سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

   معمولاً حاکمان، درکشورهای توسعه نیافته ای که سابقه ی سلطه ی حاکمیت دیکتاتوری دارند، سعی می کنند به شیوه های مختلف برای خود محبوبیت به دست آورند. آن ها بسیار خشنود می شوند از این که مردم به آن ها عشق بورزند، به اندک اشارتی جان خود را درپای شان فدا کنند، درجراید و رسانه ها به توجیه رفتارشان بپردازند، خاک کف کفش شان را توتیای دیدگان کنند، در سفرهای استانی، به گردشان گرد آیند، به دنبال اتومبیل شان بدوند، شعارهای آتشین بدهند، بنرها و پارچه نوشته های فدایت شوم نثارشان کنند و دل به سخنرانی های آتشین و وعده های شان بسپارند.


    مردم نیز در این کشورها به خاطر نوع تربیتی که درسایه ی استبداد یافته اند، رفتارهای حاکم پسند از خود بروز می دهند و به این هم افتخار می کنند.


  پرسش اساسی این است که آیا این دلدادگی و ارادت قلبی مردم به حاکمان شان درست و شایسته است یا نه؟

همه می دانیم که حاکمان:

 یک- انسانند؛ باتمام ویژگی های انسانی.

دو- از قدرت فراوانی برخوردارند.

سه- درمقابل قدرتی که دارند باید پاسخگو باشند.

چهار- معمولاً از پاسخگویی و نظارت گریزانند.

پنج- به محبت مردم به عنوان چیزی شیرین و دلچسب قلباً گرایش دارند.

شش- علاقه ی مردم را برای خود به عنوان گوشه ی امن جستجو می کنند.


    این درحالی است که عشق مردم به حاکمان به لحاظ سوابق و لواحق ارتباطی شان با آن ها عقلاً و منطقاً معنا ندارد. علاقه مند شدن به حاکمان باعث می شود:

1- آن ها از این گرایش برای افزایش قدرت خود بهره ی نادرست بجویند.

2- شهروندان نسبت به حاکمان تعصب پیدا کنند؛ درنتیجه به خود اجازه ندهند از آن ها انتقاد کنندیا پاسخ بخواهند.


    نکته ی قابل توجه دیگر این که حاکمان - به ویژه درکشورهای اسلامی- معمولاً سعی کرده  ومی کنند محبوبیت خود درمیان مردم را بارنگ دینی و الهی بیارایند تا هم، ازمحبوبیت بیشتری برخوردار باشند، هم دست شان برای رفتارهای فراقانونی بازتر باشد و هم از دستبرد انتقادهای تند درامان بمانند.


    این را هیچگاه فراموش نکنیم: حکومت و سیاست شأن زمینی دارد. هیچگاه آن را به آسمان متصل نکنیم.

(5/9/96)




تاریخ : پنج شنبه 96/9/23 | 5:47 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر