سفارش تبلیغ
صبا

 

از شما چه پنهان نگارنده اخیراً به یک اصل جدید اخلاقی رسیده که خودش می تواند تحولی در اخلاق سنتی و حرکت به سوی اخلاق مدرن یا مدرنیته ی اخلاقی باشد. آن اصل این است که «آدم ها و سیستم های بد، هرکاری بکنند بد است و آدم ها و سیستم های خوب هر کاری انجام بدهند خوب است.»

 

می دانم همین ابتدای کار یک عده با شنیدن این اصل، رَگ کردن شان باد کرد و ناراحت شدند، اما بد نیست برای مجاب کردن این عزیزان چند مثال بزنم؛ مثلاً:

 

یک- رأی دادن زن ها در یک حکومتِ بد (خذله الله تعالی)، بد است، اما در یک حکومتِ خوب (اعلی الله ارکانه)، خیلی هم خوب و لازم می نماید.

 

دو- صنعت مونتاژ در یک حکومت ظالم و شاهنشاهی بد است و باعث از بین رفتن صنعت کشور می شود، ولی در یک حکومت خوب و اسلامی، می تواند مقدمه ی شکوفایی صنعت شود؛ البته نشده هم عیبی ندارد.

 

سه- اگر اشرف پهلوی (لعنة الله علیها) ویلا داشته باشد مطمئناً چیز بدی است؛ چون خودش آدم بدی است، اما اگر همان ویلا در دست یک نظامی خدمتگزار به نظام اسلامی (ادام الله ظله) باشد، نه تنها بدنیست، که ثواب هم دارد. همینطور است وضعیت ویلاهای متعدد در تهران و مناطق شمال که قبلاً در دست آدم های فاسد بود و اکنون به دست انسان های خوب و خدوم (زیدالله امثالهم) افتاده و دارند در آن نماز شب می خوانند.

 

چهار- مسؤولان کشور در یک حکومت بد اگر در خارج، خانه و حساب بانکی داشته باشند، فرزندان شان را برای تحصیل به خارج بفرستند و برای تفریح و درمان به خارج بروند، چون باعث تقویت نظام جور می شود، بد است، اما مسؤولان در یک حکومت اسلامی اگر چنین کاری بکنند، به دلیل تقویت پایه های نظام اسلامی، بد نیست که هیچ؛ اجر دنیوی و اخروی هم دارد.

 

اصلاً یک سؤال: به نظر شما آیا یک شاه جنایتکار و نوکر بیگانه (علیه العنة والعذاب) که نفت می فروخت و به کسی حساب و کتاب پس نمی داد با یک رئیس جمهور خدمتگزار و خاک پای ملت (رضوان الله علیه) - که همین کار را می کرد - یکی است؟ مطمئناً نباید یکی باشد.

 

به نظر این حقیر و همه ی مردم فهیم و بصیر ایران، هزارتا نفت و دکل و املاک و حقوق های نجومی و اختلاس های ناچیز چندهزار میلیاردی و قاچاق های مختصر چندصدهزار میلیاری فدای یک تار موی مسؤولان دلسوزی که روز و شب شان در فکر خدمتگزاری به این ملت همیشه شهیدپرور می گذرد.

 (3/4/97)

 




تاریخ : چهارشنبه 97/4/13 | 7:59 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

@ همه می دانیم که در بسیاری از مناطق دنیا:


- مردم با هر نوع لباس و پوشش در کنار هم زندگی می کنند؛ از بانوانی که روبنده و پوشیه دارند تا زنانی که حداقل پوشش را هم برای پوشاندن عورتین ندارند.

- عقاید مختلف مانند مذهبی و غیر مذهبی و رادیکال و لیبرال در کنار هم به سر می برند.

- عده ای که اهل سیاست و مطالعه ی سیاسی هستند و برخی که اهل سیاست نیستند با هم همزیستی مسالمت آمیز دارند.

- در میان فیلمسازان، عده ای آزاد و غیر وابسته هستند و برخی در خدمت حاکمیت اند که برای تبیین یا توجیه سیاست های کلان نظام شان فیلم می سازند و بین این دو گروه فیلمساز هیچ تنشی وجود ندارد.

- عده ای بر عقاید مذهبی جامعه و حتی کتاب آسمانی خود نقد می نویسند و کسی با آن ها کاری ندارد.

- قومیت های مختلف در کشورشان در کنار هم زندگی می کنند و به هم احترام می گذارند.


@ اما وقتی به کشور ایران وارد می شوید:

- باحجابش بی حجاب را مسخره می کند و بی حجابش به باحجاب می خندد.

- برتری جویی عقیدتی وحشتناکی در بین عقاید مختلف وجود دارد و هرکدام خود را برحق و دیگری را مستوجب مرگ و عذاب اخروی می دانند.

- حقوق عقاید و قومیت ها به دلیل اختلافات کودکانه رعایت نمی شود.

- کسی که با سیاست های کلی نظام مخالف باشد، برانداز و مستوجب مرگ است و مخالفت با سیاست های جزیی با اتهام ضد انقلاب، خودفروخته، نفوذی، بی بصیرت و... همراه می شود.

- حاکمیت، شیعیان کشورش را به دو گره موافق و مخالف ولایت فقیه تقسیم کرده و هر صبح و شام چماق مرگ و نیستی را بر مخالفان ولایت فقیه می نوازد و از بسیاری حقوق شهروندی خود محروم می نماید.

- فیلمسازان منتقد، از سوی جناح مخالف به سیاه نمایی متهم می شوند و فیلمسازان وابسته به نظام مورد بی مهری و تمسخر طرف مقابل قرار می گیرند.

- منتقدان و اندیشمندان درون دینی فقط به دلیل گفتن حرف های تازه – با وجود علمی بودن سخنان شان – مورد بی مهری قرار می گیرند و به خروج از کشور یا انزوای مطلق مجبور می شوند.

- روحانیون و علمای حوزوی شیعه به دو گروه حکومتی و غیر حکومتی تقسیم شده و با هرکدام از آن ها برخوردهای به شدت تبعیض آمیز صورت می گیرد.

- روحانیون شیعه غیر حکومتی یا باید سکوت اختیار کنند یا برچسب «اسلام آمریکایی» و «شیعه انگلیسی» را به جان بخرند.

- مسؤولان یک نظام به دو گروه مخالفین و ساکتین فتنه تقسیم می شوند. ساکتین به انزوا و بی مهری محکوم می شوند و مخالفین فتنه – حتی اگر مخالفت شان در ظاهر بوده – قدر می بینند و بر صدر می نشینند.


# پرسش های مهم و اساسی این ها است:

یک) منشأ این همه اختلاف افکنی و دسته بندی کردن مردم و مسؤولان در کجا است و چه اهدافی را دنبال می کند؟


دو) آیا زمان آن نرسید از تنگ نظری دست برداریم، تعصبات را کنار بگذاریم، نگاه واقع بینانه تری به قضایا داشته باشیم، مصالح کشور و همگرایی ملی را در اندیشه و رفتار مدنظر قرار دهیم، مصلحت گروهی را به منافع شخصی و جناحی ترجیح دهیم، همه زیر چتر ایرانیت و اسلامیت جمع شویم و همدیگر را تحمل کنیم؟

 

سیدحسن حسینی

(29/1/97)




تاریخ : شنبه 97/4/2 | 11:33 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر