بدن انسان روشهای جالب و جذابی را برای فرستادن علائم هشدار دهنده دارد که این علائم در واقع اسراری را از درون بدن فاش میسازند. به عنوان مثال آیا میدانید که خندیدن پس از خوردن هر وعده غذایی چه تاثیری روی بدن دارد؟ یا اینکه آیا میدانید سفید شدن زود هنگام موها نشانه چه فرآیندی در بدنتان است.
بدن انسان در تمام طول عمر به شیوهای هوشمندانه و منحصر به فرد علائم و نشانههای زیرکانه و هشدار دهنده را بروز میدهد اما اکثر افراد به دلیل ناآگاهی از این روابط و علائم، پیغامهای حیاتی بدن را نادیده میگیرند که حاصل آن به خطر افتادن سلامتی است.
روزنامه «دیلی میرور»، در گزارشی به چند راهکار جالب و شگفتانگیز به عنوان اسرار زندگی اشاره کرد که بیتردید در زندگی روزمره، قابل استفاده و مفید خواهند بود:
1- دردناک شدن مچ پا میتواند نشان دهنده مشکلات کلسترولی باشد.
به گفته متخصصان دردناک شدن مچ پا میتواند نشانه ابتدایی از افزایش ارثی سطح کلسترول بد خون باشد. در واقع تشکیل کلسترول در اطراف زردپی آشیل، موجب بروز این درد میشود.
- راه حل چیست؟
اگر احساس کردید که مچ پایتان مدت سه روز یا بیشتر به طور مداوم درد میکند، حتما برای چکاپ کلسترول به پزشک مراجعه کنید، بویژه اگر سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری قلبی را دارید.
2- قوی بودن ریهها نشان دهنده کاهش خطر ابتلا به آلزایمر است.
مطالعات نشان میدهد که فعالیت ضعیف و نامطلوب ریهها موجب میشود که اکسیژن کمتری به مغز برسد و در نتیجه خطر ابتلا به زوال عقل و آلزایمر افزایش پیدا میکند.
برای جبران این مشکل سعی کنید تنفس عمیق انجام دهید به این ترتیب که پنج ثانیه عمل دم و پنج ثانیه عمل بازدم هوا را انجام دهید. این کار موجب تقویت ریهها میشود چون اکسیژن را به مقدار کافی و مناسب به مغزتان میرساند. اگر این کار را شش نوبت در روز تکرار کنید، ریههای شما 20 درصد قویتر میشوند.
3- سفید شدن موها قبل از رسیدن به سن 30 سالگی نشانه مهمی از ابتلا به مشکلات تیروئیدی است.
متخصصان تیروئید تاکید دارند که عدم تعادل در فعالیت غده تیروئید موجب اختلال در تولید رنگدانهها در پیاز مو میشود.
- راه حل چیست؟
اگر موهایتان در سن پایین، سفید شده و هم چنین علائم دیگری چون کاهش وزن، افسردگی و یا مشکلات عادت ماهانه دارید، حتما برای چکاپ کامل و درمان به موقع به یک متخصص غدد مراجعه کنید.
4- بیماری لثه خطر و احتمال زایمان زودرس را افزایش میدهد.
باکتریهای موجود در لثههای بیمار و عفونی، موجب بروز واکنشی میشود که حاصل آن باز شدن بیموقع و زودهنگام دهانه رحم در دوران بارداری است.
- راه حل چیست؟
هر روز نخ دندان بکشید. هم چنین زنان باردار برای اطمینان از سلامت دندانهای و لثه خود باید مرتب به دندان پزشک مراجعه کنند. مطالعات نشان میدهد که مشکل و بیماری لثه احتمال زایمان پیش از موعد را 70 درصد افزایش میدهد.
5- گرم نگه داشتن پاها احتمال سرماخوردگی را کاهش میدهد.
وقتی پاها سرد میشوند، عروق خونی در بینی بسته و منقبض میشوند که در نتیجه گلبولهای سفید خون در این منطقه از مبارزه با عفونتها دست میکشند و محل ورود میکروبها به بدن باز میشود.
بنابراین توصیه میشود جوراب بپوشید و مطمئن شوید که با گرم نگه داشتن پاها، سیستم دفاعی بدنتان به طور کامل کار میکند.
6 - خندیدن پس از صرف هر وعده غذایی، میزان قند خون شما را پایین میآورد.
متخصصان معتقدند عضلاتی که ما از آنها برای خندیدن استفاده میکنیم برای دریافت انرژی، قندخون را مصرف میکنند و این فرآیند خطر ابتلا به دیابت، چاقی و حتی برخی از سرطانها را کاهش میدهد.
بنابراین بعد از شام در آرامش کامل روی مبل بنشینید و مدتی به تماشای فیلم کمدی مورد علاقهتان بپردازید.
7 - راه رفتن و حرف زدن همزمان، موجب کمردرد میشود.
وقتی در حین راه رفتن، صحبت هم میکنیم این کار مانع از همزمانی تنفس ما با گامهایمان در هنگام برخورد پاها به زمین میشود. این عدم هماهنگی، موجب میشود که بخشی از ضربههای ناشی از برخورد گامها به زمین به کمر وارد شود و موجب بروز کمردرد میشود.
توصیه میشود دفعه بعد اگر به هنگام خرید کردن موبایلتان زنگ زد، یک گوشه بنشینید و با تلفن صحبت کنید.
8 - فشار دادن پاها روی هم مانع از ضعف کردن و بی حالی میشود.
اگر بعد از سریع برخاستن از جای خود احساس سرگیجه پیدا کردید یا حس کردید که منگ شدهاید و چشمانتان سیاهی میرود با این حرکت ساده میتوانید جریان خون را به سرعت به مغز بفرستید و ضعف و سرگیجه خود را متوقف کنید.
ابتدا هر دو پای خود را روی زمین قرار دهید. بعد یکی از پاها را روی پای دیگر بیاندازید و تا جایی که میتوانید در این وضعیت پاها را روی هم فشار دهید. 30 ثانیه در این وضعیت بمانید تا خون به مغزتان برسد و حالتان بهتر شود.
9- غفلت از کمردرد، تهدید جدی برای مغز است.
پزشکان دریافتهاند افرادی که بیش از یک سال مبتلا به کمردرد هستند، 11 درصد از حجم سلولهای مغزی آنها در ناحیهای که مربوط به کنترل یادگیری است، کاسته میشود. ظاهرا فشار مقابله با کمردرد این تاثیر نامطلوب را روی سلولهای مغزی برجای میگذارد.
در صورت بروز کمردرد، فورا از پزشک کمک بگیرید. اکثر کمردردها در صورتی که زودتر مورد توجه قرار بگیرند، قابل درمان هستند.
10- چاقی، احتمال بروز سردردها را تا دو برابر افزایش میدهد.
وزن زیاد موجب التهاب در عروق خونی ناحیه سر میشود که مهمترین عامل بروز سردرد است.
برای کاهش دردها، اقدام به کاهش وزن کنید و برای درمان سردردها از راهکارهای طبیعی استفاده کنید. مصرف روزانه داروهای مسکن در واقع موجب بروز سردرد میشود.
11- مشکل در اندام تناسلی مردانه میتواند علامت عارضه قلبی باشد.
آخرین مطالعات نشان داده است که ناتوانی جنسی در مردان میتواند ناشی از تنگ شدن عروق خونی باشد.
به درمانهای اینترنتی و ماهوارهای اعتماد نکنید در عوض برای چکاپ کامل به متخصص مراجعه کرده و قبل از هر چیز به پزشک خود اطمینان کنید.
12- قوز کردن، ولع شما را به خوردن شیرینی تشدید میکند.
پزشکان معتقدند که قوز کردن جریان خون را به مغز کاهش میدهد و در نتیجه ولع خوردن مواد قندی را تشدید میکند چون در صورت کاهش جریان خون در مرکز اشتها در مغز، گلوکز کمتری به این عضو اصلی میرسد در حالی که گلوکز مهمترین غذای مغز است.
- راه حل چیست؟
همیشه صاف بنشینید و پاهای خود را روی زمین بگذارید. ستون فقرات خود را بکشید و شکم خود را به داخل بکشید طوری که کمر شما به سمت صندلی کشیده شود.
13- داروهای سرماخوردگی، تاثیر نامطلوب روی توان باروری دارند.
داروهای سرماخوردگی که برای خشک کردن ترشحات بینی استفاده میشوند در عین حال میتوانند موجب کاهش مخاط دهانه رحم شود و در نتیجه باروری را مشکل می سازد.
بنابراین توصیه میشود: به جای داروهای ضد احتقان از درمانهای معمولی مثل ویکس استفاده کنید.
الف ـ 1) رهبر انقلاب اسلامی در نوزده دی 1390 با تأکید بر اینکه انتخابات موجب نشاط جدید و دمیده شدن خون تازه در پیکره نظام اسلامی خواهد شد، گفت: عرصه انتخابات در کنار این ویژگیهای برجسته و مهم، آفت هایی هم دارد که باید مراقب بود این آفت ها پیش نیایند. ... آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم برگزاری انتخاباتی سالم و رقابتی خاطرنشان کردند: رقابت غیر از خصومت و تهمت زنی متقابل است، رقابت به معنای اثبات خود با نفی دیگران نیست.... ایشان افزودند: نامزدها باید با قصد خدمت وارد عرصه انتخابات شوند زیرا اگر کسانی با هدف قدرت طلبی و بدست آوردن ثروت و یا انگیزه های ناسالم دیگر وارد انتخابات شوند، به مردم و کشور خدمت نخواهند کرد...
الف ـ 2) پس از این بیانات، و در بی توجهی آشکار نسبت به آن، بولتنی به نام یکی از گروههای سیاسی اصولگرا و با شبکه عظیم توزیعی که قطعاً هزینههای هنگفتی صرف آن شده است، علیه گروه دیگری از اصولگرایان منتشر شده است. در این بولتن کسانی که آیت الله مصباح یزدی را پدر معنوی خود می دانند، تلاش کرده اند تا مطالبی تخریبی را علیه آیت الله مهدوی کنی و گروه سیاسی مورد حمایت ایشان ارائه کنند. جالب آن است که هر دو گروه با جدیت می کوشند تا خود را مورد تأیید رهبر انقلاب معرفی کنند. (کلیک کنید)
ب ـ 1) رهبر انقلاب اسلامی در تاریخ 17 مهر 1386 در جمع دانشجویان گفتند: «مطالبه کردن با دشمنى کردن فرق دارد. اینکه ما گفتیم معارضه با مسئولان کشور نشود... این به معناى انتقاد نکردن نیست؛ به معناى مطالبه نکردن نیست؛ درباره رهبرى هم همینجور است... این برادر عزیزمان میگوید «ضد ولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم؛ ممکن است کسى معتقد به کسى نیست... اعتراض به سیاستهاى اصل 44، ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد... ردکردن حرف، به معناى مخالفت کردن، به معناى ضدیت کردن نیست؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد. بنده از دولتها حمایت کرده ام، از این دولت هم حمایت میکنم؛ این به معناى این نیست که همه ى جزئیات کارهائى که انجام میگیرد، مورد تأیید من است، یا حتّى من از همه اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نیست... بنابراین ما به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمیدانیم.
ب ـ 2) پس از آن که علی مطهری، از نمایندگان منتقد دولت احمدی نژاد، از سوی هیأت های اجرایی وزارت کشور، برای نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی رد شد، دلیل آن با استناد به بند 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات، عدم اعتقاد به اسلام، قانون اساسی ایران و اصل ولایت فقیه عنوان شد. بر اساس قانون، علی مطهری اعتراض خود را به هیأت اجرایی اعلام کرد؛ در بخشی از این نامه اعتراضی آمده است که: «اینجانب برداشت امثال جبهه پایداری از ولایت فقیه را قبول ندارم. ولایت فقیه را همان طور که شهید آیت الله مطهری گفته اند ولایت مکتب و ایدئولوژی می دانم نه ولایت شخص، و به تعبیر آیت الله جوادی آملی ولایت فقه است و به تعبیر رهبر انقلاب «مرز التزام به ولایت فقیه احکام حکومتی است» یعنی در احکام حکومتی باید اطاعت محض باشد اما در سایر امور هر کس آزاد است که نظر خود را ابراز کند هر چند مخالف نظر رهبری باشد. در احکام حکومتی هم تا قبل از صدور حکم، هر کس مجاز است که نظر رهبری را تغییر دهد، آنچنان که شهید آیت الله مطهری در چند مورد امام خمینی (ره) را نسبت به نظر خود متقاعد کردند و امام(ره) نیز نه تنها ناراحت نمی شدند بلکه ایشان را حاصل عمر و پاره تن خویش نامیدند. علاوه بر این، ولی فقیه، انتقادپذیر و در مقابل مردم پاسخگوست همچنان که مقام رهبری بارها به انتقادات با روی باز پاسخ داده اند و از هرگونه بت سازی و تملق و چاپلوسی بیزارند... بالاتر این که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود « از من در خفا و علن انتقاد کنید» و خود به انتقاد و حتی توهین منتقدین و معترضین با روی گشاده پاسخ می دادند. بنابراین اینجانب به ولایت مطلقه فقیه با برداشت درست از آن وفادارم و بخشی از مشکلات کشور را ناشی از برداشت غلط برخی دوستان نادان انقلاب از این اصل مترقی می دانم. البته وفاداری و التزام عملی اینجانب به اصل ولایت فقیه به آن شدت نیست که یازده روز در مقابل حکم ابقای وزیر اطلاعات مقاومت و خانه نشینی کنم و یا بر تعبیر «بیداری انسانی» در مقابل «بیداری اسلامی» درباره نهضتهای اجتماعی منطقه اصرار بورزم.» (کلیک کنید)
ب ـ 3) عماد افروغ جامعه شناس و نماینده مجلس هفتم، دوشنبه 26 دی 1390 در شبکه اول سیمای ملی به نکاتی درباره وضعیت نقد و انتقاد در جامعه، میزان نظارت پذیری حاکمیت، شرایط روشنفکری در کشور، نقش نظارتی حوزه های علمیه، حضور افراد موضوع شناس در مجلس خبرگان، و اولویت حقیقت بر مصلحت و مواردی از این دست اشاره کرد. عماد افروغ سابقه روشنی دارد. جامعه شناسی که سالها در حوزه تئوری پردازی و نقد سیاست بدور از هرگونه مصلحت سنجی های معطوف به قدرت، فعال بوده است و از این حیث از مردان نشان دار و مرجع جریانات دانشجوئی و گروه های عدالتخواه و رسانه های متدین و مذهبی بوده است. افروغ جامعه شناس و سیاست شناس و متفکری است که با نظام فکری روشن و منسجم در حوزه های مختلف، ضمن تاکید بر فقه اسلامی و جامعه مبتنی بر ولایت فقیه و مدل های بومی، علیه اسلامی سازی سرمایه داری، ماکیاولیسم مذهبی، کاسبان و دلالان سیاسی، مصلحت اندیشان قدرت طلب، هذیان گوئی مرتجعین و ویژه خواری خناسان نوشته و مصاحبه کرده وسخنها گفته است. اینکه چه میزان از این سخنان درست و چه بخشی قابل نقد است بماند برای اهلش. مهم این است که نظر متفاوت شنیدن را باید تمرین کرد. این همان چیزی است که رهبر انقلاب بارها در دیدار با دانشجویان و فعالان و متولیان فرهنگی درخواست کرده است. کسانی که با تنگ نظری اجازه طرح نظرات جدید و متفاوت را حتی به دوستداران انقلاب نمی دهند، بزرگترین مانع راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی در کشور هستند. اظهارات افروغ مانند هر اظهارنظر دیگری می تواند مورد نقد عالمانه قرار گیرد. و البته نقد سازنده و دلسوزانه، بدور از تنگ نظری و هیاهو و سرو صدا و یقه دریدن است. (کلیک کنید)
ب ـ 4) امام جمعه مشهد، در انتقاد از سخنان افروغ که در سیمای جمهوری اسلامی مطرح شده بود، در نماز جمعه گفته است که: «نقد کردن نظام اسلامی به هیچ عنوان درست نیست... امروز در روی کره زمین نظام اسلامی ایران موثر ترین نظام برای تامین عدالت است و نقد این نظام درست نیست و باید از آن پرهیز شود... نظام جمهوری اسلامی ایران نظامی است که امام زمان (عج) دستور تشکیل آن را داده و آن را به ما سپردند و توسط ولی فقیه و مجتهد جامع الشرایط به عنوان نائب آن امام همام رهبری می شود... هم اکنون امام زمان (عج) که زنده و ناظر این نظام هستند امکان ندارد که این نظام را به کسی بسپارند که با هواهای نفسش این نظام را ساقط کند... نقد از کارگزاران و مسوولان موردی ندارد و این نقد باید سازنده بوده و مخرب نباشد... نباید به عنوان نقد از کارگزاران و مسوولین، نظام را نقد کرد...». (کلیک کنید)
هرچند این بیانات ارزش چندانی برای پاسخ گویی ندارد اما برای تنویر افکار عمومی، دکتر عماد افروغ بلافاصله به آقای علم الهدی پاسخ داده است که: (کلیک کنید)
خوب مدتیه که این اصطلاح بامزه مد شده، کتابشم اومده، اینم نوع تصویری اش که توی عکسها البته منبعش مشخصه.
|
به نام مسلمانی بس کرده ایم / نیستیم آگه که به چاه اندریم!
به چند، از هزار جملات توجه کنید:
«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.» قانون اساسی ج اا، اصل 39
«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتى، خودت را حفظ کن. مسأله، مسئله مهم است. همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارها... بازارى باید اعتراض کند؛ عرض بکنم که کشاورز باید اعتراض کند؛ معممین و علما باید اعتراض کنند. اعتراض کنند تا این کج را راست کنند... باید این طور باشد. باید مسلمان این طور باشد که اگر- هر که مىخواهد باشد، خلیفه مسلمین و عرض بکنم هر که مىخواهد باشد- اگر دید پایش را کنار گذاشت، شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار.» امام خمینی (صحیفه امام، ج8، ص 5 و 6)
«الآن مکلّفیم ما، مسئولیم همهمان، همهمان مسئولیم، نه مسئول براى کار خودمان؛ مسئول کارهاى دیگران هم هستیم... اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى؟ باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟» امام خمینی (همان، ص 487)
«باید همه ی آحاد ملت، کوچک و بزرگ، مسؤولان در سطوح مختلف و هرکس که کاری در دستش است، این نکته را حدیث نفس خود کند و پیمان ببندد که راه امام را ادامه دهد و به سمت هدف های او حرکت کند، در این صورت، عشق و محبت و ارادت و شاگردی ما نسبت به او، صادق خواهد بود.» مقام معظم رهبری
بر اساس اصل 39 قانو اساسی ج اا، حفظ حرمت و حیثیت همگان اعم از موافق و مخالف و معاند و... واجب است و عدم آن تخلف! حتی اگر طرف مجرم باشد و مستحق مجازات! نه صرف اتهام، آنهم طبق برداشت احساسی و شیطانی و...
دو جمله ی بعدی هم از امام راحل! که می فرماید همه مسئولند و موظف! و فردای قیامت پاسخگو! که چرا بر کجی و ناراستی دولت و حکومت و حاکمان و مسئولان معترض نشدید؟ نشوریدید؟ هجمه نکردید؟ و... هجمه و اعتراض خیابانی که... لسانی و زبانی هم که فریاد به جایی نرسد! البته فریادگر به جایی برسد که عرب نی انداخت! پس می ماند شکوائیه و رنج نامه نگاری و...
جمله ی آخرین نیز از مقام معظم رهبری است که مؤید و مؤکد است بر تأکیدات و تقنینات بالا در سیاق و صورت!
حال! گذشته و سالیان دور هیچ! اما در این چند روزه ی پس از نوشته ی سردار علایی، به کدام از این اصل و فرمایشات چقدر عنایت و عمل شده؟ در حالی که هنوز نه مجرم است و نه متهم شناخته شده! اما بارها و بارها از سوی رسانه های مجازی و عمومی، حقیقی و حقوقی به بدترین نوع، مورد اهانت و... قرار گرفته! چه باید کرد؟ این است مسلمانی؟
دود آه است بنائی که تو می سازی چاه راه است کتابی که تو می خوانی
دیده بگشای، نه اینست جهان بینی کفر بس کن، نه چنین است مسلمانی
به مطلبی از کیهان در پاسخ به نامه جناب آقای علایی برخوردم. از جهاتی ، نکاتی داشت که برایم جالب و بعضاً تأسف برانگیز بود. گفتم به فرمایش دکتر شریعتی تمسک کنم (من دشمن تو و عقاید تو هستم اما برای آزادی تو و عقاید تو حاضرم جانم را فدا کنم.) و علیرغم باورم ، این را جهت مطالعه ، مداقّه و تحلیل و ارزیابی دوستان در اینجا بیاورم. گر چه شاید برخی دوستان مرا بنوازند ولی تمرین دموکراسی بدون آزادی دادن به دیگران و اندیشه هایشان حاصل نمی شود. آن را به جان میخرم تا این به دست آید.
ایمان احمدی) )
واکنش نسبت به مقاله روز دوشنبه- 19 دی ماه- آقای حسین علایی در روزنامه اطلاعات یکی از اصلی ترین اهداف کسانی است که آن را تدارک دیده اند تا از این طریق یک ماجرای دم دستی و کم اهمیت را به موضوع روز تبدیل کرده و به فتنه گران تنفس مصنوعی بدهند. اما اشاره به نکاتی چند درباره یادداشت آقای علایی را ضروری تلقی کردیم و در این وجیزه نگاهی - هرچند گذرا- به ماجرا خواهیم داشت.
1- «بازی با مهره حریف» یا «شکار مهره» یکی از ترفندهای عملیات روانی است. دشمن در این ترفند شکار خود را از میان کسانی انتخاب می کند که اولا؛ سابقه شناخته شده ای از همراهی با نظام را در کارنامه خویش داشته باشند و ثانیا؛ به هر علت، از جمله ضعف بینش سیاسی، آرزوهای برآورده نشده و امثال آن، با نظام فاصله گرفته باشند. دشمن در این حالت، از یکسو نقطه ضعف شکار خود را موجه جلوه داده و به تقویت آن می پردازد. مثلا چنانچه «شکار» مورد نظر به مسئولیت دلخواه خود در نظام دست نیافته باشد، این توهم را در وی می دمد که مسئولان بالادستی نظام حق او را نادیده گرفته و یا پایمال کرده اند! و از این طریق می کوشد تا حس انتقامجویی را در شکار خود تحریک کند. و از سوی دیگر، فرد شکار شده را گام به گام به موضع گیری علیه نظام می کشاند و هریک از این گام های زاویه دار او را به گونه ای -مثلاً از طریق رسانه ها- برملا می کند تا به تدریج پل های پشت سر شکار خود را خراب کرده و راهی برای بازگشت وی باقی نماند. دشمن در این مرحله، زبان خود را در کام فرد شکار شده می گذارد و آنچه را که از زبان و قلم دشمن تابلودار قابل عرضه نیست بر زبان و قلم شکار خود می نشاند.
2- اکنون باید دید که آقای حسین علایی یک مهره شکار شده است و یا آنچه در یادداشت موهن خود آورده است، برخاسته از خواست و برداشت خود ایشان است؟ یافتن پاسخ این سؤال دشوار نیست و برای کشف آن فرمول علمی و تعریف شده ای وجود دارد. با این توضیح که؛
الف: اگر اظهارات شخص مورد نظر- در اینجا، آقای حسین علایی- برخاسته از دیدگاه و نظر خود او باشد، در بستر و چارچوب فرهنگ شناخته شده وی ابراز می شود، چرا که فرهنگ نوشتاری یا گفتاری افراد- صرفنظر از محتوای آن- به آسانی قابل تغییر نیست و نمی توان این تغییر فرهنگ را مثلاً به سادگی تهیه یک تابلو و نصب آن به یکی از دیوارهای اتاق تلقی کرد!
ب: و اما چنانچه فرد مورد نظر با فرهنگی متفاوت از فرهنگ شناخته شده خود سخن بگوید و مخصوصاً هنگامی که فرهنگ به کار گرفته شده با فرهنگ شناخته شده وی تفاوتی فاحش و در حد تضاد داشته باشد می توان حدس زد- و البته متأسف نیز بود - که به عنوان یک مهره از سوی دشمن شکار شده و چه بخواهد و بداند و یا نخواهد و نداند در میدان دشمن به بازی گرفته شده است.
3- حالا به یادداشت آقای حسین علایی توجه کنید؛
«...حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی- 19 دی ماه 56- به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد 6 نفر از طلاب و معترضین را کشت و عده ای را نیز مجروح کرد... رژیم شاه ظرف یک سال بیش از 2 هزار نفر از مردم معترض در خیابان های شهرهای مختلف را کشت ولی هر چه بر کشته های خیابانی افزوده می شد...»
آیا یک سردار سپاه، آنهم در حالی که کماکان خود را طرفدار انقلاب و جمهوری اسلامی معرفی می کند، می تواند به جای واژه «شهید» از شهدای مظلوم 19 دی قم از واژه «کشته شده» استفاده کند؟! آنهم نه یک بار و دوبار، بلکه 3 بار در یک نوشته کوتاه 4خطی و حتی یک بار هم به جای «کشته» از واژه شهید استفاده نکند؟! ممکن است گفته شود، این جابجایی در نوشتار، از نوع «خطای زبان و قلم» است! که باید گفت؛ آقای علایی یک سردار سپاه است و فرهنگ شهید و شهادت در وی نهادینه شده است بنابراین، اگر جابجایی این واژه عمدی نبوده است، دستکم باید یک بار به جای «کشته شده» از لفظ شهید استفاده می کرد که نکرده است! چرا؟!... باید توجه داشت که «خطا» وقتی در یک موضوع واحد به تکرار رسید، دیگر «خطا» تلقی نمی شود، بلکه «خط» است.
4- آقای علایی در یادداشت کذایی، برخلاف عقیده و نظر بارها اعلام شده خود به این تحلیل می نشیند که مردم ایران خواستار تغییر رژیم شاهنشاهی نبوده اند بلکه فقط انجام تغییراتی در رژیم شاهنشاهی را دنبال می کردند!! ولی از آنجا که شاه به اصلاحات مورد نظر آنها پاسخ مثبت نداد، تظاهرات و اعتراضات شدت گرفت و «عملاً از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته شد» و سپس در بند7 و در قالب پرسش های فرضی، محمدرضا شاه را نصیحت می کند که چرا با بی توجهی نسبت به اصلاحات مورد نظر مردم باعث فروپاشی رژیم شاهنشاهی شده است؟
باید از آقای علایی پرسید؛ آیا مردم خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برپایی جمهوری اسلامی نبودند؟ و آیا بعد از تغییر نخست وزیر، شعار نمی دادند «ما میگیم شاه نمی خوایم، نخست وزیر عوض میشه» و...؟
5- آقای حسین علایی در یادداشت مورد اشاره، برخلاف فرهنگ رایج و جای گرفته در قلب و جان سپاهیان، از به کارگیری واژه «امام» برای نامیدن آن مراد به حق پیوسته و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، خودداری می ورزد و آنجا که ناچار به نام بردن از آن بزرگوار است ، به عبارت «آیت الله خمینی» بدون هیچ پیشوند و پسوند احترام آمیز بسنده می کند.
آیا، این دیدگاه و فرهنگ و چارچوبی که در بیان آن به کار گرفته شده می تواند با دیدگاه کسی که عمری را در کسوت یک سردار سپاه سپری کرده است کمترین همخوانی و ارتباطی داشته باشد؟! قاعده آن بود و هست که زبان جناب علایی در نام بردن از امام(ره)، به کمتر از «حضرت امام(ره)» حرکت نکند و در کام نچرخد. آیا آن چرخش و این نچرخیدن زبان و قلم ایشان را باید- خدای نخواسته- به حساب چرخش مواضع آقای علایی نوشت یا -باز هم خدای نخواسته- به حساب دیکته ای که دیگران برای او نوشته اند؟! بی تردید، این نوشته با فرهنگ گفتاری و نوشتاری یک سردار سپاه آنهم با سابقه فرماندهی در جنگ تحمیلی همخوانی ندارد. دارد؟! پس چه کسی آن را دیکته کرده است؟
6- یک بار دیگر به یادداشت آقای حسین علایی مراجعه کنید. ایشان اولا؛ به حضرت امام(ره) اهانت می کند و بنای مستحکم آن بزرگوار یعنی انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن را بدون انگیزه الهی و اسلامی قلمداد می کند! ثانیا؛ خاستگاه اسلامی انقلاب را نفی می کند و خواست با خون نوشته مردم مسلمان ایران را در حد و اندازه اصلاحات در رژیم شاهنشاهی تنزل می دهد! ثالثا؛ از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حمایت می کند و...
حالا امضای یادداشت را نادیده بگیرید. آیا نوشته ایشان با نوشته ای که از یک ضد انقلاب دوآتشه انتظار می رود ، کمترین تفاوتی دارد؟! اگر تفاوتی ندارد- که ندارد- احتمال سفارشی بودن آن دور از ذهن نیست.(عجب! ظاهراً دوستان ارزشمدار تا رقبا و مخالفان خود را اساسی ضربه فنی نکنند ، دلشان خنک نمی شود.)
7- در حالی که انقلاب اسلامی به الگوی تحولات در جهان اسلام تبدیل شده و ملت های مسلمان با در دست داشتن این نسخه بر دیکتاتورهای دست نشانده شوریده و پوزه آمریکا و اسرائیل و متحدان اروپایی آنها را به خاک مذلت مالیده اند و در حال و هوایی که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب، انکار نمی کنند که از اقتدار ایران اسلامی تحت رهبری امام راحل و خلف حاضر او به تنگ آمده و فریاد استیصال سرداده اند، مخالف خوانی افرادی که روزی همراه انقلاب بوده اند جز آن که برای دهان های گرسنه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها خوراکی در حد و اندازه یک ساندویچ فراهم کند چه تأثیر دیگری می تواند داشته باشد؟! جناب علایی! «قطره دریاست، اگر با دریاست ورنه او قطره و دریا، دریاست.»
8- دیروز آقای حسین علایی طی یادداشت کوتاهی بر وفاداری خود به اسلام و انقلاب و ولایت فقیه تأکید کرد که امید است اولین گام ایشان برای بازگشت از بیراهه ای باشد که در آن گام نهاده بود و همینجا گفتنی است و عبرت آموز نیز هست که یادداشت کذایی آقای علایی، به به و چهچه و استقبال همراه با ذوق زدگی فراوان رسانه های دشمن و گروه های ضد انقلاب را در پی داشت ولی نوشته کوتاه دیروز او با بی اعتنایی همان رسانه ها روبرو شد. عبرت انگیز نیست؟ فاعتبروا یا اولی الالباب
هم نوا با پیرخمین...
... و از همین قماش توطئه ها و شاید موذیانه تر، شایعه های وسیع در سطح کشور، و در شهرستان ها بیشتر، بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف تر شدند! زندان ها پر از جوانان که امید آتیه کشور است می باشد و شکنجه ها از رژیم سابق بدتر و غیرانسانی تر است! هر روز عده ای را اعدام می کنند به اسم اسلام! و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام آور غوطه می خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی کمونیستی هدایت می کنند! اموال مردم مصادره می شود و آزادی در هرچیز از ملت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا می شود. و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هرچند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزن سر زبانها می افتد؛ در تاکسی ها همین مطلب واحد و در اتوبوس ها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می شود؛ و یکی که قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می شود. و ...
... تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها و جهل توده ها امروز طفلی تازه پا و ولیده ای است محفوف به دشمن های خارج وداخل، رحم کنید. و شما اشکال تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتکران بی انصاف از خدا بی خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروه های آشوبگر و تروریست های مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان، توجهی به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟
اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند؛ لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشورمی کنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعترخواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدارشده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی - اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان واشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.
من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - و کوفه و عراق درعهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهما - می باشند. آن حجاز که در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی کردند و با بهانه هایی به جبهه نمی رفتند، که خداوند تعالی در سوره "توبه " باآیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است . و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل ، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق وکوفه که با امیرالمومنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است . و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا - علیه السلام - آن شد که شد. و آنان که درشهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز می بینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها می کنند و چه حماسه هامی آفرینند. و می بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک های ارزنده می کنند. و می بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان باچهره های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبه رو می شوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - هستند، و نه در محضر امام معصوم -صلوات الله علیه . و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمزموفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی می باشیم .
گر پای گریز از خطر نیست ،باعشق در آغوش نگیریم خطر را
درسالهای اخیردوتحول اساسی درسبد غذایی خانوادها ایجاد شده که شامل کاهش کمیت و وزن سبد غذایی ودیگری جابجایی میان کالای داخل سبد غذایی است.
وزن گوشت ،لبنیات، سبزی ومیوه ها کاهش، وجای خود رابه مواد چربی،نشاسته،قند وغذاها ی آماده داده است، که این جابجایی ازلحاظ کیفیت غذا وتا مین نیاز سلولی جنبه منفی داشته وسیری سلولی جای خود را به سیری شکمی داده است.
ارزیابی الگوی غذایی ایرانیان نشان از 20درصد کمبود انرژی،40تا50درصد کمبود کلسیم،38درصد کودکان 3تا15 ماهه کمبود آهن که کمبود روی وویتامین ها نیز باید به این موارد اضافه گردد.
تبلیغات گسترده ازتنقلا ت غیر مفید که علاوه بر مضرات گسترده، ایجاد سیری کاذب نموده وتغیرات فرهنگی وشیوه زندگی وکار همزمان زن شوهر... کمتر به افراد جامعه اجازه مصرف غذایی را می دهد که به آرامی پخته شده و ویژگیهای یک غذای سالم رادارد.
غذاهای آماده (Fast food )که سرشار از چربی های اشباع ترانس بوده وبرای مصرف نیزمعمولا باید سرخ شوند وهنگام سرخ شدن نیزمقداری زیادی روغن جذب خواهند نمود ومتاسفا نه طبق عادت بد غذایی همراه سس های متنوع ونوشابه های گاز دار نیزمصرف می شوند(توخود حد یث مفصل بخوان ازاین مجمل).
به طور مثال:هر30 گرم سوسیس بطور متوسط 8 گرم چربی و2/3 گرم نمک داردو چربی که موقع سرخ کردن به خورد آن می روند را نیز باید اضافه کرد.
مقدارنیتریت ونیترات مواد غذایی که فعلا دربازار عرضه می شوند گاهی به 8تا10 برابر میزان مجازآن می رسد که امروزه سرطانزایی آنها به اثبات رسیده است.
به طور مثا ل: تومور های مغزی درنوزادان مادرانی که در طی دوران بارداری، حداقل هفته یی یک بارهات داگ با نان بدون سبوس مصرف نموده اند بیش از دو برابر است وکودکانی که در ماه 10عدد ساندویچ کالباس مصرف می کنند 9برابرافراد معمولی در معرض سرطان خون قرار دارند واین موادعامل 67 درصد سرطان پانکراس معرفی شده اند.
بیماریهای قلبی وعروقی،فشار خون ، دیابت ،چاقی،مشکلات گوارشی ومشکلات حساسیت های جلدی ومخاطی را نیز باید به موارد فوق اضافه نماییم، به خصوص درکنارمصرف نوشابه های گاز دارکه خود عا مل بیماری های گوناکونی از جمله یکی از عوامل پوسیدگی دندانها می باشند.
* با استفاده ازهفته نامه پزشکی امروز*
- کپی برداری از مطالب وبلاگ کمیل با ذکر منبع، بلامانع است.




درباره ما
دسته بندی موضوعات