سفارش تبلیغ
صبا

به استقبال ماه عزا و ماتم

جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب
آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

خاک در خون خدا می شکفد ، می بالد
آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

تیغ در معرکه می افتد و برمی خیزد
رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر برگردیم
عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم ردا از توفان
راه ما از دل دریاست بیا تا برویم

کاش ای کاش که دنیای عطش می‌فهمید
آب مهریه زهراست بیا تا برویم

چیزی از راه نمانده است ، چرا برگردیم؟
آخر راه همین جاست بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت
تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم.




تاریخ : چهارشنبه 89/9/17 | 11:59 صبح | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

ولادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س)

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار آن حضرت ، موسی بن جعفر (ع) امام هفتم شیعیان و مادرش آن طوری که از شواهد استفاده میشود، همان مادر امام رضا (ع) است .

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترین عواطف انباشته شده در سُوِیدای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نیز نقشی دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نیز از مباهات ایشان به این خواهر- برادری سرچشمه می گیرد.
  این بانوی بزرگوار از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.
این خاتون دوسرا و شفیعه روز جزا القاب فراوانی دارد، که برخی از آنها عبارتند از: (طاهره ، حمیده ، رشیده ، تقیه ، مرضیه ، سیده ، رضیه ، اخت الرضا و..) ولی مشهورترین لقب آن حضرت ، معصومه است.

سرآمد بانوان
 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها، سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.

 فضیلت بی نظیر 
 شیخ محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا (ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند:  «در میان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س) نیست».  
کریمه اهل بیت
 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب «کریمه اهل بیت» یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رؤیای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده بود ، خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.

سرچشمه دانش
 حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آن که پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام ؛ یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت ، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ مالکی در این باره میگوید: «هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد». بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان دختران امام کاظم (ع) ، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند ، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) «عالمه غیر معلمه» بوده است. 
 
مظهر فضایل
 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای پیامبر خدا(ص) حرمی است و آن مدینه است و برای امیرمؤمنان(ع) حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من ، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه ؛ دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت  می شوند.»
 
مقام علمی حضرت معصومه (س)
 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
   
فضیلت زیارت
 دعا و زیارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهایی، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زیارت، جامی است زلال از معنویت ناب درکام عطشناک زندگی. و زیارت حرم حضرت معصومه (س)، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری، و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نومیدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرود آید و حضرت معصومه (س) را واسطه خود در درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم در حالی که به حق او عارف است ، زیارت کند، بهشت بر او واجب است».
  
زیارت حضرت معصومه (س) از منظر روایات
 درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»
پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: «هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حدیث دیگری آمده است: «زیارت او، هم سنگ بهشت است».
 
زیارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع  آن ها نیست. هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این نشان دهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت (س) به ویژه بانوان، این مقام بزرگ و عالی را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. تنها در این صورت است که روح باعظمت این بانوی بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
 
امام رضا (ع) و لقب «معصومه»
 حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام اعطا شده است ؛ چنان که علامه مجلسی (ع) در این باره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».
  
شفاعت حضرت معصومه (س)
 بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند».
 
سرّ قداست قم
در احادیث فراوانی به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بیت (ع) معرفی و خاک آن را، پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. همچنین ایشان در ضمن حدیث مشهوری که درباره قداست قم به گروهی از اهالی ری بیان کردند، فرمودند: «بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت، او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند». راوی می گوید: من این حدیث را هنگامی از امام صادق (ع) شنیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) هنوز دیده به جهان نگشوده بود. این حدیث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمی دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت این شهر که در روایات آمده، از ریحانه پیامبر، کریمه اهل بیت (س)، مهین بانوی اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه می گیرد که در این سرزمین دیده از جهان فرو می بندد و گرد و خاک این سرزمین را، توتیای دیدگان حور و ملایک و محبان حضرتش می کند. 
  
  برگزیدن شهر قم
پس از آن که حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بر اثر لطماتی که از جانب برخی متعصبان به وی و کاروانش رسید ، بیمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود ندید، تصمیم گرفت  به قم برود. یکی از نویسندگان در این باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزید، می نویسد: بی تردید می توان گفت که آن بانوی الهی، به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته و خود را با شتاب بدین سر زمین رسانده و محوریت و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه ریزی کرده است.

 
غروب غمگین
حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و در این مدت در مکانی که بعدها به ستّیّه معروف شد ، به عبادت مشغول بود تا این که دعوت حق را لبیک گفته و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.
 

زادروزش فرخنده و بر شیفتگانش خجسته باد.




تاریخ : پنج شنبه 89/7/15 | 11:37 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

 

خطبه شعبانیه پیامبر اکرم  

 

 

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.
ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است.
ماهی که نزد خدا، بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ.
ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید. نفسهای شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دلهای پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.
فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ.

پس شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود. در این ماه باگرسنگی و تشنگی خود، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک ویاری کنید.
به پیران و کهنسالان احترام و به کودکانتان ملاطفت و مهربانی نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ.
زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوشهای خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.
وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.
در اوقات نماز، دستهای خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعتهاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.
ای مردم! جانهایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ
ای مردم! هرکه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.
أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.

ای مردم! هرکس اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدمها، بر آن بلغزد. هرکس در این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
هرکس در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت،خشم خود را از او بازدارد.
هرکس در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.

وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.
هرکس در این ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هرکس در این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند،خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
هرکس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههای دیگر را به او عطا کند.
وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هرکس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند.
وهرکس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را دارد که در ماههای دیگر قرآن را ختم کرده باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ.
ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر روی شما نبندد.
و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آنها را بر روی شما نگشاید.
شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

علی علیه السلام می فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.




تاریخ : چهارشنبه 89/5/20 | 6:0 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

چند قطعه شعر به شوق مهدی درآستانه میلاد مهدی

قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است.

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است.

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است.

عرق شرم زمین است که سرباز کم است!

چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد ، نیامدی.                                          

چه بغض‌ها که در گلو رسوب کرد ، نیامدی!

خلیل آتشین سخن؛ تبر به دوش بت شکن!                                                

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد ، نیامدی!

تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام                                                      

دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد ، نیامدی!

 

امشب ز کَرَم ، حق گُهرى داد به نرجس                            وز برج ولایت ، قمرى داد به نرجس

                                           خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس                               برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس




تاریخ : دوشنبه 89/5/4 | 12:58 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

توجه:

متذکر میشوم که در آثاری که به این موضوع پرداخته شده است تعداد اندیشمندان اهل سنت که بر ولادت امام مهدی صحه گذاشته اند از صد تجاوز میکند که جهت جلوگیری از اطالهء کلام ، طالبان را به کتب منتخب الأثر ج2 ص371 تا 393 و من هو المهدی ص427 تا 451 ارجاع میدهم.

 

اما نکتهء جالب که دریغم آمد ناگفته بگذارم این است که در میان قائلان به ولادت امام دوازدهم شیعیان از اهل سنت از هر قشر و صنف و طبقه ای (مورخ - مفسر – عارف – شاعر) به چشم میخورد. نظیر: ذهبی - مولوی -  بیهقی -بلاذری - محی الدین ابن عربی - عطار نیشابوری - نقشبندی و ... مولوی

از خدای بزرگ میخواهم که امت اسلامی را در راه شناخت حقیقت یاری و از تعصبات کور دور بدارد.




تاریخ : دوشنبه 89/5/4 | 12:22 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

میتوان به جرأت ادعا کرد که تمام اندیشمندان شیعه قائل به ولادت امام دوازدهم با نام محمد بن الحسن العسکری در پانزدهم شعبان 255 یا 256 هجری هستند. اما این دردی را دوا نمی کند زیرا آن که در موضع خصم است میتواند ادعا کند که چون شما ذی نفع هستید برای مهدی موعود روز و ماه و سال تولد ساخته اید. اما آنچه میتواند قابل اعتنا باشد این است که ما روز و ماه و سال تولد امام مهدی را از زبان خود خصم یعنی مخالفین فکری شیعه بیان کرده و ادعای خود را ثابت کنیم. لذا بر آنیم تا تولد امام مهدی را از آثار اندیشمندان اهل سنت بیاوریم تا جای شک و شبهه ای باقی نماند.

محمد بن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤول ص89 چنین می گوید:

ابوالقاسم محمد بن الحسن در سال 258 در سامره متولد شد.نام پدرش حسن خالص است و حجت و خلف صالح و منتظر از القاب اوست. وی اکنون غائب است و بعداً ظاهر میشود.

محمد بن یوسف در کفایه الطالب ص312 چنین می گوید:

امام عسکری -ع- هنگام وفات فرزندی جز محمد نداشت و گفته شده او همان امام منتظر است.

ابن صباغ مالکی در فصول المهمه ص273 و 286 چنین می گوید:

فصل دوازدهم در احوال ابی القاسم محمد حجت خلف صالح فرزند ابی محمد حسن خالص است. آن جناب امام دوازدهم شیعیان است.

یوسف بن قز اوغلی در تذکره خواص الامه ص204 چنین می گوید:

نام فرزند امام عسکری محمد و کنیه اش ابوعبدالله و ابوالقاسم است.اوست حجت و صاحب الزمان و قائم و منتظر. و امامت به وی ختم شده است.

مؤمن بن حسن شبلنجی در نور الأبصار ص168 چنین می گوید:

محمد فرزند حسن عسکری است.مادرش ام ولدی بوده به نام نرجس یا صیقل یا سوسن. کنیه اش ابو القاسم است. امامیه وی را حجت و مهدی و خلف صالح و قائم و منتظر و صاحب الزمان مینامند.

ابن حجر عسقلانی در الصواعق المحرقه ص206 چنین می گوید:

امام عسکری فرزندی جز ابو القاسم که محمد و حجت نامیده میشود باقی نگذاشت. آن کودک در هنگام وفات پدر پنج ساله بود. تذکر: ابن حَجَر از عنودترین مخالفان شیعیان است که این گونه چنین تصریحی دارد. قابل توجه برخی به اصطلاح روشنفکران که در نفی اعتقادات خود دست وهابیون را نیز از پشت بسته اند.

محمد امین بغدادی در سبائک الذهب ص78 چنین می گوید:

محمد که مهدی نیز نامیده میشود در هنگام وفات پدر پنج ساله بود.

ابن خلکان (م 681 ه) در وفیات الأعیان ج2 ص24 چنین می گوید:

ابو القاسم محمد بن الحسن العسکری  دوازدهمین امام از ائمهء دوازده گانهء شیعیان و لقب معروف وی حجت است. شیعیان عقیده دارند که وی همان منتظر و قائم و مهدی است. ولادت وی در روز جمعه نیمهء شعبان 255 هجری واقع گشته است.(در انتظار ققنوس ص162و163)

میر خواند در روضه الصفا ج3 ص؟ چنین می گوید:

محمد فرزند حسن بود. کنیه اش ابو القاسم است. امامیه او را حجت قائم و مهدی میدانند.(دادگستر جهان ص119)

عبد الوهاب بن احمد بن علی شعرانی در الیواقیت و الجواهر ج2 ص143 چنین می گوید:

مهدی فرزند امام حسن عسکری است که در نیمه شعبان سال 255 متولد شد. زنده و باقی است تا با عیسی ظهور کند. و اکنون که سنه 958 است 703 سال از عمر شریفش میگذرد.

محیی الدین ابن عربی در فتوحات مکیه ج2 ص49 چنین می گوید:

و اما ختم ولایت محمدیه متعلق است به مردی از عرب که بهترین اصل و نسب را دارا می باشد و او در زمان ما حیات دارد و او در سال 595 هجری به من شناسانده شد و من علامت و نشانهء مخصوصی را که حق تعالی از چشم بندگانش پنهان نموده بود در او دیدم و خداوند آن را برای من در شهر فاس منکشف کرد تا آنجا که خاتم ولایت را مشاهده   کردم. و اوست خاتم نبوت مطلقه که بسیاری از مردم نمی دانند. همانا خداوند او را گرفتار نمود به اهل انکار که آن مراتب کمال و علمی که از طرف حق تعالی به او داده شده است را انکار نمودند.

وقتی که ظلم و جور زمین را فرا گرفت ، مهدی خروج می کند و زمین را پر از عدل و داد می کند. آن جناب از اولاد رسول خدا و از نسل فاطمه است. جدش حسین و پدرش حسن عسکری فرزند علی النقی فرزند محمد التقی فرزند علی الرضا فرزند موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق فرزند محمد الباقر فرزند زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابیطالب است.(باب 366 فتوحات مکیه)

خواجه پارسا در فصل الخطاب چنین می گوید:

محمد بن حسن عسکری در نیمهء شعبان 255 به دنیا آمد. نام مادرش نرجس بوده در سن پنج سالگی پدرش وفات نمود. از آن زمان تا حال غائب است. اوست امام منتظر شیعیان و وجودش نزد خواص اصحاب و ثقات اهلش به اثبات رسیده است. خداوند عمرش را مانند خضر و الیاس طولانی می گرداند.(منقول از ینابیع الموده ج2 ص126)

ابو الفلاح حنبلی در شذرات الذهب ج2 ص141 و ذهبی در العبر فی خبر من غبر ج2 ص31 چنین می گویند:

محمد بن حسن العسکری بن علی الهادی بن محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق علوی حسینی می باشد. کنیه اش ابو القاسم است و شیعیان او را به نامهای خلف حجت مهدی منتظر و صاحب الزمان نامیده اند.

محمد بن علی حموی در تاریخ منصوری ص114 چنین می گوید:

ابو القاسم محمد منتظر در سال 259 در سامرا متولد شد.

ابن أثیر جزری (م630ه) در الکامل فی التاریخ ج7 ص274 در نقل حوادث سال 260 هجری چنین می گوید:

در این سال ابو محمد علوی عسکری وفات یافت.او یکی از ائمهء دوازده گانه بر طبق مذهب شیعی است و پدر محمدی است که شیعیان معتقدند وی منتظر موعود است.

ذهبی(م 748 ه) در سه کتاب خود به ولادت امام مهدی اذعان کرده است:

العبر فی خبر من غبر (ج3 ص31):

در این سال -256 - محمد بن حسن بن علی الهادی بن محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق علوی حسینی تولد یافت. وی همان ابو القاسمی است که رافضیان وی را خلف و حجت می خوانند و لقبش مهدی منتظر و صاحب الزمان است و همو پایان بخش ائمهء دوازده گانه است.

تاریخ دول الاسلام (ص113 حوادث سالهای 251 تا 260):

امام عسکری پدر منتظر رافضیان است. محمد بن الحسن که امامیه او را قائم و الخلف الحجه می نامند در سال 258 هجری تولد یافته البته 260 نیز گفته شده است.

سیر أعلام النبلاء (ج13 ص119):

منتظر شریف ابو القاسم محمد بن الحسن العسکری بن علی الهادی بن محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین الشهید بن الامام علی بن ابی طالب علوی حسینی بوده و پایان بخش سلسلهء آن دوازده سرور است.

ابن وردی(م 749 ه) در نور الأبصار ص186 چنین می گوید:

محمد بن حسن الخالص به سال 255 ولادت یافته است.

شبراوی شافعی(م 1171 ه) در الاتحاف بحب الأشراف ص68 چنین می گوید:

ولادت امام مهدی محمد بن حسن عسکری در نیمهء شعبان 255 بوده است.

خیر الدین زرکلی(م 1396 ه) در الأعلام ج6 ص80 چنین می گوید:

ابو القاسم محمد بن حسن عسکری خالص بن علی الهادی آخرین حلقه از سلسلهء دوازده امام شیعیان است. وی در شهر سامرا متولد گشت و هنگامی که پدرش از دنیا رفت پنج سال داشت. دربارهء تاریخ تولدش گفته شده که در شب نیمهء شعبان 255 به دنیا آمده است و تاریخ غیبت ایشان 265 ذکر شده است.




تاریخ : دوشنبه 89/5/4 | 12:21 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

میلاد مهدی موعود

 

سؤال: آیا موعود منتظر در قید حیات است؟ آیا اصلاً به دنیا آمده است؟

مقدمه: 

منجی موعود وعدهء همهء ادیان آسمانی و زمینی است و در هر یک به نامی مشهور است. در آئین زرتشت او را سوشیانس میخوانند که ایرانی است و پیرو زرتشت. در آئین یهود او را سرور میکائیلی می نامند که از بنی اسرائیل و پیرو موسی است. در آئین مسیح او همان مسیح موعود است. در آئین اسلام او مهدی منتظر است.. در آئین اسلام او دوازدهمین امام و جانشین پیامبر خاتم. در آئین هندو او را ویشنو می دانند. در آئین مجوس او هوشیدر است. بودائیان عقیده به بازگشت بودا دارند. اسپانیائی ها منتظر بازگشت رودریک هستند و مغولان نیز در انتظار بازگشت تموچین یا همان چنگیز هستند.(دادگستر جهان ص66 - در انتظار ققنوس ص43 - المهدیه فی الاسلام ص43 و 44 - الامامه و قائم القیامه ص270)

نکته:

موعود منتظر را میتوان از نژاد ایرانی به شمار آورد ؛ چون مادر امام سجاد -ع-  بنا بر نقلی شهربانو دختر یزدگرد ساسانی است. و میتوان او را از بنی اسرائیل دانست ؛ چون بنی هاشم و بنی اسرائیل هر دو از نسل ابراهیم -ع- هستند. و از عیسویان محسوب کرد ؛ چون مادرش نرجس خاتون اصالت رومی و آئین مسیحی داشته است.(دادگستر جهان ص67) )

مهدی در آئینهء احادیث

در 91 حدیث اینگونه وارد شده که امامان دوازده نفرند اولشان علی بن ابی طالب و آخرشان مهدی است.

در 94 حدیث اینگونه آمده است که امامان دوازده نفرند و آخرشان مهدی است.

در 107 حدیث امامان دوازده نفر معرفی شده اند که 9 نفرشان از نسل حسین -ع- و نهمی آنان قائم -عج- است.

در 389 حدیث مهدی از عترت پیامبر معرفی شده است.

در 314 حدیث مهدی از اولاد علی -ع- دانسته شده است.

در 192 حدیث وی از اولاد فاطمه -س- برشمرده شده است.

در 185 حدیث آن حضرت از اولاد حسین -ع- معرفی شده است.

در 148 حدیث او را نهمین فرزند امام حسین -ع - دانسته اند.

در 103 حدیث او فرزند محمد بن علی الباقر -ع- دانسته شده است.

                                                                                                                               در 103 حدیث نیز فرزند جعفر بن محمد الصادق -ع-  معرفی شده است.

در 101 حدیث وی فرزند موسی بن جعفر -ع- اعلام شده است.

در 99 حدیث مهدی ششمین فرزند امام صادق -ع- معرفی شده است.

در 98 حدیث او پنجمین فرزند امام کاظم -ع- معرفی شده است.

در 95 حدیث آن حضرت چهارمین فرزند امام هشتم دانسته شده است.

در 90 حدیث وی سومین فرزند امام جواد -ع- برشمرده شده است.

در 90 حدیث مهدی از اولاد امام هادی -ع- معرفی شده است.

در 145 حدیث او فرزند امام حسن عسکری -ع- معرفی شده است.

 در 148 حدیث نام پدر امام مهدی -ع- حسن دانسته شده است.

 در 47 حدیث مهدی همنام و هم کنیهء رسول خدا معرفی شده است.




تاریخ : دوشنبه 89/5/4 | 12:15 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

به نام خدا

به بهانه میلاد سه نور

1 – امروز (24 تیر ماه – 3 شعبان) هفتادمین سالروز میلاد رهبر فرزانه انقلاب است. تقارنش را با ولادت با سعادت امام سوم ؛ حسین بن علی (ع) به فال نیک گرفته ، به علاقمندان و ارادتمندانش تبریک میگویم.

2 – امروز روز ولادت بزرگ پاسدار شریعت نبوی (ص) ؛ حسین بن علی (ع) است. روزی که به حق آن را روز پاسدارش نامیده اند. (البته اگر برخی آن را مصادره به مطلوب نکنند.)

چنان که در میلاد مولی الموحدین ؛ علی بن ابی طالب (ع) عباراتی را از زبان اندیشمندان غیر مسلمان در تجلیل مقام بی رقیب آن حضرت تقدیم نمودم ، از باب خوشتر آن باشد که سرّ دلبران – گفته آید از زبان دیگران ، این بار نیز میخواهم تجلیل متفکران و انقلابیون غیر مسلمان و غیر شیعه را از سرور و سالار شهیدان ؛ حسین بن علی (ع) تقدیم عزیزان نمایم. باشد که مقبول افتد.

مهاتما گاندی(رهبر استقلال هند): من پس از مطالعه زندگی امام حسین (ع) به این نتیجه رسیده ام که: اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند.

محمد علی جناح(قائد اعظم پاکستان): هیچ نمونه ای از نظر شجاعت و فداکاری ، بهتر از امام حسین (ع) در عالم پیدا نمیشود و باید تمام مسلمانان از سرمشق این شهید پیروی کنند.

توماس کارلایل(فیلسوف و مورخ انگلیسی): بهترین درس از تراژدی کربلا این است که: حسین (ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها ثابت کردند که تفوّق(برتری) عددی در مصاف حق با باطل ، اهمیت ندارد و پیروزی حسین (ع) با وجود در اقلیت بودن ، باعث تعجب من است.

ادوارد براون(مستشرق انگلیسی): آیا قلبی پیدا میشود وقتی درباره کربلا سخن میشنود آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را - یعنی امام حسین (ع) - که این جنگ تحت لوای آن انجام گرفت ، انکار کند.

بوید میگوید: افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را ستوده اند و همین رمز عظمت امام حسین (ع) است. و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا میگویند ، شرکت کرده ام ، هر چند که هزار و سیصد سال از تاریخ آن میگذرد.

واشنگتن ایروینگ(مورخ آمریکائی): امام حسین (ع) خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رهائی اسلام از چنگال بنی امیه آماده کرد ... و به همین دلیل روح حسین (ع) فنا ناپذیر است. ای پهلوان! و ای نمونه شجاعت! و ای شهسوار من! ای حسین!

توماس ماساریک: گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح(ع) مردم را متأثر میسازند ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین (ع) وجود دارد ، در پیروان مسیح(ع) یافت نمیشود و گویا سبب آن باشد که مصائب مسیح(ع) در برابر مصائب حسین (ع) مانند پر کاهی است در مقابل یک کوه غول پیکر!

موریس دو گبری: گفته میشود: حسین (ع) برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت. بیائید ما هم شیوه او را سرمشق زندگی خود قرار دهیم تا یا از زیردستی استعمارگران خلاصی یابیم و یا مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم.

ماربین(خاور شناس آلمانی): حسین (ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی داد و نام اسلام را در تاریخ جاودانه کرد و نشان داد که ظلم و بیداد پایدار نیست و بنای ستم هر چه به ظاهر عظیم و استوار ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت.

جرج جرداق مسیحی: وقتی یزید مردم را تشویق به ریختن خون حسین (ع) میکرد ، آنها میگفتند: چقدر صله = پاداش میدهی؟ اما یاران حسین (ع) میگفتند: حتی اگر هفتاد بار هم کشته شویم باز حاضریم در راهت بجنگیم و به فیض شهادت برسیم!

آنطون بارا مسیحی: اگر حسین(ع) از ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمیافراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا مینمودیم و مردم را با نام حسین (ع) به مسیحیت فرا میخواندیم.

تاملاس توندون هندو(رئیس کنگره ملی هند): فداکاری و شهادت امام حسین (ع) سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است.

عبدالرحمان شرقاوی(نویسنده مصری): حسین (ع) شهید راه دین و آزادی است. نه تنها شیعه باید به نام او ببالد بلکه تمام آزادمردان دنیا باید به این نام شریف افتخار کنند.

نکته:

ما پیروان مکتب اهل بیت و عاشورائیان وقتی از زبان دیگران که هیچ سنخیتی از نظر اعتقادی با ما ندارند ، این قبیل تعاریف را میشنویم ، به راه خود دلگرم و به داشتن چنین الگوهائی به خود میبالیم. امید عاملان صادقی بر گفتار و سیره آن امامان همام باشیم.

میلادشان گرامی باد.




تاریخ : پنج شنبه 89/4/24 | 7:41 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

 امام خمینی در کتاب کشف اسرار، بعثت رسول اکرم(ص) را اینگونه توصیف می کند:« خداى جهان در آن زمان که بشر در هر جا زندگى مى‏کرد، بزرگى و سرافرازى خود را به آن مى‏دانست که یا آتشکده‏اش از همه آتشکده‏ها بزرگ‏تر و افروخته‏تر باشد و یا بت‏خانه‏اش سرافرازتر و بت‏هایش بزرگ‏تر و از فلزّات پرقیمت‏تر باشد ـ آن‏هایى که خدایشان طلا بود و عرض و طولش بیش‏تر بود، البته اهمیت و سربلندیشان بیش‏تر بود، حتى خدایان را در جنگ‏ها با ارابه‏هاى بزرگ حمل مى‏کردند؛ چنانچه اهل مکه «هُبَل» را، که بت بزرگ بود، براى جنگ با مسلمین آوردند ـ در چنین روزى، پیمبر اسلام را از جانب خود به رسالت مبعوث کرد.

اول پیشنهادى که به بشر آن روز کرد، این بود که این خدایان را که ساختید، باید درهم شکنید و با توحید خداى جهان به رستگارى رسید: «قولوا لا إله إلاَّ اللّه‏ُ تُفلحوا.»

پس از آن کم‏کم قانون‏هاى آسمانى که همه پایه‏اش بر اساس عقل استوار بود، براى بشر آورد و آراء و پندارهاى جاهلانه و سرخودى‏هاى آن‏ها را برانداخت و تشکیل یک حکومت عادلانه، که پایه‏اش بر قوانین آسمانى استوار بود، داد و پس از بیست و چند سال کوشش‏هاى طاقت‏فرسا، با گفتارهاى منطقى الهى و سیره و کردار عادلانه و اخلاق بزرگ، جالب قلوب و نیروهاى شگرف آسمانى و زمینى و جان‏بازى فداکاران در راه آیین مقدّس خدایى، موفق به یک تشکیلات با اساسى شد که پایه‏اش با عدالت و توحید برقرار بود.»

اگر اینگونه به سیره سیاسی پیامبر نگاه کنیم، می بینیم که هیچ وقت سیاست به خودی خود در نظر پیامبر اصالت نداشته بلکه همیشه سیاست تابع اخلاق و معنویت بوده است. لذا اگر اسلام موفق شد که در چنان جامعه جاهل و فاسد و بدوی حجاز به آن سرعت اصلاحاتی وسیع و عمیق و بادوام انجام دهد و ملتی منحط و از هر حیث فقیر را در مدت کوتاه به آن درجه از ترقی و تعالی برساند و تمدنی عظیم را پی ریزی نماید، مهمترین سبب و علتش همان اخلاقیات و معنویات بود. در جوامعی که به سیاست اصالت داده شود و اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و اخلاق و معنویات مؤثر از آن باشند، قطعآ هر نوع بداخلاقی در جامعه رواج پیدا کرده و رو به فساد و تباهی خواهد رفت.

برترین و مهمترین هدف برنامه های رسول گرامی اسلام، همانطور که در نخستین اعلان عمومی و شعار رسمی اش بیان شد، همانا «قولوا لا إله إلاَّ اللّه‏ُ تُفلحوا.» یعنی فلاح و رستگاری انسانها و در نتیجه رسیدن به تقوای الهی است و این وقتی است که سیاست تابع اخلاق و معنویت شود. در این صورت سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست خواهد شد.




تاریخ : پنج شنبه 89/4/17 | 11:24 صبح | نویسنده : محمد رجایی | نظر

بسمه تعالی

به مناسبت میلاد حیدر کرّار

علی(ع) در سال 30 عام الفیل در داخل کعبه به دنیا آمد. اتفاق نادری که از امتیازات و افتخارات ایشان محسوب شد. بدین مناسبت بی مناسبت ندیدم که در معرفی مقام شامخ آن حضرت مطالبی را از زبان کسانی که از نظر عقیدتی یا سیاسی هم جهت با آن حضرت نبودند ، قلمی کنم. باشد که به مثابه پرِ کاهی به آستان رفیع علی(ع) باشد.

ابن صبّاغ مالکی در باره شرافت مکان ولادت علی(ع) میگوید: فرزند پاک از نسل پاک در جایی پاک. شریفترین مکانِ مسجد ، کعبه است. هیچ کس جز علی(ع) در کعبه دیده به جهان نگشود. مولودی که در بهترین روزها(جمعه) ، در ماه صلح و صفا(رجب) و در خانه خدا(کعبه) متولد شد.(فصول المهمه ، ص43 – 45)

مالک بن انس(رئیس یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت): دشمن علی(ع) زنا زاده است.(فرائد السمطین ، ج1 ، ص365)

ابن حجر عسقلانی: دشمن علی(ع) منافق است.(الصواعق المحرقه ، ص357)

احمد بن حنبل(رئیس یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت): پیامبر(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: یا علی! لایُحبُّک إلّا مؤمن و لا یُبغِضُک إلّا منافق = یا علی! تو را فقط مؤمنان دوست دارند و تو را فقط منافقان دشمن میدارند. و سپس ابن حنبل اشاره به حدیث علیّ قسیم بهشت و جهنم است ، میکند و میگوید: مؤمن جایگاهش بهشت و منافق جایگاهش دوزخ است.(طبقات الحنابله ، ج1 ، ص320)

ابن جوزی از فقها و ادیبان برجسته اهل سنت: اگر حروف مقطعه قرآن را با هم تلفیق کنیم این عبارت رسا از آن در می آید: صراطُ علیٍّ حقٌّ نُمسِکُهُ = راه علی(ع) حق است ، آن را طریقت خویش میسازیم.(علی از زبان دیگران ، ص 85)

شافعی(رئیس یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت) در قالب شعری بسیار زیبا علی(ع) را چنین توصیف میکند:

علیٌّ حُبُّه جُنَّه                    إمام الناس و الجِنّه

وصیُّ المصطفی حقاً           قسیم النار و الجَنَّه

دوستی علی سپر آتش دوزخ است.          او امام انس و جن است.

او وصی بر حق پیامبر است.                      و تقسیم کننده بهشت و جهنم میباشد.                                                                                                    (امام علی(ع) خورشید بی غروب ، ص287)

وی همچنین در شعر دیگری  چنین  میگوید:

لو أنّ المرتضی أبدی محلّه         لَصار الناسُ طُرّاً سُجَّداً له

و مات الشافعی و لیس یدری         علیٌّ ربُّه أم ربُّه الله!

اگر مقام علی(ع) کشف میگردید           همه مردم در مقابلش به سجده می افتادند.

و شافعی در حالی به استقبال مرگ میرود که نمیداند         علی(ع) پروردگار اوست یا الله خدای او میباشد. (همان)

گنجی شافعی: پیامبر(ص) فرمود: یا علی(ع) اگر درختان قلم شوند و دریاها مرکّب گردند و جن محاسبه کنندگان باشند و انسانها نویسندگان باشند ، نمیتوانند فضایل تو را إحصا کرده و برشمارند.(کفایه الطالب ، باب62 ، ص251) ابن ابی الحدید معتزلی نیز این حدیث را در شرح نهج البلاغه خود آورده است.(امام علی(ع) خورشید بی فروغ ، ص293- 294)

إبن أبی الحدید معتزلی قصیده بلند بالایی دارد تحت عنوان عینیه که فقط به چند بیت آن تبرک میجوئیم:

والله لو لا حیدرَ ما کانتِ      الدنیا و لا جمع البریه مَجمعُ = به خدا سوگند! اگر علی(ع) نبود ، نه دنیایی وجود داشت و نه مردم نیک مرام جمع میشدند.

مِن أجلِه خُلِق الزمانُ و ضُوِّئت    شُهُبٌ کَنَسنَ و جَنَّ لیلُ أدرَع = به خاطر او زمان خلق شده است و ستارگان غروب میکنند و تاریکی شب پایان میپذیرد.

عِلم الغیوب إلیه غیر مدافع     و الصبح أبیض مُسفرٍ لا یُدفَع = کلید علم غیب در دستان اوست و کسی(غیر از او) مدعی آن نیست!(اشاره به سَلونی قبل أن تفقدونی در یکی از خطبه های نهج البلاغه) مانند طلوع صبح که شب نمیتواند آن را دفع کند.

و إلیه فی یوم المعاد حسابنا       و هو المَلاذُ لنا غداً و المفزعُ = حساب همه ما در روز قیامت با او است. او پناه و تکیه گاه ما در روز بازپسین است.

أهواک حتی فی حُشاشه مُهجَتی     نارٌ تشُبُّ علی هواک و تلذَعُ = تو را چنان دوست دارم که در ذره ذره قلبم ، آتشی است که بر محبت و شوق تو شعله میکشد.

و رأیتُ دین الإعتزال و إننی    أهوی لأجلک کلَّ مَن یتشیَّعُ = من سنی معتزلی هستم ولی ، به خاطر تو هر مدعی تشیع را دوست دارم.

مولوی در دیوان شمس در شأن علی(ع) سروده ای دارد که از جهاتی بسیار جالب توجه است:

تا صورت پیوند جهان بود ، علی بود.                تا نقش زمین بود و زمان بود ، علی بود.

شاهی که ولی بود و وصی بود ، علی بود.      سلطان سخا و کرم و جود ، علی بود.

مسجود ملائک که شد آدم ، ز علی بود.         آدم چو یکی قبله و مقصود ، علی بود.

هم آدم و هم شیث و هم ایوب ، علی بود.     هم یوسف و هم یونس و هم هود ، علی بود.

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس     هم صالح پیغمبر و داوود ، علی بود.

آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس                 در خوان جهان پنجه نیالود ، علی بود.

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن             کردش صفتِ عصمت و بستود ، علی بود.

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم              از روی یقین در همه موجود ، علی بود.

این کفر نباشد ، سخن کفر نه این است.       تا هست علی باشد و تا بود ، علی بود.

بی جهت نیست که کسانی همچون جرجی زیدان مسیحی این گونه شیفته علی(ع) باشند و بگویند: اگر بگویم مسیح از علی(ع) بالاتر است ، عقلم اجازه نمیدهد و اگر بگویم علی(ع) از مسیح بالاتر است ، دینم اجازه نمیدهد.(علی(ع) فراسوی ادیان ، ص16)

حسن ختام نوشته را شعر زیبا و مؤیَّد شهریار در حق علی(ع) قرار میدهم:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را؟               که به ماسوا فکندی همه سایه هما را؟

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین              به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من            چو اسیر توست اکنون ، به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابو العجائب                  که عَلَم کند به عالَم شهدای کربلا را؟

نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت        متحیِّرم چه نامم شه مُلک لافَتی را؟

عبارتی نیز از دکتر شریعتی در توصیف شیعه حقیقی علی(ع): کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟ خدایا به من بگو تو خود چگونه میبینی؟ آیا عشق ورزیدن به اسمها ، تشیُّع است؟ یا شناختن مسمّاها؟ و بالاتر از این ، یا پیروی از رسمها؟(نیایش ، ص103)

راستی ما به عنوان شیعیان علی(ع) در شناختن و شناساندن مقام شامخ علی(ع) و فرزندانش کوتاهی نکرده ایم؟ البته اگر نگوئیم برخی از ما با لجاجت عجیبی سعی در انکار فضایلی داریم که مخالفان مشی سیاسی آن حضرت هم بر آن مهر تأیید میزنند. چرا چنین است؟ دلجوئی از مخالفان؟ پیراستن خرافه ها؟ اصلاح در دین و آئین نبوی و علوی؟!!!




تاریخ : جمعه 89/4/4 | 2:18 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر