سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

گزیده ای از گفت وگوی اندیشه پویا با مصطفی ملکیان

 

اگرچه شکاف طبقاتی به عنوان یک پدیده اقتصادی خطرهای هولناکی برای جامعه دارد، ولی مهمتر از شکاف طبقاتی بین فقرا و اغنیا، ایجاد شکاف عاطفی بین فقرا و اغنیاست. شکاف طبقاتی ای که در ایران وجود دارد با شکاف طبقاتی ای که در هند وجود دارد به لحاظ اقتصادی اصلاً قابل قیاس نیست. شکاف طبقاتی در هند به مراتب از شکاف طبقاتی در ایران کنونی بیشتر است، اما چرا مشکل ایجاد نمی کند؟ و یا... خطری که شکاف طبقاتی در ایران ایجاد می کند، از خطری که شکاف طبقاتی در هند ایجاد می کند ده ها برابر بیشتر است؟ دلیلش این است که در کشور هند شکاف طبقاتی در حد یک پدیده اقتصادی متوقف و منحصر مانده است، اما در ایران این شکاف تبدیل به یک شکاف عاطفی شده است. معمولا کسانی که گرایش های سوسیالیستی و حتی مارکسیستی داشتند در نقاب و پوشش انقلابیان متدین، آگاهانه شکاف طبقاتی موجود در کشور را به شکاف عاطفی تبدیل کردند.

در واقع فقط به فقیر نگفتند که درآمد تو نسبت به غنی ترین غنی کشور یک، به یک میلیون است و باید این را افزایش داد. یک چیزی هم بر این افزودند و گفتند آن ثروتی که غنی‌ دارد فقط از راه خوردن خون تو و زن و فرزند تو به دست آمده است. گفتند آن پول فقط از راه تقلب و دزدی و اختلاس و رشوه و کم فروشی و رانت خواری به دست آمده است.

بنابراین وقتی یک فقیر به ماشین لوکس یک ثروتمند نگاه می کند دو حس دارد: یکی اینکه ماشین ثروتمند صد برابر ماشین خودش می ارزد، اگر ماشین داشته باشد (این وضعیت شکاف طبقاتی ایجاد می کند)؛ نکته دوم اینکه آن ماشین به آن قیمت زیر پای ثروتمند است که زیر پای زن و فرزند فقیر نیست (این حالت شکاف عاطفی ایجاد می کند). خیلی ها که گرایش های مارکسیستی و سوسیالیستی افراطی داشتند بعد از انقلاب ایران با تکرار این سخن مارکس که «تاریخ، جنگ بین فقر و غناست»، گرایش خود را زیر لعاب و آب و رنگ دین پوشاندند و کاری کردند که فقرای ما شکاف عاطفی با ثروتمندان پیدا کنند. نه تنها به فقیر گفتند که با ثروتمند فاصله داری، بلکه گفتند این فاصله به قیمت اینکه حق تو خورده شده به وجود آمده است. حال آنکه هزار عامل دیگر به جز حق خوردن هم می تواند میان افراد یک جامعه فاصله ایجاد کند.

این رویکرد در برخی دولتها بسیار آگاهانه تر انجام شد؛ یعنی به صورت برنامه ریزی شده کاری کردند که بتوانند در قشر عظیمی که از درآمد بسیار پایین در جامعه برخوردار بودند، به لحاظ عاطفی کینه و نفرت و خشم نسبت به ثروتمندان ایجاد کنند. به تعبیر دیگر، در هنگام تصدی این دولتها نه ‌فقط فقر مادی‌ فقرا علاج نشد، بلکه آن‌ها فقر معنوی و اخلاقی هم پیدا کردند. حال آن‌که اخلاق دینی و اخلاق عرفانی و فرهنگ شان هرگز به فقرا نگفته بود که باید نفرت و کینه و خشم نسبت به ثروتمندان داشته باشید و همیشه به فکر انتقام جویی باشید. این رویکرد باعث شد که فقرای ما در قیاس با فقرای هند این تفاوت را داشته باشند که فقیر ایرانی به لحاظ اخلاقی و معنوی‌ و روانی هم فقیرتر باشد. بزرگ ترین فساد دولتی همین بود که مردم را در مقابل هم قرار داد.




تاریخ : سه شنبه 94/3/19 | 8:36 صبح | نویسنده : محمد رجایی | نظر