سفارش تبلیغ
صبا

موضوع: جایگاه مربی

 

­سوره ی حمد (فاتحة الکتاب) - آیات2و3

الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِینَ ?2? الرَّ‌حْمَـ?نِ الرَّ‌حِیمِ ?3?

ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان ?2? و رحمتگر مهربان است ?3?

 

نکته های تربیتی:

1- یکی ازنام های والای خداوند "ربّ" است. به نظر می رسد هیچ نامی صمیمی تر و نوازشگرانه تر از "ربّ" نیست که هم بتواند صاحبش را تعریف و هم برای مخاطبانش تا این جاذب و دارای کشش عاطفی باشد.

2- والدین و مربیان باید دقت داشته باشند که در نقش مربی گری خود جایگاه خدایی دارند.

3- والایی و خدایی بودن نقش مربی به خاطر دقایق، ظرافت ها و رموزاتی است که در این نقش نهفته است. (ظرافت های نقش مربی درقسمت های آینده ی این بحث روشن تر خواهد شد).

4- خداوند خود را در آیه ی دوم سوره ی حمد با نام "ربّ" معرفی نموده و در آیه ی بعدی دو صفت "رحمان" و "رحیم" را برای این نام، برگزیده است. درتفسیرالمیزان، معنای "رحمان" و "رحیم" این گونه آمده:

«خداى رحمان معنایش خداى کثیرالرحمة، و معناى رحیم خداى دائم الرحمة است و بهمین جهت مناسب باکلمه ی رحمت این است که دلالت کند بر رحمت کثیرى که شامل حال عموم موجودات و انسان ها از مؤمنین و کافر مى شود». و نیز آمده: «رحمان عام است و شامل مؤمن و کافر مى شود و رحیم خاص مؤمنین است»(طباطبایی، سیدمحمدحسین،تفسیرالمیزان).

بنابر مطلبی که از تفسیرالمیزان در باره ی صفت های "رحمان" و "رحیم" آمده، می توان گفت هر مربی باید از این دو صفت برخوردار باشد؛ یعنی:

یک)مهر و رحمتش عام باشد و شامل همه ی انسان ها(صرفنظر از نژاد و زبان و دین) و نیز همه ی موجودات بشود. این شمول از یک سو نشانه ی وجود یک خصیصه ی اخلاقی نیکو در انسان است که باید در همه ی انسان ها وجود داشته باشد. ازسوی دیگر بودن این صفت درمربّی باعث رشد وشکوفایی صفت مذکور درمتربی نیز می شود. متربی با تأسی به مربی خود یاد می گیرد که به همه ی انسان ها وهمه ی مخلوقات خداوند مهر بورزد و با آن ها مهربان باشد. طبیعت را دوست بدارد، به کوه و دست و جنگل و بیابان عشق بورزد، حرمت انسان ها را پاس بدارد و حقوق همه ی موجودات را رعایت نماید.

دو) مربی به متربی خود محبت و علاقه ی خاص داشته باشد، برای تربیتش از هیچ کوششی فرو نگذارد، برای انجام کار تربیت به اندازه ی لازم مطالعه کند، وقت بگذارد، حوصله به خرج بدهد و خود را به اصول علمی تربیت مجهّز و مقید کند.

 

5- خداوند هر فرد را با دیگران متفاوت آفریده؛ ازهمین رو است که هر بنده، جدا ومتفاوت از دیگران باخدای خود ارتباط برقرار می کند. والدین ومربیان نیز در روند تربیتی خود باید این تفاوت های فردی را درنظر بگیرند. یک مربی (چه پدر و مادر وچه معلم) نباید باهمه ی متربیان خود با یک شکل برخورد کند. هر متربی شخصیت خاص خود را دارد وشیوه ی تربیتی خاصی را طلب می کند. مربی درضمن بر قراری ارتباط جمعی وگروهی بامتربیان، باید به تک تک شان نظر خاص داشته باشد و در ارتباط فردی، جنبه های شخصیتی متربی را مد نظر قرار دهد.




تاریخ : دوشنبه 96/5/23 | 10:10 صبح | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

(به بهانه ی اعلام نتایج کنکور سال جاری)

 

   یک پرسش قدیمی وتکراری که ازبس شنیده اید، حوصله تان ازشنیدن دوباره ی آن سر می رود: «علم بهتر است یا ثروت»؟

   درسنت ما ایرانی ها اگرکسی علم را برثروت ترجیح دهد انسانی فرهیخته و بافرهنگ است و اگر ثروت را برعلم ترجیح دهد، کسی است که ارزش علم را نمی داند واز فرهنگ پایینی برخوردار است. با این وجود، ماکه همواره علم را برثروت ترجیج داده ایم و این موضوع را از دیرباز برای انشای دانش آموزان درکلاس های ابتدایی مطرح می کردیم، بی شک باید امروز قله های رفیع علم وفرهنگ و پژوهش رافتح کرده و به درجات بالایی ازتولید دانش رسیده باشیم؛ اما باکمال تأسف همه می دانیم که چنین اتفاقی درکشور ما رخ ننموده است.

   شاید هیچ ملتی به اندازه ی ماجالب نباشد؛ از این بابت که دم به دم به فرزندان خود توصیه می کنیم علم بیاموزند، خودمان برای رسیدن به این منظور دانشگاه های رنگارنگ تأسیس می کنیم، احادیث مربوط به ارزش والای علم را به در و دیوار می نویسیم و می آویزیم و هرسال بین800هزار تا یک میلیون نفر از دانش آموزان ما درکنکور شرکت می کنند؛ اما درعمل ثابت کرده ایم یا معنای علم را نمی دانیم و یاخجالت می کشیم اعلام کنیم ثروت بهتر از علم است؛ زیرا:

- بیشتر به دنبال خواندن رشته هایی هستیم که درآمد بیشتری از آن حاصل شود.

 - بعد ازگرفتن مدرک، عنوانی مانند دکتر یامهندس به ابتدای نام ما اضافه شود.

- باگرفتن مدرک بتوانیم ازدواج بهتری داشته باشیم.

- به وسیله ی مدرک دانشگاهی – با هررشته و رتبه ای – بتوانیم در اداره ای استخدام شویم و پشت میز بنشینیم.

- هرکسی را که درجامعه پول دارتر و پول درآورتر باشد زرنگ تر می دانیم.

- آموزش وپرورش ومعلم–که مبدأ وعامل خردورزی ومنشأ دانش آموزی برای ما وفرزندان ما بوده اند - ازلحاظ امکانات درفجیع ترین وباورنکردنی ترین وضع ممکن قرار دارند.

- فرزندان خود را ازمقطع ابتدایی برای شرکت درکنکور آماده می کنیم و برای این منظور از خرید انواع کتاب های تست وکمک آموزشی و برگزاری کلاس های تقویتی و تست زنی مضایقه نمی کنیم.

- میزان مطالعه وتیراژ کتاب درکشور ما درحد بحران و فاجعه است.

هرشخص ناآشنا، بی شک با دیدن چنین تناقض وحشتناکی دراندیشه و رفتار، دچار تعجب عمیق می شود، اماچون خودمان رفته رفته در دل این تناقض بزرگ شده ایم، درک واحساس آن برای ما به سادگی میسر نیست. وجود این وضعیت درجامعه نشان می دهد:

1- علم را باچیز دیگر اشتباه گرفته ایم.

2- هنوز باخودمان تعارف داریم. راهنما را به سوی علم می زنیم، اما به طرف ثروت می پیچیم.

3- مرز بین علم و ثروت را درنیافته ایم.

4- علم برای ما کارکردی ثروت آفرین دارد.

5- از کارکرد علم در زندگی بی اطلاعیم.

6- علم را برای خود درحد دکوراسیون برای منزل پذیرفته ایم.

   این فرهنگ دوگانه طی یک فرایندناقص فرهنگسازی به وسیله ی متولیان فرهنگ ناشناس و ناآشنا به حوزه های علم وفرهنگ وهنر واقتصاد ایجاد شده وجز باتغییر مدیریت کلان ومرمت ساختار فرهنگی کشور– به ویژه تغییر بنیادین درآموزش وپرورش- اصلاح نمی شود.

 

 (15/5/96)




تاریخ : جمعه 96/5/20 | 1:39 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   این روزها سلفی چندتن ازنمایندگان مجلس با اعتراضاتی درجامعه وفضاهای مجازی همراه بود. بنده می خواهم اصالتاً ازطرف خودم و نیابتاً ازطرف نمایندگان سلفی بگیر به اعتراضات اخیر اعتراض کنم. من به این موضوع کاری ندارم که سلفی گرفتن نمایندگان بایک خانم، ممکن است چه مشکلاتی برای شان درخانواده ایجاد کند؛ اماچیزی که بنده تابه حال فهمیده ام این است که موضوع آن طوری نیست که در رسانه ها منعکس شده. حقیقت این است که نماینده ها درسلفی گرفتن باخانم موگرینی، مثل همیشه- که باسیاست و کیاست عمل می کنند- سیاست به خرج داده اند و با برنامه وحساب شده پیش رفته اند. قضیه از این قرار است که نمایندگان ما چون می دانند:

   اولاً نقش خانم موگرینی درتصویب برجام و ادامه ی آن خیلی مهم است.

   ثانیاً این برجامِ بدفرجام به این سادگی ها به جایی نمی رسد.

   ثالثاً خانم ها کمی احساساتی تشریف دارند.

   بنابراین خواستند خانم موگرینی را درمجلس حسابی تحویل بگیرند و بیش ازحد به او احترام بگذارند تا- علاوه برکارهای دیپلماتیک آشکاری که توسط وزارت امورخارجه انجام می شود- از دیپلماسی پنهان و زیر پوستی نیزکمک بگیرند وخانم موگرینی را توی رودربایستی قرار بدهند و احساساتش را نسبت به مردم بامحبت ومهمان نواز ایران تحریک کنند؛ بلکه ایشان ازما خوشش بیاید و دراجرای برجام به نفع مان کار کند.

   البته شنیده شده که نماینده ی مردم شیراز درمجلس ازکارخودش عذرخواهی کرده. به نظر می رسد اشتباه فرموده که عذرخواهی کرده. ایشان هنوز به عمق رفتار سیاسی خودش پی نبرده و نمی داند که چه کارمهمی انجام داده وچه قدم مؤثری در اجرای برجام و ارتباط ما با اتحادیه ی اروپا برداشته است.

(15/5/96)




تاریخ : پنج شنبه 96/5/19 | 10:44 صبح | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

موضوع: «بزرگی» و «کوچکی»

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

نکته های تربیتی:

1- علاوه بر اثرات مثبت وضعی گفتن و نوشتن "بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" در آغاز هرگفتار، کردار و نوشتار و نیز استفاده از برکات این نام بلند، به نظر می رسد خداوند خواسته با به رخ کشیدن مداوم نام خود در تکرار جمله ی "بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" بندگانش بزرگی او و ضعف و ناتوانی خود در برابر خدا را از یاد نبرند.

2- شاید بتوان از این آیه و این جمله چنین برداشت نمود که مسأله ی "بزرگی" و "کوچکی" دارای اهمیت خاصی است. شایسته است این موضوع در جامعه شایع شود و فرهنگ آن - همچون گذشته - رایج گردد.

3- موضوع "بزرگی" و "کوچکی" در جاهای مختلف ملاک ها و مصادیق متفاوتی دارد، اما اکثراً این دو جایگاه در مورد "سنّ و سال" و "جایگاه های اداری و مدیریتی" مصداق پیدا می کند.

4- رعایت موضوع "بزرگی" و "کوچکی" در جامعه و خانواده در زمینه ی مباحثی مانند مدیریت، انتقال تجارب، رعایت سلسله مراتب و... اثرات مثبت فراوانی دارد و چنان واضح است که نیاز به برشمردن آن ها نیست.

5- بزرگِ هر مجموعه؛ مانند والدین در خانواده، مدیر در یک مجموعه، مربیان در مدرسه و... نباید بزرگی خود را فراموش کنند و آن را قربانی روابط به ظاهر صمیمی نمایند.

6- صمیمیت و قاطعیت قابل جمعند و با هم مغایرتی ندارند؛ البته به شرطی که مدیران، والدین و مربیان جوانب و شرایط مدیریت را حفظ نمایند.

7- والدین و مربیان باید به فرزندان و متربیان خود بیاموزند که در هرحال سنّت های دینی و ملی خود در پاسداشت قدر و منزلت بزرگان خود را حفظ و به آن پایبند باشند.

 

8- والدین و مربیان و مدیران ضمن حفظ ابهت و جایگاه شان به عنوان بزرگِ مجموعه، نباید دچار غرور و خود خواهی شوند؛ زیرا داشتن جلوه هایی از رحمانیت و رحیمیت در رفتار، از شرایط و شگردهای یک مدیر و مربی موفق است؛ چنان که خداوند نیز علیرغم اصرار بر توجه بندگان به بزرگی اش، خود را بزرگی با ویژگی های "رحمان" و "رحیم" می خواند و از قهاریت و جباریت خود در این مقوله سخن نمی گوید.




تاریخ : شنبه 96/4/31 | 1:7 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   به اطلاع دوستان عزیز و یاران شفیق "وبلاگ کمیل" می رساند به یاری خداوند عزیز و بزرگ، از این پس مطلبی دنباله دار با عنوان "خانواده وتربیت درقرآن" به حضور شما فرهیختگان تقدیم می گردد؛ با این توضیح که:

 1- موضوع ها بر اساس ترتیب آیات قرآنی ارائه می شود.

2- از دو دسته آیات درموضوع مذکور استفاده می شود. اول آیاتی که به طور مستقیم به بحث تربیت وخانواده مربوط است و دسته ی دیگر، آیاتی که ظاهراً به این موضوع نمی پردازد، اما ظرفیت برداشت های تربیتی را دارد.

3- سعی شده ازآیات الاحکام وآیات حقوقی دراین بحث به دلیل گستردگی، چالشی بودن و تأثیر مرور زمان برآن ها خودداری شود.

4- مطالب ارائه شده، تفسیر نیست وفقط برداشت های ساده وشخصی ازآیات قرآن است.

 

   امید که وبلاگ کمیل را لایق نظرات واثق خود بدانید وهمواره همراه ما باشید.




تاریخ : شنبه 96/4/31 | 1:5 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

   چندی پیش همه شنیدیدکه درمشهد گردهمایی مفصلی باشرکت ائمه ی جمعه ی استان های خراسان رضوی وسمنان با موضوع «جایگاه همسرامام جمعه درقرارگاه فرهنگی» برگزار شد.

    حقیر چون امام جمعه که هیچ؛ امام شنبه هم نیستم، لذا دراین همایش دعوت نشدم وکسی نظرم را درموضوع گردهمایی نپرسید؛ اما اگر احیاناً شما نظرم را دراین باره بخواهید بایدخدمت تان عرض کنم:

    اولاً باعنایت به این  که عرصه ی فرهنگ عرصه ی جنگ وشبیخون وخونریزی وکشتن ومردن است و برای خودش افسر وسرباز و ژنرال دارد، پس حتماً باید یک قرارگاه هم داشته باشد.

    ثانیاً قرارگاه باید یک ساختمان چندین طبقه باشدکه چند طبقه ی آن به لحاظ رعایت نکات امنیتی، به صورت منفی و درزیر زمین قرار بگیرد.

    ثالثاً جایگاه بسیارحساس و رفیع همسران محترمه ی ائمه ی جمعه دراین جنگ وقرارگاه باید بیش ازپیش مدنظر قرارگیرد. توجه به موارد زیر درمورد همسران محترمه ی ائمه ی جمعه می تواند به اعتلای جایگاه شان درقرارگاه مؤثر واقع گردد:

    - این علیا مخدرات باید برای کار درقرارگاه، درآخرین طبقه ی منفی این ساختمان مستقر شوند.

    - درفرم ثبت نام استخدامی شان درقرارگاه، به جای نام ونام خانوادگی باید بنویسند «متعلقه ی آقای فلان».

    - هرچه نور وهوا وصدای کمتری به آن ها برسد مصون ترند.

    - نباید بدون اجازه ی آقاشان ازقرارگاه خارج شوند.

    - اگریک مرد اجنبی از دست اندرکاران قرارگاه، احیاناً باطبقه ی نسوان کاری صرفاً اداری داشته باشد، علیامخدرات می توانند به پشتِ در بروند وبدون بازکردن آن با مرد مذکور به اندازه ی لازم صحبت کنند. هنگام صحبت کردن نیز باید انگشت سبابه را روی زبان خود بگذارند تا صداشان کلفت شود ومفسده ای به همراه نداشته باشد.

    - اگرمتعلقه ی دوم یاسوم یاچهارم هستند، بهتر است همراه بامتعلقه ی اول، یک گروه پارتیزانی فرهنگی برای جنگ نرم تشکیل بدهند؛ به شرط این که علیه متعلَق خود نشورند.

    - خداوند همه ی همسران امامان جمعه راعمر طولانی عنایت فرماید، اما درصورت فوت یکی ازآن ها، لازم است در اعلامیه ی ترحیم و روی سنگ قبر او نوشته شود «منزل آقای زید» یا «متعلقه ی آقای عمرو».

    درنهایت اعلام می کنم که هرچه تعداد این گردهمایی ها بیشتر باشد وهرچه از اعتبارات بیت المال دراین راه مقدس مصرف شود، باورکنید جا دارد.

(25/4/96)




تاریخ : چهارشنبه 96/4/28 | 5:47 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

   آورده اند استادی شاگردانش را سرمشقی بداد و امر بفرمود شب از روی آن مشق کنند و فردا به مکتبخانه آورند.

فردا جملگی شاگردان، مشق خویش به حضور استاد ببردند و به هدایتش گرد نادانی از چهره ی جهالت بستردند، جز یکی از آن ها که لوحش از هر حرف و نقشی خالی بود.

   استاد او را بفرمود: «ای شاگرد! چرا چون گذشته بر نِبشتن مشق تعلل همی ورزی؟ چون بر این سیاق مداومت کنی، به هیچ نیرزی».

شاگرد به تندی جواب بداد: «ای استاد! من خود نخبه، وچه بسا سر آمد نخبگانم. مرا به این مشق ها نیاز نباشد».

**ه**

   سال ها از این موضوع بگذشت و آن شاگرد بر همان شهر حاکم بشد. روزی که با خَدم وحَشم فراوان ازمیدان شهر همی گذشتی، چشمش به استاد پیرخویش بیفتاد و به تمسخر بگفت: «ای استاد! حال که مرا خلعت حاکمیت به بر باشد و تاج سروری به سر، باز هم باید آن مشق های بی فایده ی گذشته را بنگارم»؟

   استاد پس ازمکث ونیشخندی بگفت: «هم آن مشق ها و هم این مشق جدید را هزار بار بر لوح وجودت بنگار که: ادب مرد به ز دولت اوست».

(25/3/1388)




تاریخ : شنبه 96/4/24 | 11:42 صبح | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

    نزدیک چهار دهه است که مسؤولین ما زحمت کشیده اند و انقلاب کرده اند؛ آن را هم دو دستی تحویل ملت داده اند. مسؤولان ما از زمان پیروزی انقلاب تا به حال برای آگاهی مردم مرتباًدرسخنرانی ها ومصاحبه ها ونوشته هاشان فریاد می زنند که کشور درحال بحران و در «موقعیت حساس کنونی» است، اما گویا گوش مردم بدهکار نیست.

    درحقیقت مردم نباید فکر کنند وظیفه شان درقبال کشور، فقط شرکت کردن در راهپیمایی و نمازجمعه و انتخابات وجنگ وتحمّل سختی های مبارزه با استکبار جهانی وتحریم های اقتصادی و اینجور چیزها است. کشوری با این همه وسعت و امکانات منحصر به فرد، کار وسازندگی می خواهد. تا ما یادمان است، هفته ای نیامده و نرفته که مسؤولان وصدا وسیمای ملی مامشکلات کشور را به مردم تذکر نداده باشند، اما هر روز شاهد بدتر شدن اوضاع کشوریم. حالا خدا پدر ومادر مسؤولین ما را بیامرزد که همین تذکر را هم می دهند وسخنرانی می کنند. کشورهای دیگر دنیا همین کار را هم نمی کنند. به جرأت می توان گفت مسؤولان کشور ایران بهترین مسؤولان دنیا هستند؛ چون قشنگ تر از همه ی مسؤولان دنیا سخنرانی می کنند؛ آن هم از بَر واز مشکلات موجود کشور صحبت می کنند.

    خلاصه این که مملکت صرفاً با تذکر وسخنرانی درست نمی شود. مسؤولان که به وظایف شان آگاهند. این مردمند که باید به تذکر مسؤولان دلسوز گوش بدهند و یک کاری برای مملکت بکنند. اینجوری که نمی شود! وقتی شما رأی می دهید که بهترین مسؤولان بیایند وبهترین وبیشترین تذکر ها را بدهند، خوب، حداقل به این تذکر ها عمل کنید.

(9/4/96)




تاریخ : شنبه 96/4/17 | 10:3 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

   انتخابات دوره ی دوازدهم ریاست جمهوری به پایان رسید؛ اما همراه باتخلفاتی ازسوی بعضی برگزار کنندگان. باورکنید من خودم شخصاً از دوجهت خیلی خوشحالم. یکی ازجهت این که قوه ی قضائیه اعلام کرده به تمام تخلفات صورت گرفته دراین دوره رسیدگی می کند واین نشان می دهد کوچک ترین جرم وتخلف در این کشور ازچشم تیزبین قوه ی قضائیه پنهان نمی ماند. جهت دیگرخوشحالی من این است که رسیدگی به تخلفات انتخاباتی برای اولین بار درکشور انجام می شود و این نشان می دهد تمام یازده دوره ی قبلی- مخصوصاً دوره های نهم و دهم- باسلامت کامل و بدون هیچگونه تخلفی وتقلبی برگزار شده است. دلیلش هم این است که تاکنون هیچ موردی از تشکیل پرونده و رسیدگی به تخلف و تقلب در دوره های گذشته ازطرف قوه ی محترم قضائیه گزارش نشده است.

   البته از یک جهت هم ناراحتم. علت ناراحتی من هم این است که خیلی جالب نیست یک دولتی باجلب نظرمردم و آن وعده های صدروزه ی گذایی بیاید رأی بگیرد، اما از آن طرف برود با امضای برجام وسند ننگین2030 وخیلی چیزهای دیگر به مملکت خیانت کند وتازه درانتخابات دور بعد دست به تخلف هم بزند و چهره ی تمام انتخابات های سالم گذشته را لکّه دار کند. من به رئیس این دولت پیشنهاد می کنم عکس بنی صدر را در اتاقش نصب و هر روز چند بار به آن نگاه کند تا بلکه حواسش کمی جمع بشود وبداند این جا کجا است و ما کی هستیم.

   ضمناً امیدواریم قوه ی محترم قضائیه باقاطعیت و بی طرفی مثال زدنی اش هرچه زودتر به پرونده های تخلف رسیدگی کند تا دیگر شاهد چنین تخلف هایی نباشیم.

 

(1/2/96)




تاریخ : دوشنبه 96/4/12 | 8:55 عصر | نویسنده : بچه شلوغ | نظر

معمولاً درهمه ی کشورها صاحب هرپست ومسؤولیتی درحیطه ی وظایف خود، به انجام کارها دست می زند و درحد مسؤولیت واطلاعات خود درباره ی بعضی امور اظهار نظر می کند؛ اما در ایران همه، همه کاره اند وطبیعتاً هیچ کاری هم صورت نمی گیرد. مثلا:

- مردم همه صاحبنظرند. درباره ی انواع امور پیچیده ی سیاسی، حقوقی، اجتماعی، روانشناسی، نجومی، پزشکی به راحتی نظر می دهند و اصرار دارند نظرشان ازسوی طرف مقابل پذیرفته شود.

- رئیس قوه ی قضائیه درباره ی امورمختلف غیرحقوقی داخلی وبین المللی اظهار نظر می کند و برای جهان شاخ و شانه می کشد.

- مجلس خبرگان به جای دادن گزارش کار به مردم، دربیانیه های داخلی خود درمورد مسائل مختلف مربوط به ایران و جهان اظهارنظر می کند و برای رفع مشکلات داخلی و بین المللی نسخه می پیچد و البته برخود فرض می داند درمورد هر رخداد داخلی وخارجی بیانیه ی مستقل صادر نماید.

- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به امورامنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی، سیاسی، انتخاباتی، پیمانکاری و... می پردازد و فرماندهانش راه به راه برای جهان وکشورهای همسایه اولتیماتوم صادر می کنند.

- حوزه ی علمیه آستین بلا زده که علوم را اسلامی کند و "تمدن اسلامی" را درجهان بنیانگذاری نماید.

- بانک ها بانک داری را واگذاشته اند و بنگاهداری می کنند.

- شهرداری وام می دهد و به هیأت های مذهبی کمک مالی و فرهنگی می کند.

شورای نگهبان به جای نظارت، به تأیید و ردّ صلاحیت کاندیداها و برگزاری انتخابات مشغول است.

- دانشجویان به جای درس و پژوهش به فعالیت های سیاسی روی آورده اند.

- حوزه ی علمیه وسپاه پاسداران به کمک هم برای رواج طبّ اسلامی قیام کرده اند.

- نظامیان لباس شخصی می پوشند ونماینده ی مجلس خودشان را به باد کتک و آجر می گیرند.

- آقای آهنگر محله چند کیسه برج جلو درمغازه ی آهنگری اش برای فروش گذاشته وآقای خیاط هم چندجعبه میوه ی فصل عرضه نموده است.

- و...

چرا؟

شما سردر می آورید دراین مملکت چه خبر است؟؟؟

(2/3/96)




تاریخ : دوشنبه 96/4/5 | 12:1 صبح | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر