سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

.......... ادامه پرسش ها از حجت الاسلام زیبایی نژاد..............

منظور ما از دولت مشخصا قوه مجریه نیست بلکه همان حاکمیت است، لذا شما اگر مسئولیت خانواده ها و مردم و همه را در نظر بگیرید این باعث سلب مسئولیت از صداو سیما، حوزه، آموزش و پرورش و امثالهم نمی شود!
مشکل ما همین است که وقتی آموزش و پرورش شما دولت سالار شد، به معنی اینکه خانواده اتصالی به مدرسه نداشت و مدیر مدرسه فقط بخشنامه اجرا کرد و دغدغه حوزه علمیه شما در بخش اداری در حد دولت بزرگ شد، مثل یک وزارتخانه که دغدغه مدرک طلاب و نان و آب طلاب را دارد و میزان کارآمدی طلاب در میدان جامعه، حتی دغدغه دوم حوزه هم نیست و یا وقتی دولت آقای احمدی نژاد می گوید مسجد می سازیم، بیشترین ضربه را می زند؛ چرا؟ چون باید حساسیت های عمومی به سراغ مسجد سازی بیاید نه اینکه خودش وعده بدهد که مسجد می زنیم. من به عنوان مردم اگر مسجد بسازم و پول از جیب خودم بدهم، تعلق خاطر پیدا می کنم و برای رونق آن تلاش می کنم، ولی وقتی دولت مسجد می سازد من عقب می روم.
درباره همین مثال مسجد سازی یعنی نظر شما این است که دولت نباید کار اجرایی انجام دهد و فقط فرهنگ سازی کند؟ درباره حجاب هم همین طور؛ البته با اغماض از کوتاهی خانواده ها که امر تربیت را به دولت سپردند به این امید که دولت اسلامی شده است و از آن طرف هم دولت تربیت را به امید خانواده ها رها کرده است.
من می خواهم از شما سوال کنم که: شما دلیلی دارید که بگوید دولت موجود دلسوز تر از مردم برای خودشان است؟ دولت آرمانی را عرض نمی کنم، منظورم وضعیت موجود است. آیا بیشتر از مردم می فهمد؟ و آیا بهتر از مردم اجرا می کند؟ پیش فرض دولت سالاری این است که من مصلحت ها را بهتر می فهمم، دغدغه ام و حساسیتم بیشتر است و بهتر هم اجرا می کنم. این سه تا محل سوال است.
**>
اما آنچه که توقع از دولت را بالا می برد امکانات زیاد آن است.
فرض می کنیم امکانات سخت افزاری و پول را دادیم به دست حاکمیت. خب چکار می تواند بکند؟ ذهنی حرف نزنیم چکار می تواند بکند؟! یعنی بالاخره شما هستید و مجموعه هایی مثل وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات. کار فرهنگی کردن در جامعه روی کاکل انگیزه اداره می شود و اگر بخشنامه ای شد زمین می خورد. یعنی سیستم کار فرهنگی مثل دوره جنگ است که بسیج را داشتیم و ارتش متدین شده شاه را هم داشتیم. ساختار بسیج طوری بود که طرف به فکر پول گرفتن نبود که! می خواست برود از مملکت دفاع کند و حاضر بود جانش را هم بدهد. اما در ارتش غالبا اینطور نبود. یعنی آن خط هایی که می سپردند دست ارتش تسخیر نمی شد، چون با بخشنامه پیش می رفتند؛ ولی در بسیج اینطور نبود. شما باید در عرصه کار فرهنگی از معادلات بسیجی استفاده کنید. شبکه ها و پیوندهای اجتماعی با محوریت دین حول مسجد و روحانیت با انگیزه ایحاد کنید. اگر روزی دولت آمد و گفت من برای فرهنگ هیچ کاری نمی کنم، چه می شود؟ در دوره شاه می دانستیم که شاه برای ما هیچ کاری نمی کند یعنی شایعه شده بود در خیابان بچه دزدی می شود و مادر ما ظهر نمی گذاشت ما پایمان را بگذاریم بیرون و یا اگر یک ربع از مدرسه دیرتر می آمدیم، مواخذه می شدیم. چون می دانستند کسی پشتوانه آنها نیست. خانواده باید درگیر حل مساله شود و حس کند مسئول اصلی تربیت است و باید شبکه خانوادگی ایجاد کنیم تا در این شبکه محلی و خانوادگی و شبکه متدینین کارهای فرهنگی جور شود که در آن صورت است که مطالبه شکل می گیرد.
برای مثال فرض کنید پانصدهزار زن خانه دار در یک کشوری شبکه راه انداختند. به یک شرکتی مثل سامسونگ گفتند مصرف انرژی دستگاه هایت C هست و باید به B برسد. با کارشناسان هم مشورت می کنند که آیا امکان اصلاح وجود دارد یا خیر؟ و اگر شدنی بود دو سال فرصت می دهند که اکر تغییر کرد که وسایلت را می خریم و الا تحریم می کنیم و از جایی دیگر می خریم. شرکت هم چرتکه می اندازد برای نگه داشتن این عده مشتری و خودش را بواسطه مطالبه مشتریانش اصلاح می کند. اگر جامعه قوی باشد، تمدن اسلامی روی پایه خانواده و جامعه قوی استوار می شود نه دولت بزرگ. ما نیازمند به دولتی که انتظام اجتماعی ایجاد کند هستیم؛ اما آن دولت باید بر بستر مطالبات اجتماعی کارش را انجام دهد. اگر مطالبات اجتماعی را بتواند شکل بدهد موفق می شود و الا پیش بینی می کنیم که زمین می خورد.
البته من معتقد نیستم که دولت به عرصه نیاید. معتقدم تا حدی باید ترس از تخلف در جامعه باشد چرا که نباید متخلف حس کند کارش عادی است. گاهی هم شما قدرت ندارید اما وانمود می کنید که قدرت دارید. خود این ترس ایجاد می کند. فرض کنید اگر امروز همه زن ها اراده کنند با لباس نامناسب بیرون بیایند، ممکن است زور حکومت به آنها نرسد؛ ولی نزد تک تکشان که بروید می ترسند. این ترس برای جامعه مفید است.
بحث ما این است که نیروی انتظامی تا چه حدی موفق است در مواجهه با این مساله بدون مخاطراتی که هزینه را بیشتر از فایده کند. آیا نیروی انتظامی می تواند با آن 67 درصد اگر درست باشد مقابله کند؟ اگر در برابر برخورد نیروی انتظامی یک نهادی از متخلف دفاع کرد، باید چه کرد؟
نیروی انتظامی در زمان احمدی نژاد می گفت ما اقدام می کنیم اما رئیس جمهور مانع ماست. من به دوستان دانشگاه هم می گفتم که اول تکلیف حاکمیت باید با خودش روشن شود. تنها جایی که دیدم درست عمل شد بر سر کارت سوخت بود که به دولت احمدی نژاد گفتند از واکنش مردم نترسیدید؛ گفتند بررسی کردیم چند تا پمپ بنزین را آتش می زنند و بعد مساله حل می شود و بودجه آن چند تا را کنار گذاشته ایم. به دانشجویان گفتم وقتی می خواهید مثلا طرح عفاف را اجرا کنید، می توانید حدس بزنید مقاومت اجتماعی آن چقدر است؟ مثلا اساتید چقدر مقاومت می کنند، دانشجویان چقدر؟ باید بتوانید پیش بینی کنید و اگر پیش بینی کردید و گفتید نتیجه برای ما مهم است جامعه باید سنگ ها را وا بکند، به طوریکه اگر دانشجویان مقاومت کردند، رئیس دانشگاه پشتشان را خالی نکند، وزارت علوم پشت رئیس دانشگاه را خالی نکند و نهایتا رئیس جمهور پشت وزارت علوم را خالی نکند.
در همه محیط ها از جمله دانشگاه معمولا روسا بیشتر سوادعلمی دارند تا فقهی و اسلامی، قاعدتا کار برای حجاب باید توسط افراد با سواد مربوطه باشد که مشخصا روحانیون اند و مهم ترین جا برای تربیت آنها حوزه علمیه است و باید پرسید تا حالا چه کرده اند و آیا موثر بوده اند یا نه و اینکه طبق تعریف شما حوزه در کجای حکومت اسلامی امروز قرار دارد؟ آیا بخشی از حکومت هست یا نه؟
مقدمه ای را عرض کنم، بحث قواعد هنجاری، فعلا شرعی نه، در محیط اجتماعی ممکن است قواعدش با محیط های خاص فرق کند. برای مثال ترکیه در زمان لائیک ها قبل از اردوغان در جمهوری های آسیای میانه دانشگاه تاسیس کرد و همان زمان حجاب را ممنوع کرده بود. اما قانونشان این بود که دانشگاه محیط علمی است و اگر دختر و پسر در دانشگاه به روابط شخصی بپردازند یا یک حدی از حدود را رعایت نکنند، مثلا اگر با دامن کوتاه به دانشگاه بیایند باید از دانشگاه اخراج شوند.
چرا این کار را می کنند؟! چون به این توافق اجتماعی رسیده اند که محیط دانشگاه یک محیط علمی است و قواعد علمی بر آن حاکم است چه مذهبی باشیم چه نباشیم. مثلا کسی از آمریکا آمده و می گوید خانمی درآمریکا در روز تعطیل در باشگاه های شبانه خودفروشی می کند. فردای همان روز در روز کاری به محل کار می رود و اگر کسی در محیط کار به او چپ نگاه کند با وی برخورد شدید می شود. چرا که اقتضای محیط کار با اقتضای محیط فراغتی فرق می کند. عقلا هم به همین نتیجه رسیده اند. یا در مثال دیگر دانشجوی ایرانی از انگلیس آمده و دیدند دیگر قصد برگشت ندارد که پس از تحقیق فهمیدند وی در آنجا به زنی متلک پرانده و با وی برخورد جدی شده است. در غرب روابط جنسی آزاد است، اما بی ضابطه هم نیست و اگر قرار باشد مزاحمت جنسی ایجاد شود برخورد شدید می کنند.
در کشور ما دانشگاه پشت دانشگاه تاسیس می شود؛ اما فضای آن فضای فراغتی است. طلبه ای از افغانستان آمده و می گوید در افغانستان در دانشگاه هم تحصیل می کند، سر کلاس دختر و پسر کنار هم می نشینند و دختر حجاب اسلامی هم ندارد اما فضا کاملا علمی است و دانشجویان آمده اند که درس بخوانند. پس چه اتفاقی می افتد که در کشور ما دانشگاه می شود فضای فراغتی و فضای عربده کشی سیاسی برای جناح ها و قواعد محیط علمی بر آن حاکم نیست؟ یکی می شود انقلابی و فریاد می زند و دیگری می شود غیر انقلابی و فریاد می زند.
در خیلی از کشورها بر سر محیط های علمی معامله نمی کنند. یعنی اول باید تکلیفتان را مشخص کنید که دانشگاه برایتان محیط علمی است یا فراغت؛ اگر محیط علمی شد باید قواعد علمی در آن برقرار شود یا نه؟ واقعا آیا کسی باید جرات داشته باشد در محیط دانشگاه مواد مخدر توزیع کند؟ یا از این دست اقدامات بکند؟


راه حل این مساله در کشور ما چیست؟ راه مشخصی دارد؟
به نظرم می شود این توافق را تا حدودی گرفت یعنی سیاسی شدن بحث حجاب به شدت اختلال ایجاد می کند. چرا باید افراد جرات پیدا کنند در غیرحوزه صلاحیتشان در تبلیغات ریاست جمهوری یا مجلس ورود پیدا کنند؟ این تخلف است. مثلا رئیس جمهور بیاید در تبلیغات درباره گشت ارشاد حرف بزند. اصلا مگر در حوزه مسئولیت اوست؟ یک سازوکاری دارد ایجاد گشت ارشاد که در حوزه ریاست جمهوری نیست. به نظرم شورای عالی انقلاب فرهنگی نباید وارد حوزه تایید صلاحیت رئیس دانشگاه تهران شود؛ چون نزدیک 99 درصد پیشنهادات وزارت علوم در این زمینه از روی مماشات یا همکاری تایید شده است. آنچه که ما در آن گرفتاریم این است که قاعده محیط علمی نداریم و باید با کمک نخبگان و مسئولین تدوین شود و اینطور نشود که چند نفر پشت درهای بسته قاعده تصویب کنیم که بشود منشور شورای عالی انقلاب فرهنکی که کسی انگیزه خواندن آن را هم ندارد، چه برسد به اینکه به آن عمل کند.




تاریخ : چهارشنبه 97/1/22 | 2:8 عصر | نویسنده : علی رضائی | نظر