سفارش تبلیغ
صبا

بخش دوم

تأثیر حقوق وتکالیف نقش اجتماعی در بازخوانی تقسیم سهم الارث

انسان موجودی اجتماعی وتعامل مدار است؛ یعنی به مقتضای فطرت ونیازش، بامحیط پیرامون خود ارتباط ساده یاسازمان یافته برقرار می کند. لازمه ی سلامت وبقای این ارتباط، تعریف شدن وقانونمندبودن است که امروز درقواعد ومقررات نوشته(قانون) و نانوشته(عرف) متجلی شده است. قوانین مصوب ومقررات عرفی در سراسر دنیا از دیرباز تاکنون توانسته اند حقوق و تکالیف هرنقش اجتماعی راسازماندهی کنند، اما نکته ی مهم این است که همین قوانین به دلیل گذشت زمان، تغییر شرایط اجتماعی، تغییر نقش ها و به تبع آن تغییر درحقوق وتکالیف نقش ها، همواره بازسازی و بازپردازی شده اند.

لازم به یادآوری است که هرشخص درجامعه دارای چندنقش است؛ مثلاً درخانه نقش پدر یا مادر را برای فرزندان ونقش همسر را برای همسرش ایفا می کند و دربیرون ازخانه نقش شهروندی دارد. نقشش درخانه ی خود، نقش پدری و درخانه ی پدر، نقش فرزندی دارد و درمحل کار نقش دیگری برعهده ی او گذاشته شده است.

انسان برای هرکدام از نقش های خود، هم تکالیفی دارد که او را ملزم به رعایت آن می کند وهم حقی دارد که دیگران باید به رعایت آن ملتزم باشند. مثلاً شخصی را درنظر بگیردید که از یک سو پدر فرزندان خود است و ازسوی دیگر فرزند والدین خود. او درنقش پدر، تکالیفی نسبت به فرزندان خود به عهده دارد ودرمقابل، حقی برگردن فرزندان دارد که آن ها باید نسبت به او رعایت نمایند. این حق وتکلیف متقابلاً درنقش فرزندی او هم به تناسب شرایط فرد وجامعه جاری وصادق است.

نکته ی قابل توجه این که مصادیق حقوق وتکالیف نقش ها همواره مشمول مرور زمان می شود. مثلاً مردم در زمان قدیم نقش رعیت داشتند و امروز نقش شهروندی برعهده دارند. تغییر نقش از «رعیت» به «شهروند» باعث تغییر حقوق و تکالیف نقش ها هم شده است. یا مثلاً تکالیف نقش فرزندی در زمان قدیم برای دختران وپسران نسبت به زمان ما متفاوت بود. پسران نقش بارزتری نسبت به دختران دراقتصاد خانواده ایفا می کردند وفعالیت شان در اداره ی دارایی های پولی و مالی و ایجاد ارزش افزوده ی اقتصادی پررنگ تر از دختران بود.

شاید بتوان گفت این که اسلام بهره ی پسر را دوبرابر دختر قرار داده به دلیل نقش بارزتر پسر دراقتصاد خانواده و ایجاد درآمد و ازدیاد دارایی هایی است که ارزش اقتصادی دارد. در زمان قدیم پسرچوپانی می کرد وحاصل کار او ازدیاد مال وحشم بود یا درصحرا به کشاورزی می پرداخت و باعث ایجاد ارزش افزوده درباغات و زمین کشاورزی می شد و یا باکار تجارت، افزایش درآمد و ثروت خانواده را رقم می زد. مال وحشم وباغ و اسب و استر، همه به نام پدر بود و درآمد همه ی فعالیت ها به جیب او می رفت، درحالی که پسران درایجاد و ازدیاد وماندگاری آن نقش به سزایی داشتند. باعنایت به این که پسران، فرزندان ذکورخانواده بودند وفعالیت هاشان همان تکالیف نقش شان بود؛ اسلام برای این که:

    - تناسبی بین حق وتکلیف نقش ها وجود داشته باشد.

    - پسران برای فعالیت بیشتر درخانواده تشویق شوند.

بنابراین حق پسران در ارث پدر را دو برابر دختران قرار داد. جالب این که این حق درصورت فوت پسر خانواده – حتی اگر ورّاثش همگی دختر باشند- از بین نمی رود و باید پرداخت گردد.

 

نکته ی قابل توجه دیگر این که سهم دختر نصف پسر نیست، بلکه سهم پسر دوبرابر دختر است (للذّکر مثل حظّ الانثیین). نتیجه ی این دوجمله یکی است، اما یک تفاوت اساسی در آن وجود دارد. ملاک درتقسیم سهم الارث، جنسیت نیست که به جنس مذکر یک واحد کامل و به جنس مؤنث نصف آن داده شود. درتقسیم ارث به دختر و پسر هرکدام یک واحدکامل داده می شود، منتهی واحد دیگری که افزون برسهم دختر به پسر داده می شود، درحقیقت برای تشویق و دست مریزاد او به خاطر تلاش هایش درایجاد ثروت اقتصادی پدر است.

(ادامه دارد)




تاریخ : دوشنبه 96/10/4 | 10:26 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر