سفارش تبلیغ
صبا

 

حضرت امام حسن مجتبی  (ع) درباره ی قرآن فرمود:

از این دنیا هیچ نمانده است جز این قرآن، پس قرآن را پیشوای خویش سازید تا شما را راهنمایی نماید .

نزدیکترین کس به قرآن، آن است که به کارش بندد هر چند قرآن را به سینه نسپرده باشد، و دورترین کس آن است که به کارش نبندد هر چند قرآن بخواند .   الرّوائع المختارة ، ص 331

قال الحسنْ(ع): إذا اضرّت النّوافل بالفریضة فارفضوها . تحف العقول،ص 236

امام حسن (ع) فرمود : اگر مستحبّات به واجبات آسیب رساندند، رهایشان کنید . 

قال الحسن (ع): لقضآء حاجة اخ لی فی الله ، احبّ إلیّ من اعتکاف شهر.  تاریخ مدینة دمشق  ج 13.ص 247

امام حسن (ع) فرمود : نزد من، برآوردن نیاز یک برادر مسلمان بهتر از یک ماه اعتکاف است . 

قال الحسن (ع): إنّ احْسن الحسن الْخلق الْحسن .  (الخصال : ج 1،ص 17.)

امام حسن (ع) فرمود : بهترین نیکی، نیک به خلق است . 

قال الحسن (ع): هلاک النّاس فی ثلاث : الکبر،و الحرص ، الحسد .فالکبر هلاک الدّین و منه لعن ابلیس ، و الْحرْص عدوّ النّفْس و منه اخرج آدم من الْجنّة ، و الْحسد رائد السّوء و منه قتل قابیل هابیل .  مطالب السوول ص 242و نور الابصار ص 11

امام حسن (ع) فرمود : هلاکت مردمان در سه چیز است : تکبّر ورزیدن، آزمندی کردن و حسادت نمودن .

تکبّر دین را تباه می کند و ابلیس را تکبّر به لعنت کشانید، آزمندی دشمن مردمان است و آدم را هم او از بهشت بیرون راند، و حسدموجب زشتکاری است و از حسد بود که قابیل هابیل را کشت . 

طریحی (رحمه الله)در کتاب (مجمع البحرین ) می گوید : از طریق شیعه و سنّی روایت شده است که پیغمبر اکرم (ص) و امیر المومنین (ع) هر کدام به امام حسن و امام حسین (ع) می فرمودند :

بأبی أنت و أمّی . پدر و مادرم فدای شما.            مجمع البحرین  1/44

روایت شده است که آن حضرت (ع) در مجلس رسول خدا (ص) حاضر می گشت در حالی که هفت سال بیشتر از سن شریف نگذشته بود وحی الهی را از لب های مبارک پیغمبر اکرم (ص) می شنید و آن را حفظ می کرد و وقتی به خانه برمی گشت آنچه را حفظ کرده بود برای مادرش صدیقه کبری (ع) بازگو می کرد،که گاهی علی (ع) نزد حضرت زهرا (ع)می آمد کلمات تازه ای از قرآن و وحی را از او می شنید، تااز آن حضرت سوال فرمودند که اینها را از کجا نقل می کنی ؟ عرض کرد از فرزندت حسن (ع) .

روزی علی (ع)در خانه پنهان گشت تا این که امام حسن(ع) وارد خانه شد و می خواست کلمات نورانی وحی الهی را که شنیده بود بازگو کند ولی نتوانست مثل گذشته صحبت کند بلکه به لرزه افتاد و کلماتش در هم شد و مادرش حضرت زهرا(ع)تعجب کرد .

امام حسن (ع) عرض کرد: فلا تعجبین یا امّاه، فإن کبیرا یسمعنی و استماعه قد أوقفنی .

ای مادر! تعجب نکن گویا امروز شخصی بزرگی به گفتار من گوش می دهد و شنیدن او مرا از تکلم باز داشته است آن گاه علی  فرزند دلبندش را بوسید .

ابن شهر آشوب در کتاب مناقب می گوید: امام حسن (ع) چنین بود که هر گاه وضو می گرفت بندهای بدنش می لرزید و رنگ مبارکش زرد می شد، وقتی علتش را از آن حضرت سوال کردند ،فرمود : (حقّ علی کلّ من وقف بین یدی ربّ العرش أن یصفر لونه و ترتعد مفاصله) .

سرانجام آن حضرت بدست همسرش جعده دختراشعث کندی که ازمشوقان وحامیان شهادت امیرالمومنین (ع) بود، با دستور وتطمیع معاویه ابن ابی سفیان با زهر به شهادت رسید .

فرزند دیگر اشعث نیز درلشگریان یزیدابن معاویه درکربلا به جنگ امام حسین(ع) قیام نمود .

 




تاریخ : یکشنبه 93/9/30 | 8:0 عصر | نویسنده : دکتر سیدحسین حسینی | نظر