت رو کنار بذارن و با احترام به حق انتخاب و آگاهی مردم، راه فرهنگ‌سازی رو در پیش بگیرن و به تصمیم مردم مسلمان و خداشناس اعتماد کنن...

آن رفیق شفیق گرم صحبت بود و من محو سخنان او؛ که ناگهان صدایی مرا به خود آورد؛ چشمانم را باز کردم؛ نیمه شب بود و همه جا تاریک... آه خدایا همه اینها خواب بود؟! در جای خود نشستم؛ صدای گوشی تلفن همراه بود که از رسیدن پیامکی باخبرم می‌کرد. با دلخوری از این که همه آن چه دیده بودم، رؤیایی بیش نبوده، به صفحه گوشی خیره شدم؛ خنده‌ام گرفت؛ پیامک مال روز گذشته بود که با همت اپراتور، نیمه شب به دستم رسیده بود. پیامک از همان رفیق شفیق بود؛ نوشته بود:

«ویچت رو هم فیلتر کردن.

اما

ألیس الصبح بقریب

سحر نزدیک است

 

رفیق شفیق تو: امید خداپرست»

 

هوای اتاق خیلی گرفته و سنگین بود؛ برخاستم؛ پنجره را باز کردم هوای تازه سینه ام را پر کرد. نفس کشیدم ... هنگام اذان بود؛ نوای دلنشین مؤدن در گوشم طنین انداز شد... با شوق به سوی مسجد روانه شدم؛ ... من مسلمانم.




تاریخ : شنبه 92/9/30 | 12:41 عصر | نویسنده : حمید فاضل | نظر

لزوم دست‏یابى به مؤلف متن‏

 

دکتر شبسترى: پیش‏فهم‏‌ها، علایق، انتظارات و سؤال‏ها و .. احیاناً آگاهى از تفسیرهاى دیگران از متن، مفسر را به این جستجو مى‏‌کشاند که «متن چه مى‏‌گوید»؟.

کدامین علایق و انتظارات، مؤلف را به پدیدآوردن متن سوق داده است؟ او در کدامین وضعیت و شرایط تاریخى سخن گفته است؟. متکلم یا نویسنده چه مقصودى از ایجاد متن داشته است؟ درست است، که با استفاده از ابزارهاى تکنیکى متن معنایى را افاده مى‏‌کند، ولى این افاده معنا هنگامى که مفسر قبلًا معلوم کرده باشد پدید آورنده‏‌ى متن رساندن چه معنایى را مى‏‌توانسته قصد کند و رساندن چه معنایى را نمى‏‌توانسته قصد کند. تشخیص این توانستن و نتوانستن‏ها به مباحث محک‏ها و داورى‏‌هایى نیاز دارد، که مربوط به این محک و داورى‏‌ها هنوز به‏‌طور رضایت‏بخشى روشن نشده‏‌اند! آیا مى‏‌توان چنان گوش را به تاریخ سپرد که متن آن‏چنان به سخن آید که عیناً همان را که پدید آورنده‏‌ى متن منظور داشته برساند؟ [همان‏]

آیةاللَّه صادقى: علم هرمنوتیک تنها در مورد متون بشرى صحت دارد، زیرا در متون بشرى کلًا به تاریخ دور دسترسى نداریم تا مراد نویسنده را از به کار بردن بعضى‏ لغات و جملاتش از او بپرسیم و این در حالى است که از خود متن وى نیز به آن نمى‏‌رسیم، چون قراین و شواهد لازم، به‏‌طور مطلق رعایت نشده است. در نتیجه به نقاط تاریک و مبهمى برمى‏‌خوریم؛ چرا که نویسنده- در تاریخ گذشته و دور- علم به آینده نداشته است تا قرائنى در متن به کار گیرد که منظور خود را به طور صددرصد براى آیندگان برساند. با این همه درصد بسیار بالایى از آن متون قابل فهم و ادراک هستند.

بنابراین، دسترسى به مؤلف تنها در صورتى لازم است که مطالب متن به علت عدم رعایت ابزارهاى فهم درونى مبهم باشد و راه‏کارهاى دست‏یابى به مراد نویسنده نیز با استفاده از متن میسر نباشد.

اما در مورد قرآن کریم که تمامى ابزارهاى لازم براى دست‏یابى به مرادات الهى در آن به کار گرفته شده تا جایی که خودش را نور معرفى نموده و «تبیاتاً لِکُلِّ شىٌ» نامیده است، نیازى به حضور عینى مؤلف احساس نمى‏‌شود. خدایى که داراى علم مطلق به مثلث کل زمان‏ها و مکان‏ها است، همه‏‌ى ابزارها و راهکارهاى دست‏یابى به مفهوم درست را در متن زیبا و بى‏‌نظیر قرآن به کار برده است. منتهى باید دقت نمود که قرآن روزنامه نیست تا با نگاهى گذرا و به سرعت از آن عبور کنیم، بایستى با علم به مفاهیم و ادبیات عرب، به مفهوم و ادب خاص قرآنى رسید و این کارِ چندان مشکلى هم نیست، زیرا همه‏‌ى نکات، قراین و شواهد به گونه‏‌اى قابل فهم و دسترسى در متن قرآن کریم آمده و هیچ نقطه‏‌ى مبهم و تاریکى در متن قرآن کریم وجود ندارد، بلکه قرآن مفسرِ خود و روشنگر تمامى تاریکى‏‌هاست: «لا رَطبٍ وَ لا یابسٍ الّا فى کِتابٍ مُبین» (انعام/ 59) هیچ تَر و هیچ خشکى (در امر هدایت) نیست، مگر این‏که در کتابى روشنگر: (قرآن)- موجود- است تمامى نیازهاى هدایتى بشر از نظر خداى تعالى در قرآن کریم آمده و تمامى ابزارهاى رسیدن به مرادات الهى در آن به کار رفته است.

ما هدف از نزول قرآن را از خود قرآن مى‏‌فهمیم‏

مقصود خداى تعالى از نزول قرآن کریم، رهبرى کل مکلفان و صاحبان مغز و اندیشه‏ در طول زمان و عرض زمین است، نسبت به آن‏چه خودشان نمى‏‌توانند به آن برسند یا در آن اختلاف دارند. بنابراین ما هدف از نزول قرآن را نیز از خود قرآن کریم مى‏‌فهمیم و بس. و نیز در مورد مطالبى که مورد نیاز بشر بوده و بشر مى‏‌توانسته به آن‏ها دسترسى پیدا کند چنان‏چه خداى تعالى جزییات آن‏ها را تصریح نفرموده و یا اگر هم تصریح فرموده است، مبانى کلى و اصولى آن علم یا مطلب را بیان نموده است اما فهم و درک بقیه جزییات را به عهده‏‌ى خود مکلفان نهاده تا آن‏ها را خودشان به دست آورند.

قرآن کتاب هدایت کل مکلفان به راهى محکم و استوار و خدشه‏‌ناپذیر است:

«انَّ هذَا الْقُرآنَ یَهدى‏ لِلَّتى‏ هِىَ أَقْوَم» (اسراء/ 9) همانا این قرآن هدایت مى‏‌کند براى آن‏چه که استوارتر، محکم‏تر و ارزشمندتر است.

راه پابرجا و استوار الهى به گونه‏‌اى صریح و بى‏‌شائبه، با فصاحت و بلاغتى بى‏‌نظیر در قرآن بیان شده است که گویى خداى تعالى، خود با ما رو در رو سخن مى‏‌گوید؛ یعنى متن قرآن چنان واضح و آشکار است که اگر بر فرض محال، خداى تعالى را دیده بودیم و با گوش خود مستقیماً سخن او را شنیده بودیم هیچ فرقى با این قرآن موجود نداشت با این که خداى تعالى را کسى نمى‏‌بیند و هیچ کس جز رسول‏اللَّه (ص)، وحى او را نمى‏‌شنود: «قُلِ اللَّهُ شَهیدٌ بَیْنى‏ وَ بَیْنَکُم» (انعام/ 19) بگو- اى پیامبر- خداى تعالى گواه است بین من و بین شما امّا کسانى که شک و تردیدى در قرآن دارند، خدا شاهد و گواه است؟ این خود سه حالت مى‏تواند داشته باشد:

1- خداى تعالى به عنوان شاهد و گواه خود را نشان داده باشد که این محال ذاتى است، زیرا ذات خداى تعالى که غیر قابل تصور، و محال است که با دیده‏‌ى ظاهر و حتى‏ دیده‏‌ى باطن، دیده و درک شود تا چه رسد که بر او احاطه گردد که: «ما عَرَفناکَ حقَّ معرفتِکَ»

2- خداى تعالى بر همگان وحى کرده باشد که این قرآن وحى است. این هم محال حکمتى است، زیرا مشرکان و کافران و حتى مؤمنان، رسول و پیامبر نیستند تا به آن‏ها وحى شود، زیرا وحى فقط اختصاص به رسولان الهى دارد ولا غیر.

3- خدا نه خود را نشان داده و نه بر همگان وحى کرده، بلکه با معجزاتى، رسولانش را به سوى مردم فرستاده است تا با دیدن اعجازشان و تدبّر در کلامشان به رسالتشان پى ببرند.

خداى تعالى در قرآن کریم نیز با فصاحت و بلاغتى بى نظیر و فوق اعجاز سایر انبیا، به‏‌گونه‏‌اى فرمایشات خود را نازل فرموده که جاى هیچ‏گونه سؤال و ابهامى باقى نگذارده به طورى که کلیّه احکام توحید، نبوت، معاد و سایر احکام و ضروریات را چنان بیان نموده که گویى اصولًا انسان خدا را مى‏‌بیند یا صدایش را مى‏‌شنود بنابراین با تفکّر و تعمّق در قرآن، همانند این است که ما مؤلف متن قرآن را حاضر مى‏‌یابیم یا سخنانش را مى‏‌شنویم بنابراین طبق آیه‏‌ى مذکور و آیاتى دیگر که قرآن خودش را گواه صددرصد بر مطالب و مرادات الهیه معرفى فرموده است. تشخیص مرادات خداى تعالى تنها به یک محک و داور نیاز دارد و بس و آن خود قرآن است. البته در مورد متون بشرى مباحث مربوط به این محک‏ها و داورى‏‌ها هنوز به‏‌طور رضایت‏‌بخشى بیان نشده است، لکن مباحث مربوط به قرآن و دلالت و تفسیر و تشخیص هدف و مراد پدیدآورنده‏‌ى آن آشکار است و کاملًا مى‏‌توان از طریق فهم قرآن کریم به منظور و مراد خداى تعالى رسید، به شرطى که تنها از ابزارهاى درونى و برونى مطلق استفاده گردد و به این ترتیب و شرایط مخصوص است که مفسر قرآن مى‌تواند به‏‌طور قطع‏ تطابقِ افاده‏‌ى معناى متن را با منظور پدید آورنده‏ى متن قرآن کریم دریافت نماید.

 




تاریخ : شنبه 92/9/30 | 9:35 صبح | نویسنده : سیدمحمدرضا حسینی | نظر




تاریخ : جمعه 92/9/29 | 3:32 عصر | نویسنده : علی رضائی | نظر

در این سالها بارها شاهد آن بوده ایم که اصناف مختلفی به خاطر آن که نقش منفی یک فیلم یا سریال تلویزیونی را در کسوت آن صنف به تصویر کشیده اند، ندای اعتراض سر می دهند و نسبت به آقای ضرغامی شاکی شده اند که چرا به صنف ما توهین شده است. خوب این گونه اعتراض ها را عقلای قوم با یک لبخند گذرا جواب داده اند و همه چیز به خیر گذشته است.

اخیرا جناب آقای دکتر محمود سریع القلم، مشاور رئیس جمهور، در نشست مؤسسه تحقیقاتی امام موسی صدر روش های نظرگیری و شیوه های غیر حرفه ای تبلیغاتی صدا و سیما درباره مسائل مهم و پیچیده سیاسی و بین المللی را مورد نقد قرار داده است. سخن دکتر سریع القلم این بود که نباید برای اظهار نظر و جهت دهی به افکار عمومی در رسانه درباره مسائل پیچیده به سراغ افراد غیرمتخصص در آن مسئله مانند یک لبوفروش یا راننده تاکسی برویم. بلکه صدا و سیما برای اطلاع رسانی درست باید از کارشناسان خبره و متخصص هر حوزه نظر بگیرد تا ذهن عامه مردم روشن شود. پس منظور ایشان این نبوده که یک لبوفروش یا راننده تاکسی حق ندارد که انرژی هسته ای را حق مسلم ملت خود بداند، بلکه منظور این است که اقدام نادرست و غیرحرفه ای رسانه ملی مانند آن است که آقای ضرغامی خبرنگاران خود را گسیل کند تا در خیابان ها درباره اعلم بودن یک فقیه و شایستگی مرجعیت او از یک لبو فروش یا راننده تاکسی نظرخواهی کنند. اساسا سخن جناب سریع القلم بر پایین یا بالا بودن شغل مردم نبود بلکه تاکید این جامعه شناس بر اصلاح شیوه پوپولیستی رسانه ملی بود.

اما بدون توجه به خط اصلی سخنان ایشان، همان مراکزی که در وارونه سازی اخبار ید طولایی دارند بلافاصله استفاده از کلمات لبوفروش و راننده تاکسی را اهانتی به صاحبان این مشاغل معرفی کردند؛ تا جایی که در برخی از شهرها، رانندگان تاکسی باورشان شد که مخاطب این سخنان تنها آنان بوده اند، و نسبت به آن واکنش نشان دادند. البته همه آنها که با شیوه سخن گفتن جناب سریع القلم آشنا هستند، تصریح می کنندکه شخصیت ایشان مجزا از اینکه افکارش را قبول داشته باشیم یا نه، از توهین و حمله به دور است. و این زبانِ توهین و روش حمله ی بی ادبانه و مدیریت پوپولیستی جامعه، همان موردی بود که مردم در انتخابات ریاست جمهوری امسال آن را کنار زده و به دور انداختند.

اصلا چرا در خلآ بحث کنیم؟! این لینک متن کامل سخنرانی جناب آقای سریع القلم است (کلیک کنید) بخوانید و وجدان خود را قاضی کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

پی نوشت 1: حیفم آمد که این فراز از سخنان ایشان را در اینجا نیاورم:  امام موسی صدر می توانست یک پوپولیست باشد و یک مسکن مهر در جنوب لبنان راه بیاندازد و همه را راضی کند. کارها را به صورت پوپولیستی و غیر حرفه ای پیش ببرد. اما ایشان بنیادی عمل می کرد، ... امام موسی صدر برای مردم احترام قائل بود، به فکر مردم بود، برای مشکلات مردم برنامه ریزی می کرد، گره های زندگی بسیاری را باز می کرد، سفر می کرد تا منابعی را به دست بیاورد تا برای مشکلاتشان هزینه کند؛ اما وقتی به حوزه فکر و برنامه ریزی می رسید با بهترین ها مشورت می کرد این مرز بین کسی است که پوپولیست است با کسی که پوپولیست نیست. کسانی که نزدیک ایشان بودند، همه اجماع نظر دارند که برای هر تصمیمی با ده ها نفر مشورت می کرد و یک موضوعی را مدت ها در ذهن نگه می داشت تا به یک جمع بندی برسد و عمل کند.

دکتر سریع القلم

پی نوشت 2: آیت اله دکتر سیدحسن عاملی، امام جمعه محترم اردبیل، در همان جلسه ای که آقای علی رضایی در مطلب قبلی این وبلاگ، بخشهای مورد علاقه خود را از صحبت ایشان نقل کرده، نه تنها از اصطلاح سران فتنه استفاده نکرده بلکه از آقای کروبی با احترام یاد کرده و ادامه داده است که: اینها منسوب به نظام هستند و باید معضل پیش آمده با عقلانیت تمام حل شود و باید از هر‌گونه اهانت و ناسزاگویی اجتناب کرد. آقایان مرادشان استفاده (ی رقیب انتخاباتی یعنی آقای احمدی نژاد) از بعضی از برخورداری‌های دولتی است که این نیز طبعا" و عقلا" باید در قالب قانون و مراجع رسمی رسیدگی می‌شد. (کلیک کنید)




تاریخ : پنج شنبه 92/9/28 | 11:31 صبح | نویسنده : حمید فاضل | نظر

سرکار خانم افخم، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در پاسخ به یکی از خبرنگاران که درباره محتوای مذاکره تلفنی اخیر آقای ظریف و جان‌کری سؤال کرده بود، گفت: «جزئیات مذاکرات ظریف و کری قابل انتشار نیست»!!

نظر امام در مورد لبو فروش ها و تاکسی ران ها!!

 

پ ن: نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل با بیان اینکه برخلاف تصور عامیانه سرانه فتنه آزاد بوده و تنها از فعالیت رسانه‌ای محروم هستند، گفت: هر سال تابستان‌ها ‌آب‌درمانی سرعین ‌پذیرای جناب آقای کروبی و خانواده و اطرافیان ایشان است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، آیت‌الله سید حسن عاملی عصر امروز در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان که در مورد سران فتنه و محاکمه آنها پرسیده بود، اظهار داشت: این موضوع نباید انسجام داخلی ما را به هم بزند و باید حل موضوع را همه ما به سران نظام واگذار کنیم.
امام جمعه اردبیل گفت: توجه داشته باشید که مراد از حبس خانگی صرفا"ممنوعیت از فعالیت رسانه‌ای است والا هر سال تابستان‌ها حداقل استان ما مخصوصا" آب‌درمانی سرعین و سردابه پذیرای جناب آقای کروبی و خانواده و اطرافیان ایشان است.. مشکوکم




تاریخ : چهارشنبه 92/9/27 | 11:56 عصر | نویسنده : علی رضائی | نظر

ادامه شماره پیش

دیدگاه حضرت امام در موضوع حفظ حریم خصوصی افراد در آثار مکتوب و غیر مکتوب ایشان به صراحت دیده می شود و اختصاص به زمان و مقطع خاصی ندارد و ریشه در سیره نظری و عملی امام دارد و از محکمات و ثابتات اندیشه اوست.

حضرت امام حدود 13 سال قبل از صدور فرمان 8 ماده ای، سال 1348ش، در نجف ضمن تدریس مبحث ولایت فقیه به وظایف حاکم اسلامی و کارگزاران نظام اسلامی اشاره کرده و می فرمایند:

«اگر مجریان خواستند احکام قضایى را اجرا کنند و مثلًا حدود را جارى نمایند، از مرز قانون باید تجاوز نکنند؛ یک شلاق بیشتر نزنند و اهانت ننمایند. حضرت امیر المؤمنین (ع) بعد از اینکه دست دو نفر دزد را قطع مى کند، چنان نسبت به آنان عاطفه و محبت نشان مى دهد و معالجه و پذیرایى مى کند که از مداحان حضرت مى شوند.»

اگر فقط مقطع پس پیروزی انقلاب را در نظر بگیریم، خواهیم دید؛ هنوز چند ساعتی از پیروزی انقلاب نگذشته، یعنی صبح روز 22 بهمن سال 1357، در پیامی خطاب به مردم و جوانان انقلابی دستور می دهند:

«افرادى از دشمن که به عنوان اسیر در اختیار شما قرار مى‏گیرند، هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهید. همچنان که سنت اسلامى است به اسیران محبت و مهربانى کنید.»

یا اینکه دو روز پس از پیروزی انقلاب، 24 بهمن 57، باز طی پیامی به ملت ایران تأکید می کنند کسی با نام انقلابی گری و حزب الهی و جهت انتقام از وابستگان رژیم شاه و اعیادی او حق ورود به منازل را ندارد:

به خانه هاى مردم هجوم نبرید و احیاناً باعث ناراحتى خانواده ها نشوید. و در ادامه می فرماید: «از شما فرزندان عزیز می خواهم از این به بعد بدون کسب اجازه از دولت قانونى به خانه هیچ کس حمله نکنید و کسى را از پیش خود توقیف ننمایید... کیفر مجرمان نباید بدون نظم و حساب و توسط افراد غیر مسئول انجام گیرد.

با وجود وضعیت انقلابی جامعه و اقتضائات هر انقلابی که در آن ممکن است تندروی ها و برخوردهایی از طرف انقلابیون صورت گیرد، و علی رغم کارشکنی های دشمنان و مخالفان و احزاب و گروه های مختلف باز حضرت امام دست از رویه قانونگرائی و حفظ حقوق شهروندی و حریم خصوصی مردم برنداشته و دو هفته پس از پیروزی انقلاب، پیش از ترک تهران و عزیمت به قم، (9 اسفند 1357) در یک پیام 14 ماده ای خطاب به ملت ایران می­ فرماید:

«به تمام اعضاى کمیته ها و زندانبانها حکم مى کنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند.»

در بندی دیگر از این پیام تأکید می کنند:

«کراراً گفتم و باز تکرار مى کنم، کسى حق ندارد به منزل مردم حمله کند و وارد منزل آنان شود و اگر اطلاع پیدا شد که مجرمى در منزلى است مراقبت از فرار او کنند و به مقامات مسئول اطلاع دهند که با موازین او را دستگیر نمایند. علاقه‏مندان به نهضت باید از این گونه اعمال اجتناب کنند.»

حتی جهت حفظ و صیانت از حق و حقوق مردم و گرفتن بهانه از بعضی از جوانان انقلابی و جلوگیری از احساساتی شدن آنان می فرماید:

«من توصیه مى کنم حتى نسبت به کسانى که به من اهانت نموده اند نباید تعرض شود.»

همین رویه ادامه دارد. چنانکه در مهر ماه سال 58، در جمع نیروهای کمیته انقلاب اسلامی که همزمان هم وظیفه امنیتی و اطلاعاتی داشتند و هم ضابطین قضایی بودند هشدار می دهند:

«همچو نباشد که خداى نخواسته هر که هرکارى کرد، یا هر که هر چه شنید، فوراً پاسبان برود دم در خانه اش! پاسبانها نباید بروند خانه مردم، مگر با دستورى که از طرف دادستان، از طرف دادگاه صادر مى شود. روى موازین شرعیه، رفتن در حِرْز (حریم و خانه مردم) مردم خلاف شرع است.»

در ادامه همان بیانات تأکید می کنند: «اهانت کردن به یک آدمى، ولو این آدم هم خودش یک آدم مخالفِ مثلًا چه باشد، باز حق اهانت نیست. این حق است که جزایش را به او بدهند، دیگر اهانت چرا به او بکنند؟ رفتن منزل، به خانواده اش تعرض کردن، به بچه هایش تعرض کردن، اینها امورى است که نباید بشود. ما مى خواهیم اسلام باشد، ما نباید یک کارى بکنیم که بگویند که دادگاهها در زمان طاغوت هم این کارها را نمى کردند! باید شما آقایان علاج بکنید مسئله را.» حضرت امام در این قسمت به نوعی پیش بینی آینده کرده و هشدار می دهد که کاری نکنید و به گونه ای عمل نمایید که مردم پس از چندین سال نظام اسلامی را با رژیم ستم شاهی مقاسیه کرده و بگویند آنها بهتر و با عدالت عمل می کردند.

در بخشی دیگر از بیانات خود به صفات و اخلاق و نوع برخورد انقلاب و انقلابیون اشاره کرده و تذکر می دهند: «حالا که ما انقلاب کردیم باید هرج و مرجى باشیم؟! خوب، انقلاب کردیم؛ انقلاب که نباید هرج و مرج باشد. انقلاب روى موازین اسلام باید باشد. نباید ما یک کلمه «انقلاب» بگذاریم و هر کارى دلمان مى خواهد بکنیم بگوییم که انقلابى است! انقلابى یعنى چه؟ مگر اسلام عوض مى شود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. شما یک قدرت طاغوتى را کنار گذاشتید؛ حالا اسلام را مى خواهید پیاده بکنید، باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهاى لازم، در این امور بررسى بشود یکوقت یک بیگناهى خداى نخواسته، روى یک مقاصدى که یک کسى ممکن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند، خداى نخواسته یک آدم بیگناهى چى بشود. و امروز هم همین طور که ملاحظه مى کنید روز تهمت است! من نمى دانم چه جور شده است که هر که به هرکس دلش مى خواهد هر چى مى گوید! نمى داند که تهمت زدن به مؤمن جزایش چه هست پیش خدا. نمى داند غیبت کردن از مؤمن چى هست. نمى داند که هتک حرمت مؤمن، هتک حرمت اللَّه است، اینها را نمى دانند. هر که هر چه دلش مى خواهد، حالا به هرکس، نه به یک نفر، نه به دو نفر، به اشخاص متقى تهمت مى زنند!... آخر چرا باید انسان اینطور باشد... اینها نمى خواهند اینطور افراد باشند؛ مى خواهند یکى یکى [هتک کنند] نوبت همه تان شاید برسد! یکى یکى، هرکس را یک جایى ببینند، یک کارى انجام مى دهد مى خواهند هتک حرمتش بکنند، یا ساقطش بکنند... یکى یکى را کنار کنار بگذارند، و همه را خلع سلاح بکنند، آن وقت کى دیگر باقى مى ماند؟»

با همه دستورات و تأکیدات حضرت امام و دقت و پیگیری سایر مسئولین نظام، باز تخلفات و بی قانونی هایی انجام می گرفت. حتی از ناحیه بعضی ارگانها و نهادهایی که خود باید مجری فرامین امام باشند. لذا حضرت امام با اطلاع یافتن از بعضی تخلفات به ویژه در حوزه امور قضایی، پیام موسوم به «فرمان هشت ماده­ای» را در 24 آذر ماه سال 1361 صادر کردند. که چکیده آن در شماره پیش آمد.

پس از صدور فرمان 8 ماده ای، جهت اجرائی و عملی شدن آن طی حکمی، ستادی را متشکل از سران نهادهای اجرایی و قضایی تشکیل داده و مأمور پیگیری این فرمان می کنند. ترکیب اعضای ستاد نشان می دهد. حضرت امام این فرمان را فقط برای زندانیان و محکومان صادر نکرده، بلکه مقصود ایشان رعایت حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی کلیه آحاد ملت است.

زمینه ها و علل صدور چنین فرمانی خود نیازمند بررسی و تحلیل مستقلی است، اما به جرآت می توان گفت؛ برخی عملکردهای افراطی و دخالت حکومت و نهادهای تازه تأسیس حکومتی در حریم خصوصی شهروندان از عمده عوامل آن بود.

ایشان در این فرمان نزدیک به بیست مورد از حقوق شهروندی را در رابطه با شهروندان مورد توجه و اشاره قرار داده و بر لازم الاجرا بودن آن تأکید ورزیدند و در این راستا هیأت هایی تشکیل داده و فرامین و نامه های زیادی مرقوم کردند.

نهایتاً پس از پیگیری مستمر 6 ساله حضرت امام در تاریخ 15/2/68 دقیقاً یک ماه قبل از رحلتشان با اعلام ادامه داشتن اختیارات هیأت تشکیل شده برای اصلاح امور زندانها و عفو زندانیان، درخواست عفو را به رئیس دیوان عالی کشور واگذار می نمایند. این نامه حضرت امام که از آخرین مکتوبات ایشان می باشد، نشان از دغدغه جدی آن پیر فرزانه در خصوص رعایت حقوق شهروندی مردم دارد.

نتیجه

با بررسی بیانات و نظرات حضرت امام به نظر می رسد دیدگاه ایشان بر ضرورت و لزوم محترم شمردن احترام، شئون و حقوق افراد جامعه مسلمین و کتمان اسرار و حفظ اعراض آنان می باشد. هرگز نباید حقوق افراد و آبروی آنان با استراق سمع و شنود، تفتیش و تجسسّ، افشاگری و... مورد تعدّی و تجاوز قرار گیرد، در ارتکاب و انجام این کارها، هیچکس نمی تواند به بهانه مأمورم و معذور و یا عضویت در دستگاه امنیتی برای خود عذر شرعی درست نموده و دست به چنین اعمالی بزند. چون بر مأموران امنیتی و اطلاعاتی نیز جایز نیست در امور شخصی مردم دخالت نمایند، مگر اینکه به مصالح و مقتضای نظام و مردم برگردد که مقدار و نحوه آن را هم قانون تعیین می کند.




تاریخ : چهارشنبه 92/9/27 | 6:57 عصر | نویسنده : محمد رجایی | نظر

 

اشاره

24 آذر مصادف بود با صدور فرمان 8 ماده­ ای امام خمینی در سال 1361، این پیام که بعدها موسوم به فرمان 8 ماده­ ای شد، به لحاظ محتوایی و با توجه به پیگیری و تأکید شخص حضرت امام بر اجرائی شدن آن، می‌توان آن را نخستین پیام حقوق­ بشر و شهروندی پس از انقلاب اسلامی دانست که تمام وجوه کرامت و عزت انسانی را در برمی­ گیرد.

به همین دلیل با گذشت بیش از سه دهه از آن، هنوز زنده و نیازمند توجه و تحلیل و عمل می­ باشد. دستورالعملی که خطاب به همه سران و مسئولان نظام و نهادها و سازمان و برای تمام زمانهاست و تأکیدی قاطع و همه جانبه بر قانونگرائی و حفظ اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی و حریم خصوصی مردم دارد.

هدف در این نوشته تحلیل محتوائی این پیام نیست، بلکه پاسخ­گویی به این پرسش است؛ آیا تبیین و تأکید بر حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی ملت از جانب بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، امام خمینی، فقط در این پیام و در این مقطع زمانی بوده، یا این نگاه جزو سیره نظری و عملی ایشان بود؟

پیش از ورود به بحث، نگاهی به چکیده پیام 8 ماده­ ای حضرت امام لازم است. اموری را که حضرت امام در این فرمان مورد توجه قرار داده‌اند، عبارت از:

ـ هیچ کس حق ندارد کسی را بدون حکم قضایی که از روی موازین شرعیه باید باشد توقیف کند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد.

ـ هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود.

ـ هیچ کس حق ندارد برای کشف گناه و جرم هر چند بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده، ولو برای یک نفر فاش کند.

ـ هیچ کس حق ندارد به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتکب شود.

ـ هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید.

ـ قضات با استقلال و قدرت، بدون ملاحظه از مقامی، احکام اسلام را صادر کنند... تا ملت احساس کنند که در سایه احکام عدل اسلامی، جان و مال و حیثیت آنان در امان است.

ـ هیچ یک از قضات حق ندارند ابتداءً حکمی صادر نمایند که به وسیله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل یا محل­ های کار افراد وارد شوند.

ـ باید همه بدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهوری اسلامی... قابل قبول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابی بودن خدایی نخواسته به کسی ظلم بشود.

ـ باید ملت از این پس که حال استقرار و سازندگی است احساس آرامش و امنیت نماید.

حضرت امام بعد از برشمردن موارد فوق درانتهای پیام خود بار دیگر تأکید می­کنند: «قابل قبول نیست که به اسم انقلاب و انقلابی بودن به کسی ظلم شود.»

مقدمه

حقوق شهروندی و حریم خصوصی چیست؟

حقوق شهروندی در درجه نخست از الطاف الهی بر بشر، و جزو حقوق ذاتی و فطری انسان­هاست. از حقوق و صفاتی است که نه کسی یا نظام و حکومتی می­ تواند آن را هدیه کند، یا نفی کرده و بگیرد؛ و نه به طور طبیعی انسان­ها می­ توانند آن را به دیگری انتقال دهند یا تقسیم کنند. این حقوق جهانی بوده و حق مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر فرد در هر مکانی که باشد و از هر رنگ، نژاد، جنس، زبان و مذهبی که باشد استحقاق برخورداری از آن را دارد، حقوق شهروندی منبعث از تعالیم اسلام و از سیره روشن نبوی(ص) و علوی(ع) می­ باشد.

امروزه، حتی ترکیب «حقوق شهروندی» بیش از حقوق ملت کاربرد دارد. در این ترکیب، شهروندی را می‌توان محل پیوند زیست مشترک و زندگی نیک دانست. حقوق شهروندی با چگونه بودن انسان پیوند دارد،‌ لذا برای تکوین بلوغ اخلاقی فرد لازم است. همچنین امکان هم‌گرایی به رغم وجود تمایلات متمایز و تشتت‌زا را برای جامعه فراهم می‌آورد؛ بنابراین تضمین­ کننده سلامت روان و هم‌گرایی اجتماعی است، لذا به نوعی فوق حقوق ملت است که در قانون اساسی آمده است.

حریم خصوصی نیز به معنای محدوده خاص هر شخص است که دیگران نمی­ توانند در آن محدوده وارد شوند و یا متعرض آن گردند. از لحاظ حقوقی حریم از حرمت به معنای منع است؛ زیرا تعرض دیگران به حق صاحب حریم ممنوع است. پس حریم خصوصی به معنای مکان و محلی است که اختصاص به فرد داشته و دفاع از آن واجب و تعرض نسبت به آن ممنوع می­ باشد.

با مطالعه متون اسلامی بدست می­ آید که حقوق شهروندی و حفظ حریم از آموزه­ های مؤکد دین اسلام است. مهمترین عنصر در مسئله حریم خصوصی و اصلی­ ترین مؤلفه مسئله، آبروی اشخاص است. در آموزه­ های قرآنی و سیره نبوی(ص) چنان بر مسئله آبرو و حیثیت افراد دستور و تأکید شده، که حتی خود فرد هم حق ندارد آبروی خود را ببرد. انسان­ها باید آبروی خود را حرمت دارند و در حفظ آن کوشش نمایند.

یکی دیگر از موارد حریم خصوصی، فضولی و سرک کشیدن در زندگی و مسایل شخصی دیگران است که تمام عقول انسانی و مکاتب فکری بشری آن را تقبیح می­ کنند. آموزه­ های وحیانی و دینی نیز آن را به عنوان تجسس، زشت بلکه گناه دانسته و برای آن عقوبت اخروی سختی وعده داده است. دین اسلام از 1400 سال پیش برای شأن و منزلت انسانی ارزش قائل شده است و حریم خصوصی را به رسمیت شناخته است. آیات زیادی از قرآن به این مضمون پرداخته­ اند.

تجسس حتی برای اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر هم ممنوع است. حتی حاکم اسلامی نه تنها از تفتیش بدون دلیل نهی شده، بلکه بر پایه گمان و تردید هم نمی­ تواند به تفحص و تجسس بپردازد. بنابر حدیثی از پیامبر اکرم(ص) این امر موجب فاسد شدن مردم می­ شود. امیر مؤمنان علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر به وی توصیه فرموده که در عیوب مردم که بر وی پوشیده است، کنجکاوی نکند و تا حد ممکن خطابخش و جرم­ پوش باشد. از مصادیق تجسس حرام، استماع مکالمات غیرعلنی اشخاص است که مشمول حکم آیه 12 سوره حجرات و احادیث مربوط به آن می­ گردد. در حدیث وارده از معصوم، کسی که به رغم خواست افراد به گفت و گوی آنان گوش دهد نکوهش شده و جزایش در روز قیامت، ریختن سرب گداخته در گوش وی ذکر گردیده است. در اصل 25 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انواع تجسس، از جمله ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و استراق سمع، ممنوع شده است.

پس وظیفه هرگونه تجسسی در حریم خصوصی شهروندان جامعه اسلامی روا نیست. بنابراین نیروهای انتظامی و امنیتی نمی­ توانند با باز کردن در بسته­ ای و یا گوش دادن مخفیانه، بر خود معلوم دارد صدایی که می­ آید گناه است یا نه، پشت­ سر مسؤولان نظام حرف می­ زنند یا نه! و... چنان­که بر او جایز نیست تا با بوییدن دهان کسی معلوم کند شراب خورده یا نه، یا از کسی بخواهد آنچه در زیر جامه دارد نشان دهد که آیا مثلاً آلت قمار یا موسیقی مطربی دارد یا نه؟

دیدگاه امام خمینی

سیره نظری و عملی امام خمینی نسبت به قانون و قانونگرائی، چه در دوران مبارزات و چه پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی بر محور حفظ فضیلت، عزت و کرامت انسانی و عدم تجاوز حکومت و عوامل آن بر حریم خصوصی آحاد مردم بود. لذا در طول حیات خویش بارها در سخنرانی­ها و پیامها و فرامین مختلف بر آن تأکید نموده و رهنمودهای لازم را ارائه کرده­ اند

دیدگاه حضرت امام در موضوع حفظ حریم خصوصی افراد که منبعث از دیدگاه اسلام و قرآن است در آثار مکتوب و غیر مکتوب ایشان به صراحت دیده می­ شود و اختصاص به زمان و مقطع خاصی ندارد. البته کامل­ترین و جامع­ترین نظرات ایشان در این موضوع در پیام 8 ماده­ ای آمده است. با کمی بررسی در آثار حضرت امام به ویژه «صحیفه امام» خواهیم دید، توجه و دقت در حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی افراد ریشه در سیره نظری و عملی امام دارد و از محکمات و ثابتات اندیشه اوست.

ادامه دارد

 




تاریخ : سه شنبه 92/9/26 | 8:42 صبح | نویسنده : محمد رجایی | نظر

به گزارش جهان نیوز، رسانه‌های اصلاح طلب بلافاصله پس از افشای عمق فساد، ژست ضدفساد گرفتند و خود را به سنگر مقابل مرتضوی و تامین اجتماعی کشاندند؛ غافل از اینکه اسناد دریافت کمک‌های ده‌ها میلیونی آنان از مرتضوی ثبت و ضبط شده است.
یکی از این روزنامه‌های به ظاهر پاکدست، روزنامه آرمان است که حتی فردای انتشار گزارش تحقیق و تفحص مجلس درخصوص فساد مالی تأمین اجتماعی، تیتر یک خود را به تقبیح این فساد اختصاص داد غافل از اینکه مدیران این روزنامه از ریخت و پاش‌های مرتضوی کم‌بهره نبوده اند.

طبق این سند آقای سفیدی تنها در یک مورد 10 میلیون تومان کارت هدیه از مرتضوی دریافت کرده است.


البته این‌ها تنها کمک‌های مرتضوی به روزنامه آرمان نیست چرا که در ادامه این رابطه، این روزنامه در اقدامی غیرمتعارف 20 میلیون تومان دیگر از مرتضوی بابت آگهی تبلیغاتی دریافت کرده است که در صورت لزوم، جهان نیوز برای تنویر افکار عمومی سند آن را هم منتشر خواهد کرد.

پ ن: این مطلب به معنای تطهیر متخلفین نیست که قطعاً در جامعه ای که به شکایت یک فرد عادی از یک رئیس جمهور رسیدگی می شود.. به این متخلفین اجازه فرارداده نمی شود و باید جریمه شوند.

بی ربط1: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنشی عجیب به پرسش خبرنگار در خصوص وضعیت اداره کتاب و اینکه آیا مسئولیت آن به محمد سْلگی سپرده خواهد شد یا نه، گفت: « به شما چه ربطی دارد؟!!»
بی ربط2:

یادش به خیر...




تاریخ : سه شنبه 92/9/26 | 12:58 صبح | نویسنده : علی رضائی | نظر

شاگرد مصباح، استاد اخلاق دولت نهم و دهم، صاحب گرین کارت آمریکا و الآن نماینده مجلس:

«در آمریکا با هیچ چیز مشکلی ندارم و هرکس می‌تواند انتخاب خود را داشته باشد برای همین من راحت [در لس آنجلس] درس اخلاق می‌گذاشتم و با همین لباس طلبگی هم می‌رفتم و هیچ مشکلی هم نبود و استقبال هم می‌کردند.»

حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی نزدیک به ده سال را در آمریکا و کانادا اقامت داشته و گرین کارت آمریکا دارد. ویشاگرد مصباح یزدی در ابتدای کار دولت احمدی نژاد استاد اخلاق دولت بود و پس از آن نماینده مجلس شد. او همچنین از افراد نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی بود و به همین دلیل برخی از رسانه ها از او نیز به عنوان طراحان اندیشه های عجیب و غریب دولت احمدی نژاد درباره امام زمان می دانستند. جملات فوق هم از زبان ایشان جاری شده!




تاریخ : یکشنبه 92/9/24 | 5:16 عصر | نویسنده : محمد رجایی | نظر

نوشته ای از سید عطاالله مهاجرانی
مجلسی که در تمام خسارت‌های دولت احمدی نژاد شریک است. اکنون به جان دولت
جدید افتاده است و می خواهد به اصطلاح موی را از ماست بکشد.

توصیه به انتظام و سامان و تدبیر امور از جمله مهمترین وظایف و بلکه
مسوولیت‌های یک حکومت است. همان که امیرمومنان در توصیه معروف خویش
فرمود: و نظم امرکم؛ حکومت و دولت احمدی نژاد، بی‌تردید شلخته‌ترین دولت
در تاریخ ایران است. به قول خودش از دوران مادها تا به امروز! نمونه فرد
اعلایش تقدیم بودجه به مجلس بود. حال که دولت جدید بودجه را در وقت
قانونی به مجلس تقدیم کرده است. علاوه بر آن، نطق بودجه رییس جمهور هم یک
نطق بسیار دقیق و فنی بود. همه با حسرت و دریغ از 8 سال گذشته یاد می
کنند که چه هزینه هایی بر ملت و کشور تحمیل شد تا فردی از جنس رییس جمهور
سابق ، رییس جمهور شود.

او هیچگاه در طول 8 سال دولتش بودجه را به هنگام تقدیم نکرد. البته مجلس
هم از او سوال نکرد!

بودجه 84 با 40 روز تاخیر
بودجه 85 با 46 روز تاخیر
بودجه 86 با 32 روز تاخیر
بودجه 87 با 53 روز تاخیر
بودجه 88 با 50 روز تاخیر
بودجه 89 با 75 روز تاخیر
بودجه 90 با 57 روز تاخیر
بودجه 91 با 84 روز تاخیر
نکته قابل توجه این است، مجلسی که در تمام خسارت‌های دولت احمدی نژاد
شریک است. اکنون به جان دولت جدید افتاده است و می خواهد به اصطلاح موی
را از ماست بکشد.

اگر مجلس مجلس منظم و دقیقی بود، و نهاد‌های نظامی و امنیتی در انتخابات
دخالت نمی کردند، سرنوشت دولت و اقتصاد و صنعت و بدهکاری‌ها این نمی شد
که شد.




تاریخ : یکشنبه 92/9/24 | 5:0 عصر | نویسنده : محمد رجایی | نظر