سفارش تبلیغ
صبا

 

درپی درخواست یک مسؤول ذی ربط از مسؤول ذی ربط دیگر مبنی بر عذرخواهی از ملت در مورد توافقنامه برجام و البته نظر به خجالت مسؤولان حیامند ما در عذرخواهی از مردم به خاطر کوتاهی های کوچک و احتمالی شان در طول مسؤولیت، بدینوسیله ملت ایران بر خود واجب می داند به خاطر موارد زیر از مسؤولان دلسوز و پرتلاش خود عذرخواهی کند:

* ملت هنوز نتوانسته تمام(!) جان و مال و فرزندان و حیثیتش را فدای منویات مسؤولان کند.

* با همه ی تلاش های بی شائبه مسؤولان و هزینه های برون مرزی شان، استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل همچنان بر صفحه ی روزگار خودنمایی می کنند.

* علیرغم توصیه های خیرخواهانه ی مسؤولان بر ازدواج جوانان، هنوز12 میلیون جوان مجرد عُرضه نداشتند از فرصت این توصیه ها استفاده کنند و سر و سامان بگیرند.

* با همه ی برنامه ریزی های مدبرانه ی مسؤولان در تقویت تولیدات داخلی و جلوگیری ازورود کالاهای قاچاق، تولید کننده ها و کارخانه جات و کارگاه های تولیدی قدیم و جدید نتوانستند خود را سرپا نگه دارند و بالاخره ورشکسته شدند.

* مردم ظرفیت نداشتند چند ده میلیون حقوق ماهیانه و چند میلیارد پاداش ناقابل پایان خدمت مسؤولان کوشا، مدبر و دلسوز خود را تحمل کنند و آن را به عنوان حقوق های نجومی رسانه ای کردند.

* مردم بیش از این نمی توانند خودروهای باکیفیت ساخت داخل بخرند و بروند خودشان را در جاده ها در پای مسؤولان خود قربانی کنند؛ تا مگر مسؤولان شان هیچوقت نمیرند و از پست های مسؤولیت شان هم استعفا ندهند.

* مسؤولان ما هرکاری از دست شان برمی آمده، انجام داده اند تا مردم را خوشحال کنند، اما باز آن ها جزو ناامیدترین، عصبانی ترین و غمگین ترین مردم دنیا هستند. برنامه های شاد تولید می کنند، کنسرت می گذارند، رفاه ایجاد می کنند، جنبه های معنوی زندگی شان را تقویت می کنند و... اما فایده ای ندارد.

* مردم بدون توجه به مدیریت کارآمد مسؤولان ما در مورد آب، هنوز آب های زیادی را برای خوردن، حمام کردن و شستن ظرف مصرف می کنند.

* مردم بیش از این نتوانسته اند پابه پای مسؤولان پرتوان شان در راه اصلاح و مدیریت جهان قدم بردارند.

* با وجود وام های متعدد خود اشتغالی، هنوز مردم نتوانسته اند بیکاری را از کشور ریشه کن کنند.

* به خاطر انتخاب های بد مردم در گزینش رؤسای جمهور، مقاماتی مانند رئیس مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه، سرداران سپاه و ائمه جمعه مجبور می شوند برای رفع مشکلات مردم – علیرغم میل باطنی و مسؤولیت های قانونی شان - در امور اجرایی و سیاست داخلی و خارجی  دخالت کنند.

* مردم توان و اخلاصی مانند مسؤولان نداشته اند که بتوانند کمبودهای درمانی کشور از جمله پزشک، دارو، اعتبارات، مراکز درمانی و... را تحمل کنند و برای رفع آن ها به خارج از کشور نروند.

امیدواریم مسؤولان ما ناتوانی های مردم را به بزرگی و توانایی خودشان ببخشایند.

(27/2/97)

 




تاریخ : شنبه 97/2/29 | 3:39 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

پیامبرگرامی(ص) فرموده است: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا؛ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ/ میان شما دو چیز سنگین و گران‏بها مى ‏گذارم، اگر بدان چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید: قرآن و عترت من أهل بیتم، و این دو از هم جدا نشوند تا در کنار حوض بر من درآیند».


نخبگان شیعه – وبه تبع آن ها مردم جامعه – در برخورد با ثقلین به دو گروه تقسیم شده اند:

دسته ی اول)

این دسته قرآن را فقط به شکل های زیرگرامی داشته اند:

    - با آب طلا نوشته و در جلدهای چرمین نگه داشته اند.

    - برمزار مردگان و در مراسم ختم آن را خوانده اند.

    - به صوت و لحن و تجویدش توجه فراوان کرده اند.

    - به حفظ کردن قرآن کوشیده اند.

    - آیاتی از قرآن را که برای رفع گرفتاری ها، افزایش رزق، تزویج با حورالعین، التیام دردهای جسمی و... بوده را در کتاب ها جمع کرده و به خواندن شان مداومت می ورزند.


و اهل بیت را نیز به شکل های زیر گرامی می دارند:

    - در مراسم وفات و شهادت شان دهه ها برگزار می کنند و میلادشان را گرامی می دارند.

    - درگرفتاری ها به آن حضرات متوسل می شوند و از آن ها حاجت می خواهند.

    - برای اثبات حقانیت اهل بیت و مظالمی که برآن ها رفته کتاب ها می نویسند و می خوانند و جلسات بحث و جدل می آرایند.

    - هرجا سخنی از آن ها نقل شده باشد- بدون توجه به وثاقت آن و انطباقش با آموزه های قرآن – می پذیرند.

    - فلسفه وجود اهل بیت برای این دسته بهترین بهانه ی دادن و خوردن نذری است


دسته ی دوم)

این دسته علاوه بر توجه به قرائت قرآن با زیبایی های خاصش، توجه به جایگاه معنوی اهل بیت به عنوان شارحان دین خدا و تفکیک مقولات اعتقادی با تاریخی از هم، سعی می کنند بدون توجه به حواشی تاریخی و اعتقادی غیرلازم ایجاد شده پیرامون این دو ثقل بزرگ:


 اولاً در مکتب شان تلمذ کنند و راه رستگاری بجویند.


ثانیاً امت اسلام را به عنوان امت واحده حفظ کنند و از اختلاف و تفرقه ی دینی بپرهیزند.


ثالثاً از رفتارهایی که به فرقه گرایی و دعواهای مذهبی بی حاصل دامن می زند بپرهیزند.


به راستی:

      - وظیفه ی ما در مقابل ثقلین چیست؟

      - ما جزو کدام دسته ایم؟

      - آیا تاکنون وظیفه ی خود در قبال ثقلین را به انجام رسانیده ایم؟

      - وقتی این دو ثقل گرامی در کنار حوض به پیامبر می رسند، در باره ی ما امت چه قضاوت می کنند؟

 

(منبع: کانال پنجره / https://t.me/panjare95)




تاریخ : پنج شنبه 97/2/27 | 6:2 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

وقتی درجامعه ی ما از اشتغال بانوان دربیرون از خانه سخن به میان می آید، طیفی از مخالفان و موافقان با انواع دیدگاه ها به میدان می شتابند و با مرتبط کردن این موضوع با مباحثی مانند شرع، توانایی بانوان، خانه داری و بچه داری، بیکاری فراگیر جامعه، نقش اخلاق درتحکیم بنیان خانواده و... و با شلوغ کردن و درهم آمیختن مباحث باهم، فضای مشوش وغبارآلودی برای سرانجام خوش این مقوله رقم می زنند.

قبل از طرح هربحث جانبی و فرعی درمورد اشتغال بانوان، ابتدا باید به اصل و ریشه ی این بحث پرداخته شود و این که مقوله های «آزادی شغلی» و «عدالت شغلی» در این بحث چه جایگاهی دارد؟

وقتی از «آزادی» درشغل سخن گفته می شود، بی شک پای چیزی به نام «حق» به میان می آید. وقتی ما اشتغال را «حق» بانوان بدانیم، طبیعتاً باید:

- برای آن آزادی - درچهارچوب قانون - قائل شویم.

- درباره اش یکجانبه وخارج از قانون تصمیم نگیریم.

- تحقق آن را به چیزی غیر از اراده ی صاحب حق مشروط نکنیم.

- زیرساخت های فکری، فرهنگی، قانونی و ساختارهای اداری و اجتماعی تحقق آن را در جامعه فراهم کنیم.

 

موضوع دیگردرمسأله ی اشتغال بانوان – که از دیربازمانع آزادی بانوان در احقاق حق اشتغال شان بوده - پیش فرض هایی است مانند:

- آقایان از بانوان تواناتر و بالاترند.

- آقایان منطقی و بانوان احساسی اند.

- آقایان جنس اول و بانوان جنس دوم اند.

این ها باعث شده یک پارادایم اجتماعی درتقسیم کار بین بانوان و آقایان ایجاد وحق هردو(هم آقایان و هم بانوان) در این بین به فراموشی سپرده شود. البته نگاه های دینی سنتی نیز درشکل گیری آن نقش شگرفی داشته است. برای رفع این معضل، توجه به مقوله ی «عدالت شغلی» می تواند راهگشا باشد. بی شک زنان و مردان جامعه – درعین آزاد بودن در انتخاب شغل – باید به تفاوت های جنسیتی و توانایی های جسمی، روحی و ذهنی ناشی از این تفاوت توجه کنند. همان گونه که مردها استعداد انجام همه ی کارهای خانه را ندارند، زنان نیز نمی توانند از پس همه ی کارهای بیرون از خانه برآیند.

خلاصه این که مردان و زنان جامعه انسانند، بنابراین باید در برخورداری ازحقوق اجتماعی و مدنی خود آزاد و مساوی باشند و کارهای خانه و بیرون از آن را با مشارکت وتفاهم انجام بدهند.

 

موضوع مهم دیگر، وجود چند مشکل بزرگ در مسیر آزادی و عدالت شغلی بانوان است که حتی اگر کارها به روال هم پیش برود، باز رسیدن به نتیجه ی دلخواه، به زمان درازی نیاز خواهد داشت؛ مشکلاتی مانند:

1- نگاه سیاستگزاران و مردم به مسأله ی حقوق اجتماعی زنان.

2- فرهنگ اجتماعی حاکم بر زنان وحقوق شان.

3- نگاه سنتی زنان به توانایی ها و حقوق اجتاعی خود.

4- قوانین موجود، که براساس تقسیم سنتی کار بین زنان و مردان تصویب شده است.

5- بسیاری از افراد جامعه با نگاه سنتی به زن و براساس قوانین موجود تن به ازدواج داده اند.

پس تا زیرساخت ها تغییر نکند، نسل ها عوض نشود و فضای عمومی جامعه برای بالندگی زنان و شناخت شان از خود آماده نگردد انتظار تغییرات سریع وبنیادین در این زمینه منطقی نخواهد بود.




تاریخ : شنبه 97/2/22 | 8:47 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر