سفارش تبلیغ
صبا

   شنیده اید که رئیس کل بانک مرکزی اعلام فرموده «مسافرت های خارجی ایرانیان بیش از حد معمول است و باید کم شود».

   بعضی ها اعتراض کرده اند که «مسافرت ما چه ربطی به شما دارد؟» یا «معمول و غیرمعمول را چه کسی تشخیص می دهد؟» یا «این موضوع چه ربطی به مدیریت بازار ارز دارد؟» و از این جور حرف ها.

   این آقایان و خانم های معترض باید به چند نکته ی نسبتاً نیمه اساسی توجه کنند:

   نکته ی اول این که هیچ وقت به مدیریت و تشخیص مسؤولان خودتان شک نکنید. اگر تشخیص شان غلط و مدیریت شان اشتباه بود که شما الآن باید غرق در مشکلات مختلف اقتصادی، اجتماعی، بین المللی، محیط زیستی، آموزشی، تربیتی و هزاران مشکل دیگر می بودید.

   نکته ی دوم این که بدانید و آگاه باشید همه چیز شما به مسؤولان ربط دارد. نکند می خواهید با این زمزمه ها تلویحاً اعلام کنید که مسؤولان حق ندارند شما را کشان کشان به بهشت بکشانند؟ یا شاید توقع دارید بگذارند خیلی راحت در خانه های خود به انواع گناه آلوده شوید، ماهواره تماشاکنید، کنسرت بگذارید، روسری روی چوب کنید، تغییر چهره بدهید و به ورزشگاه بروید، به گشت مهربان ارشاد بد و بیراه بگویید و... و کسی به شما چیزی نگوید؟

   نکته ی یکی مانده به چهارم این که شما برای رفتن به مسافرت ارز لازم دارید و می دانید که دولت قیمت ارز را 4200 تومان اعلام کرده. از طرفی برای این که این ارز را با همان قیمت مصوب در اختیار شما قرار بدهد، باید آن را از بازار آزاد به قیمت 7500 تومان بخرد. این یعنی چه؟ شما بگویید.

   بنابراین بهتر است مردم به حرف مسؤولان گوش بدهند و در این مقطع کوتاه حساس کنونی، سالی دو – سه بار بیشتر به مسافرت های خارجی نروند.

(10/2/97)




تاریخ : شنبه 97/2/15 | 9:34 صبح | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

 

شما که سرتان مدام توی کتاب و دانشگاه و اینترنت است و وقت تان را در شبکه های مجازی تلف نمی کنید، بهتر ازحقیر می دانید که در دنیا سه نوع حکومت وجود دارد:


یک- استبدادی و دیکتاتوری: که یک نفر برهمه حکومت می کند وهرچه بگوید باید اجرا شود.

دو- دموکراسی: که مسؤولان با رأی مردم روی کار می آیند و نهادهای نظارتی هم بر کار آن ها نظارت می کنند.

سه- دموکُرسی: یعنی حکومت اهل کرسی بر مردم.

شاید برای شما سؤال شده باشد که «اهل کُرسی» چه کسانی هستند؟ ...اهل کرسی عبارت از مسؤولانی است که:

اولاً عده ای شان مادام العمر هستند وهیچ وقت عوض نمی شوند. تعدادی از آن ها هم با رأی مردم برسر کار می آیند، اما درکل، فقط جای شان عوض می شود و تغییر زیادی در آن ها ایجاد نمی شود. ارگان های نظارتی هم مانند تماشاچی ایستاده اند و با دقت تمام برکار مسؤولان نظارت می کنند.

ثانیاً تصمیمات شان را در زیر و دور کرسی می گیرند و به مردم فهیم کشورشان اعلام می کنند. مسؤولان دور کرسی همیشه به دو دسته ی «این طرف کرسی» و «آن طرف کرسی» تقسیم می شوند. البته گاهی ممکن است عده ای نه این طرفی باشند و نه آن طرفی. جای این عده روی کرسی است و به آن ها اهل «وسط کرسی» می گویند. گاهی هم پیش می آید بعضی ها اهل این طرف یا آن طرف هستند ولی به طرف دیگر یا به وسط متمایل می شوند. مهم این است که احساس کنند رأی مردم به کدام طرف گرایش دارد.


نکته ی مهم در مورد «دموکُرسی» این است که قدرت همیشه بین خودی ها جابه جا می شود و هیچ وقت به دست نُخودی ها نمی رسد. البته گاهی هم پیش می آید که بعضی ازخودی ها بر اثر بی بصیرتی، نُخوی می شوند. این آدم های ناسپاس باید فوراً مجازات شوند تا قدر نعمت کرسی را بدانند.


نکته ی مهم تر، فضای زیر کرسی است که هراز گاهی اتفاقات خیلی عجیب و غریبی در آن روی می دهد. نگارنده هم مثل شما از زیرآن کرسی مخوف خبر ندارد، اما از وقتی این شبکه های اجتماعی و مجازی معاند، در دسترس همه قرار گرفته است و یا وقتی دعوای خودی ها با نخودی هایی که قبلاً خودی بوده اند درمی گیرد، ناخواسته خبرهای ضعیفی از زیر کرسی به ملت می رسد. خبرها حاکی از آن است که کرسی خیلی گرم و وضع اهل کرسی بسیار توپ است و می رود توپ تر هم بشود. گور پدرکسانی که دست شان به کرسی نمی رسد و یا به هر دلیلی از دور کرسی اخراج می شوند!


دانشمندان اهل کرسی، سیستم «دموکُرسی» را مترقی ترین سیستم سیاسی از زمان حضرت آدم(ع) به این طرف می دانند ومعتقدند باید جایگزین بقیه ی سیستم ها درجهان بشود.

 




تاریخ : جمعه 97/2/7 | 1:2 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

این روزها حرف و حدیث ها در مورد شهردار سابق تهران زیاد است؛ بعضی می گفتند او شهردار خوبی است و باید بماند و عده ای هم می گفتند خوب نیست و باید برود. در میان همه ی این حرف ها برخی هم سؤال می کنند که اگر شهردار محترم مریض بود و پروستات مبارکش درد می کرد چرا آمد و مسؤولیت شهرداری را قبول کرد؟ نمی آمد که سنگین تر بود.


به نظر می رسد پرسش بجایی باشد که کسی تا به حال به آن پاسخ نگفته، اما به نظر من جناب شهردار قبلاً سالم بوده و بعد از پذیرش مسؤولیت بیمار شده است. هر چند پزشکان محترم در مورد بیماری ایشان سکوت اختیار کرده اند، اما باز به نظر من علت بیمار شدن آقای شهردار می تواند چند چیز باشد:

اول) بدون اجازه ی بزرگ ترها آمد و شهردار شد. قبلاً هم بدون اجازه می خواست وزیر بشود که بحمدالله نشد.

دوم) به جای این که بنشیند و سرش را پایین بیندازد و کار خودش را بکند، به پرونده های بایگانی شده ور رفت.

سوم) در جلسه ی لهو و لعب برج میلاد شرکت کرد.

سنگ هم اگر چنین گناه هایی را مرتکب می شد، فی الفور می ترکید، چه رسد به یک آدم. شهردار محترم شانس آورد که فقط پروستاتش مورد حمله قرار گرفت و کار به جاهای باریک تر نکشید. البته جناب شهردار سابق تهران از این بابت باید از دادستان کل کشور هم خیلی ممنون باشد که با اصرار تمام باعث شد ایشان استعفا بدهد و برود تا مورد اصابت عذاب های اَلیم دیگر واقع نشود.

 

ضمناً بعضی ها از روی شیطنت می پرسند موضوع شهرداری تهران چه ربطی به دادستانی کل کشور دارد؟

باید به آن ها جواب داد وقتی مسائل امور خارجه، استکبار، هسته ای، موشکی و نظامی، اقتصادی و خیلی چیزهای دیگر به رئیس قوه ی قضائیه ربط دارد، پس موضوع شهرداری تهران هم می تواند به دادستان ربط داشته باشد. اگر منتظرید بر شما هم عذاب نازل شود و براثرآن پروستات تان درد بگیرد یا ویروس «استعفا» به جان تان بیفتد و یا در یکی از بازداشتگاه ها دچار بیماری «خودکشی» بشوید، باز به مسؤولان قوه ی قضائیه گیر بدهید.

(21/1/97)




تاریخ : شنبه 97/1/25 | 11:17 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر