سفارش تبلیغ
صبا

   در بازار سیاسی این روزهای کشور که اصطلاح «اعتدال» و «تندروی» و «کُندروی» بر سر زبان ها است، عده ای می اندیشند «اعتدال» یعنی این که بین دوجناح یا دو تفکر، طوری راه برویم که نه به این سمت گرایش داشته باشیم و نه به آن سمت، چیزی نگوییم که یکی را بد بیاید و یا چیزی بگوییم که هردو راخوش بیاید. خلاصه طوری حرکت کنیم که سیخ و کباب را باهم داشته باشیم. این تذبذب در رفتار یا از سرگردانی در اعتقاد ناشی می شود و یا بعضی از ما مصالح خود را درآن می بینیم که عامدانه طوری آهسته بروند و آهسته بیاییم که گربه شاخ مان نزند. بسیاری از ما نیز این روش را نوعی زرنگی و سیاستمدار بودن می دانیم.

   با عنایت به اهمیت اعتدال و دوری از افراط و تفریط در زندگی -که این روزها سکه ای بی خریدار است- بد نیست به چند نکته در این مورد توجه کنیم:

یک- اعتدال فقط درسیاست معنا پیدا نمی کند؛ بلکه باید درهمه ی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی وخانوادگی افراد جلوه داشته باشد.

دو- اعتدال این نیست که کسی از ترس متهم شدن به یک گرایش فکری خاص، خود را پشت الفاظ و رفتارهای دوپهلو پنهان کند. اعتدال این است که انسان در صورت لزوم، مواضع خود را شجاعانه بیان کند؛ به شرط این که:

1- خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق نپندارد.

2- به هنجارها، خط قرمزها، اعتقادات و باورهای دیگران احترام بگذارد.

3- در اظهار نظرهایش حمله و تندی و اهانت به دیگران وجود نداشته باشد.

4- برای تخطئه ی دیگران به هر وسیله ای متوسل نشود.

5- حقیقت و منطق و احترام را درهمه حال پاس بدارد.

6- مستند و متقن و سنجیده سخن بگوید و رفتار کند.

   پس اعتدال به مصلحت اندیشی بی جا، یا نگفتن حرف های نهفته در دل و یا دو پهلو گفتن نیست؛ بلکه به چگونه گفتن است.

(20/87/96)

منبع: کانال پنجره https://telegram.me/panjare95




تاریخ : یکشنبه 96/7/23 | 7:33 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

«بایزید»* راگفتند: قرابت تو با «یزید» چیست ؟

 به نرمی پاسخ گفت: من «بایزید» م نه با «یزید».

-----------------------------

* بایزید بسطامی




تاریخ : یکشنبه 96/7/23 | 7:29 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

 موضوع: تربیت دینی

* سوره ی بقره- آیات2تا5

ذَ?لِکَ الْکِتَابُ لَا رَ‌یْبَ فِیهِهُدًى لِّلْمُتَّقِینَ (2) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (3) وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَ‌ةِ هُمْ یُوقِنُونَ (4) أُولَـ?ئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّ‌بِّهِمْوَأُولَـ?ئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(5)

این است کتابى که در [حقانیت‌] آن هیچ تردیدى نیست؛[و] مایه هدایت تقواپیشگان است(2) آنان که به غیب ایمان مى‌آورند، و نماز را بر پا مى‌دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند(3) و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان مى آورند؛ و آنانند که به آخرت یقین دارند(4) آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند؛ و آنان همان رستگارانند(5)

** سوره ی آل عمران/ 133 تا 135

وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ(133) الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ(134) وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَافَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ (135)

و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى که پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید (133) همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد (134) و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند [که گناه است] پافشارى نمى کنند (135)

*** سوره ی نمل – آیات 1 تا 3

تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُّبِینٍ (1) هُدًى وَبُشْرَى? لِلْمُؤْمِنِینَ (2) الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ (3)

این است آیات قرآن و [آیات‌] کتابى روشنگر،(1)که [مایه‌] هدایت و بشارت براى مؤمنان است(2)  همانان که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و خود به آخرت یقین دارند(3)


توضیح ها:

1- به نظر می رسد سوره ی حمد و آیات 2 تا 5 سوره ی بقره چهارچوب اعتقادات دینی وعصاره ی قرآن است. سرفصل های اکثر موضوع های مطرح شده درقرآن دراین آیات آمده و در آیات دیگر درقالب های مختلف(داستان، اخبار، تمثیل و...) توضیح داده شده است.

2- خداوند در ابتدای سوره ی بقره، قرآن را کتاب متّقین خوانده و این بدین معنا است که خواندنش ممکن است برای کسانی که به آن ایمان ندارند سودی نداشته و چه بسا به خسران شان بیفزاید؛ چنان که در سوره ی اسراء آیه ی 82 آمده «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَاهُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلَایَزِیدُالظَّالِمِینَ إِلَّاخَسَارًا / و ما آن چه را براى مؤمنان مایه ی درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‌کنیم، و[لى‌] ستمگران را جز زیان نمى‌افزاید».

3- فراز " هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ" می تواند به دو معنا باشد؛ یکی این که قرآن هدایت کننده ی کسانی است که آمادگی هدایت و تقوی دارند و به او روی می آورند. دوم این که تقواپیشگان می توانند مدام از منبع فیض قرآن برای هدایت بیشتر و ارتقا به درجات بالاتر بهره جویند.

4- در آیات 2 و3 و5 سوره ی بقره برای نشانه های متقین از فعل "یؤمنون" استفاده شده ولی در آیه ی 4 که مربوط به ایمان به قیامت است، فعل "یوقنون" آمده است. شاید دلیلش این باشد که ایمان از راه استدلال و برهان به دل راه مى یابد و یقین از راه شهود و عرفان. این فراز خلاصه ی سخن امام حسن-ع-(بحارالانوار،ج70) و امام حسین-ع- (فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص 807) است.

5- نشانه های افراد باتقوا و مؤمن در آیات مورد بحث:

الف) ایمان به غیب: ایمان به عالم ماورای حسّ که انسان نمی تواند با قوای حسی خود آن را درک کند.

ب) به پاداشتن نماز: اگر کسی بتواند:

یک- ازنماز در زندگی خود کمک بگیرد( استعینوا بالصبر و الصلواة- بقره/153).

دو- به وسیله ی نماز ازکارهای ناپسند دوری کند(ان الصلواة تنهی عن الفحشاء والمنکر- عنکبوت/54).

سه- خواندن نماز را درخود به صورت عادت مثبت درآورده ونهادینه کند.

چهار- نماز را درخانواده ی خود وجامعه رواج دهد.

درحقیقت نماز رابه پا داشته وبه برپایی فرهنگ آن کمک کرده است.

پ) انفاق کردن از آن چه که خداوند روزی داده است: منظور از فراز "آنچه روزی داده" می تواند انواع و میزان چیزهایی باشد که خداوند روزی بندگانش کرده است. (آیه 17 سوره ی بقره در مورد انفاق بیشتر توضیح داده است).

ت) ایمان داشتن به پیامبر اسلام(ص) و پیامبران قبل از او: ایمان به پیامبران قبل از پیامبر اسلام(ص) در این جا به معنای ایمان تاریخی نیست، بلکه ایمان و احترام به آموزه های پیامبران قبل است و این که همه ی آن ها آمده اند تا انسان را – پله به پله – به رستگاری برسانند.

ث)یقین داشتن به آخرت

ج) شتاب برای طلب آمرزش: چون انسان فرصت فراخی برای ماندن در این دنیا ندارد و از سوی دیگر هنگام مرگ خود را نمی داند، لذا بایدبرای توبه و آمرزش خود شتاب کند و هیچ فرصتی را از دست ندهد.

چ) انفاق درحال توانگری یا تنگدستی: این فراز و آیه 3سوره بقره (که موردبحث ما است) مکمل یکدیگرند.

ح) فروبردن خشم.

خ) درگذشتن ازخطای مردم.

د) یاد خدا و طلب آمرزش از او، وقتی که عمل زشتی را انجام می دهند و یابه خود ظلم می کنند.

ذ) پرداختن زکات مال خود

 

نکته ها:

یک- در آیات بالا اکثر نکات و سرفصل های تربیت دینی مطرح شده است.

دو- برفرض اگر یک مربی دارای شرایط لازم برای تربیت باشد (الرحمن الرحیم) و متربی هم زمینه های لازم برای تربیت را داشته باشد(هدیً للمتقین)، حال باید دید غایت وهدف تربیت چیست؟ در آیات بالا دورنمایی از تربیت دینی ترسیم شده است.

سه- نسبت تربیت دینی و تربیت انسانی، نسبت عموم و خصوص مطلق است؛ به این معنی که تربیت انسانی هم بر تربیت دینی و هم برتربیت معنوی اطلاق دارد.

چهار- تربیت دینی به خاطر داشتن منبع ومرجع آسمانی، از امتیازاتی نسبت به تربیت های دیگر برخوردار است؛ از جمله این که ازنسبی گرایی مصون است (البته اگر به دام تحجّر و واپسگرایی نیفتد) و هم نشانه ها ومناسک دینی درآن وجود داردکه درتربیت انسانی و معنوی وجود ندارد. ناگفته نماند که هدف غایی تمام مشرب های تربیتی، تربیت اخلاقی وانسانی است.

چهار- تربیت دینی برای همه ی جنبه های تربیتی؛ ازجمله تربیت بهداشتی، عاطفی، اجتماعی، جنسی و...  چهارچوب تعیین می کند و برهمه ی آن ها محاط است. بنابر این یک انسان دینی، انسانی کاملاً اخلاقی باویژگی هایی است که دین برایش تعیین کرده است.


5- از فراز "ذلک الکتاب..." می توام نتیجه گرفت که قرآن کتاب "مسلمان کردن" نیست، بلکه منشوری برای "مسلمان ساختن" است. در آیات متعدد قرآن نیز آمده که اگر خدا می خواست، همه را به راه راست هدایت می کرد. بنابراین یک مربی باید بر اساس ظرفیت ها و آمادگی های متربی او را به سوی تربیت صحیح سوق دهد و از اعمال فشار و اجبارهای بی مورد – به ویژه درعقاید دینی- پرهیز نماید.




تاریخ : چهارشنبه 96/7/12 | 10:14 صبح | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   چندی پیش درخبرها شنیدید که آقای حدادعادل درباره ی آقای دکتر احمدی نژاد فرمودند: «من می‌گویم آقای احمدی‌نژاد یک رایانه‌ای است که ما نرم‌افزارش را نداریم و نمی‌توان پیش‌بینی کرد چه اتفاقی رخ می‌دهد.»(سایت شبکه العالم به نقل از برنامه دستخط).

     بدنیست ایشان و همه ی کسانی که این - به اصطلاح - رایانه را برمردم تحمیل کردند، به پرسش های زیرهم پاسخ بدهند:

1- اصلاً این رایانه نرم افزار دارد یاندارد؟ اگر دارد، پس نرم افزار این رایانه در دست کیست؟ نکند نرم افزارش در دست نااهلان باشد!

2- آیا نرم افزارش ایرانی است یا خارجی؟

3- آیا اصلاً شما می دانستید که استفاده از یک سخت افزار، نیاز به نرم افزار دارد؟

4- شما به چه جرأت از رایانه ای استفاده کردید که از نرم افزارش سردر نمی آوردید؟

5- آیا از اول می دانستید این سخت افزازِ بسیار سخت، نرم افزار پیچیده ای دارد یا بعداً متوجه شدید؟ اگر قبلاً می دانستید که بدا به حال تان و اگر بعداً متوجه شدید، چرا به ادامه ی کار آن رایانه، راضی شدید وحمایتش کردید؟

6- آیا شما می دانستید این «رایانه» قرار است «یارانه» هم بدهد؟

7- باتوجه به این که رایانه ی مذکور با داشتن پرونده های مالی سنگین ومتعدد، هنوز آزادانه می گردد، سخنرانی می کند و عضو بعضی مجمع ها است؛ این شبهه در ذهن ها متبادر می شود که آیا اصلاً شما می دانید «رایانه» و «نرم افراز» و «سخت افزار» یعنی چه؟! آیا نمی ترسید که باز رفتاری غیرقابل پیش بینی از این رایانه ی غیرقابل کنترل سربزند؟ شایدبرای تان مهم نیست که از این رهگذر چه برسر مردم و کشور می آید!! مهم قدرت است که بحمدالله رام و به کام است!

     اصلاً ما ایرانی ها در طول تاریخ عادت کرده ایم قدرت را بدهیم دست کسانی که نرم افزارش را نداریم و نمی توانیم کنترل شان کنیم.

(29/7/96)




تاریخ : دوشنبه 96/7/3 | 7:17 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   ایران امروز خود را امّ القرای جهان اسلام وازکشورهای قدرتمند و تأثیر گذار درمنطقه می داند و از این که می تواند درسوریه، لبنان، عراق، افغانستان، یمن ومناطق دیگرحضور نظامی و مستشاری داشته باشد و در روند تصمیم گیری های منطقه ای اثرگذار باشد، خشنود است؛ اما به نظر می رسد دست ایران- مانند بقیه ی کشوها اسلامی- در روابط بین الملل کاملاً خالی است. 

   بدنیست ایران برای سنجش عیارقدرت بین المللی خود به دو اقدام دست بزند:

الف) قدرت نظامی خود را در این سنجش و ارزیابی لحاظ نکند.

ب) نفوذ خود را درموارد زیر به ارزیابی مجدد بنشیند:

   1- اقدام بین المللی درمورد فاجعه ی میانمار

   2- ایجاد وفاق بین کشورهای 1+5 علیه کارشکنی های آمریکا

   3- توان انجام اقدامات متقابل دربرابر عهدشکنی های برجامی آمریکا

   4- ایجاد همگرایی درکشورهای اسلامی

 

   ایران باید متوجه شده باشد که نه تنها نفوذی درمجامع بین المللی برای صدور بیانیه وقطعنامه علیه جنایت بوداییان میانمار ندارد، بلکه حتی دستش درایجاد همگرایی بین کشورهای اسلامی نیز خالی است. ایران با رفتارهایی؛ مانند تخطئه و زیرسؤال بردن فلسفه ی وجودی مجامع بین المللی، عدم اجرای بعضی بیانیه های جهانی، ناتوانی درایجاد ارتباط متناسب باکشورهای همسایه وموارد دیگر نتوانسته است به اندازه ی ادعایش اثرگذار باشد.




تاریخ : سه شنبه 96/6/28 | 12:14 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   فاجعه ای که امروز درمیانمار اتفاق افتاده و درجریان است، از یک سو وجدان وانسانیت مدعیان آزادی وحقوق بشر را به امتحان نشسته؛ آن ها که تمام اهرم های فشار بین المللی را در اختیار دارند وهرجا مصالح ومنافع شان حکم کند از آن استفاده می نمایند. ازسوی دیگر این فاجعه ی هولناک، دنیای اسلام را به صورت جدی به چالشی سخت فراخوانده است.

  کشورهای اسلامی همواره از امکانات وشرایط جغرافیایی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی خوبی برخوردار بوده وهستند، اما نه تنها هیچگاه نتوانسته اند استراتژی واحدی برای حرکت های جمعی و بین المللی خود برگزینند، بلکه همواره باخود درستیز و دشمنی بوده اند. برخوردکشورهای اسلامی با موضوع اسرائیل یکی ازموارد تشتت و ناهماهنگی دربین شان است که ابتدا به شکست کشورهای عربی و اسلامی و سپس به سازشی ننگین منجر شد و اینک موضوع میانمار پیش آمد نموده؛ که می تواند سنگ محکی برای سنجش عیار قدرت و نفوذ وهمگرایی مسلمانان باشد. امروز کشورهای اسلامی، نه نفوذ بین المللی برای فراخوان جمعی علیه این فاجعه دارند و نه قدرت سیاسی و اقتصادی، که بتوانند با فشارها وتحریم ها، برضد این جنایت و نسل کشی اقدام کنند. تنها کاری که از دست شان برمی آید برپایی راهپیمایی ومحکوم کردن خشک وخالی است وبس!

 

   بنابر این می توان گفت فاجعه ی فلسطین ومیانمار درجای خود تأسف بار است، اما تأسفبارتر، فاجعه ی اختلاف مسلمانان باهم و نداشتن جایگاه بین المللی برای هرگونه اقدام مثبت وسازنده است.




تاریخ : شنبه 96/6/25 | 1:43 صبح | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   اصلاً ما ایرانی ها آدم های احساسی و دل رحمی هستیم ودر این مورد بین مسؤول وغیرمسؤل و بد وخوب مان هیچ تفاوتی وجود ندارد. مثلاً شما نمی توانید کشوری درجهان نام ببریدکه فرد یا افرادی درآن جُرم سیاسی مرتکب شده باشند وفتنه گر باشند، اما باز درخانه ی خودشان زندگی کنند وخوش بگذرانند و اگرقلب شان یک کمی تیر بکشد، فوراً با آژان وامنیت کامل به بیمارستان منتقل شوند و تحت عمل جراحی قرار بگیرند.

   آقایی وجدانش درحصر تحت فشار قرارگرفته، اعتصاب غذا کرده و هِی داد وهوار می کند که ایّهاالناس! بیایید مرا محاکمه کنید، اما چندروز پیش درخبرها خواندید که رئیس دادگاه انقلاب تهران در درباره ی محصورین فرموده: «درحصر ازمحصورین دربرابر کسانی که می‌خواهند به آنان آسیب بزنند، مراقبت ومحافظت می‌شود». وقتی آدم اینجورخبرها را می شنود، از این همه رأفت و رحمت وعطوفت به وجد می آید.جالب این که قلب رؤوف ومهربان ایرانی جماعت، حتی در سینه ی آدم های دیکتاتور وطاغوتی شان هم می زند؛ نمونه اش حرف شاه درمورد حصرخانگی دکتر مصدق است که گفته بود: «مصدق بابت امنیت خودش توی ملکی که دارد حبس است، چون اگر برگردد به خانه‌اش درتهران، مردم توی خیابان دارش خواهند زد… اوهمان جایی که هست، راضی وخوشحال است. خوب می‌خورد و به ورزش موردعلاقه‌اش می‌پردازد»... حالامتوجه عرض بنده شدید؟

   همانطورکه خودتان می دانید در زمان طاغوت- به لحاظ همان طاغوتی بودنش- ازاین رأفت ها بیشتر ازیک مورد نبوده، امامطمئناً رأفت اسلامی یک چیز دیگری است و عالِم وجاهل، انقلابی وضدانقلاب، مسؤول وعامی، خودی وغیرخودی وخلاصه همه را دربرمی گیرد و البته سابقه ی طولانی ومتعدد هم دارد.

 

(4/6/96)




تاریخ : شنبه 96/6/11 | 11:20 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

«ابوالمعین گوجه خانی» درکتاب «قهارٌ فی الاِستتار» آورده است «زیدابن رسانه پور عسکرآبادی» را سفری به ینگه دنیا پیش آمد. اهالی را چون چشم به جمال بی مثال معظمٌ له منّور گردید، وی را بپرسیدند آیا باز سودای ابتیاع فیلم وسریال تو را به این دیار کشانیده است؟

فرمود: «آن چه ازفیلم ها وسریال ها وکارتون ها، ازهزاره ی اول ونیمه ی هزاره دوم در نزدتان موجود بود همه را ابتیاع فرموده ایم و به کثرتِ نمایش، فرسوده ایم. اکنون مرا قصد، آن باشد که ملتِ تنوع طلب ما فیلم های جدیدتر بینند و درپای برنامه های جذاب تر نشینند تافیل شان درهوای هندوستانِ ماهواره وشبکه های مستهجنه، هوایی نگردد. حال اگر فیلم، موجود باشد و موانع مفقود؛ همه را یکجا وفله گونه خریداریم».

اهالی ینگه دنیاگفتند: «فیلم – الی ماشاءالله- موجود باشد، اما موانع مفقود نباشد»!

فرمود: «موانع چه باشد؟ باز گویید تا رفع گردانم، به اندک زمان ممکن».

گفتند: «درفیلم های جدید ما، پریرویان نازک اندام وعریان بدنی باشند که ما در دنیا طالب آنیم وچون شما تا آخرت منتظر نمی مانیم. پس تماشای آن ها مَرشما را حلال نباشد و پخش آن ها درسیمای تان محال باشد».

فرمود: «آن چه گویید عین صواب است، اما آن را چاره ای به غایت زیبا اندیشیده ایم. هرقسمت از بدن ضعیفه ها-که ازحدود حجاب شرعیه بیرون باشد- به لطفِ لطایف رایانه ای چنان مستور گردانیم که ضعیفه، خود از شناختن خویش درفیلم مذکوره عاجز همی ماند».

گفتند: «با دیالوگ ها والفاظ ناموزونه چه همی کنید»؟

بفرمود: «این فقره را باهنر دوبلاج –که بومی نموده و درخدمت اسلام ومسلمین قرارداده ایم- رفع و رجوعش همی کنیم؛ رفع کردنی»!

گفتند: «آن صحنه ها راکه درآن مراودتی ومغازلتی صورت همی پذیرد چگونه نمایش همی دهید»؟

بفرمود: «بنا را بر تجرّد طرفین همی گذاریم وصیغه ی محرمیتی جاری همی سازیم تا معصیتی واقع نگردد وگناهی شایع نشود». سپس تیغی ازهمیان خویش به درآورد و بفرمود: «این تیغ را نام، "سانسور" باشد که در بلد فخیمه ی ما استفاده ای بس سترگ دارد. آن جا که هیچ یک ازلطایف مذکوره کارگر نیفتاد، معجزت این تیغ به کار خواهد افتاد».

اهالی ینگه دنیا چون این سخنان بشنیدند، انگشت تحسین و تعجب به دندان بگزیدند و آن چه ازمحصولات هزاره ی سوم درنزد شان بود به حضرت ایشان پیشکش بنمودند.

 

اعان الله مَن یَصلحُ الفَرهنگ البرهنگی




تاریخ : جمعه 96/6/3 | 2:10 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

«مارکوچِلو» درنمطی ازسفرنامه ی خویش آورده است:

در ادامه ی سفرم، به کشوری رسیدم درخاورمیانه که درآن آزادی سیاسی به وفور یافت همی شدی. قضا را روزی از رسانه های آن کشور شنیدم احد از فعالان سیاسی معترض، اعتصاب غذا کرده و فریاد همی کشد که: «ای هوار! بیایید ومرا به شلاق محاکمه بنوازید و به داغ مجازات بگدازید»، اما رأفت بی مثال حاکمان، چنین اقتضا نمودی که او درخانه ی خویش بماند ونام زندان ومحاکمه به زبان نراند. از این همه سعه ی صدر حاکمان انگشت تعجب به دندان گزیدم وچند روزی درآن جا اقامت گزیدم.

(مرداد96)




تاریخ : سه شنبه 96/5/31 | 11:25 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

موضوع: جایگاه مربی

 

­سوره ی حمد (فاتحة الکتاب) - آیات2و3

الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِینَ ?2? الرَّ‌حْمَـ?نِ الرَّ‌حِیمِ ?3?

ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان ?2? و رحمتگر مهربان است ?3?

 

نکته های تربیتی:

1- یکی ازنام های والای خداوند "ربّ" است. به نظر می رسد هیچ نامی صمیمی تر و نوازشگرانه تر از "ربّ" نیست که هم بتواند صاحبش را تعریف و هم برای مخاطبانش تا این جاذب و دارای کشش عاطفی باشد.

2- والدین و مربیان باید دقت داشته باشند که در نقش مربی گری خود جایگاه خدایی دارند.

3- والایی و خدایی بودن نقش مربی به خاطر دقایق، ظرافت ها و رموزاتی است که در این نقش نهفته است. (ظرافت های نقش مربی درقسمت های آینده ی این بحث روشن تر خواهد شد).

4- خداوند خود را در آیه ی دوم سوره ی حمد با نام "ربّ" معرفی نموده و در آیه ی بعدی دو صفت "رحمان" و "رحیم" را برای این نام، برگزیده است. درتفسیرالمیزان، معنای "رحمان" و "رحیم" این گونه آمده:

«خداى رحمان معنایش خداى کثیرالرحمة، و معناى رحیم خداى دائم الرحمة است و بهمین جهت مناسب باکلمه ی رحمت این است که دلالت کند بر رحمت کثیرى که شامل حال عموم موجودات و انسان ها از مؤمنین و کافر مى شود». و نیز آمده: «رحمان عام است و شامل مؤمن و کافر مى شود و رحیم خاص مؤمنین است»(طباطبایی، سیدمحمدحسین،تفسیرالمیزان).

بنابر مطلبی که از تفسیرالمیزان در باره ی صفت های "رحمان" و "رحیم" آمده، می توان گفت هر مربی باید از این دو صفت برخوردار باشد؛ یعنی:

یک)مهر و رحمتش عام باشد و شامل همه ی انسان ها(صرفنظر از نژاد و زبان و دین) و نیز همه ی موجودات بشود. این شمول از یک سو نشانه ی وجود یک خصیصه ی اخلاقی نیکو در انسان است که باید در همه ی انسان ها وجود داشته باشد. ازسوی دیگر بودن این صفت درمربّی باعث رشد وشکوفایی صفت مذکور درمتربی نیز می شود. متربی با تأسی به مربی خود یاد می گیرد که به همه ی انسان ها وهمه ی مخلوقات خداوند مهر بورزد و با آن ها مهربان باشد. طبیعت را دوست بدارد، به کوه و دست و جنگل و بیابان عشق بورزد، حرمت انسان ها را پاس بدارد و حقوق همه ی موجودات را رعایت نماید.

دو) مربی به متربی خود محبت و علاقه ی خاص داشته باشد، برای تربیتش از هیچ کوششی فرو نگذارد، برای انجام کار تربیت به اندازه ی لازم مطالعه کند، وقت بگذارد، حوصله به خرج بدهد و خود را به اصول علمی تربیت مجهّز و مقید کند.

 

5- خداوند هر فرد را با دیگران متفاوت آفریده؛ ازهمین رو است که هر بنده، جدا ومتفاوت از دیگران باخدای خود ارتباط برقرار می کند. والدین ومربیان نیز در روند تربیتی خود باید این تفاوت های فردی را درنظر بگیرند. یک مربی (چه پدر و مادر وچه معلم) نباید باهمه ی متربیان خود با یک شکل برخورد کند. هر متربی شخصیت خاص خود را دارد وشیوه ی تربیتی خاصی را طلب می کند. مربی درضمن بر قراری ارتباط جمعی وگروهی بامتربیان، باید به تک تک شان نظر خاص داشته باشد و در ارتباط فردی، جنبه های شخصیتی متربی را مد نظر قرار دهد.




تاریخ : دوشنبه 96/5/23 | 10:10 صبح | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر