سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

 

نگاهی به کتاب جنجالی «دموکراسی یا دموقراضه» اثر سیدمهدی شجاعی

این کتاب در سال 1388 چاپ شد و به سرعت به چاپ سوم رسید؛ اما کلیه نسخ آن جمع آوری گردید.

بسیاری از نخبگان و بزرگان طی سالهای اخیر درصدد دستیابی به نسخه ای از این کتاب بودند، اما یافت نمی شد. در روزهای اخیر نسخه ای از این کتاب در شبکه اینترنت در حال انتشار است. ما برای دوستانی که فعلاً دسترسی به آن ندارند یا اینکه فقط خواهان یک اطلاع کلی از آن هستند، چکیده ای از آن را در دو قسمت ارائه می کنیم.

کتاب مذکور در چهارده فصل تهیه شده که عناوین برخی از فصول آن عبارتند از:

ـ همه گذشتگان همه جور فحش بوده اند.

ـ کسی که بیشتر می بیند ، بیشتر می دزدد.

ـ پادشاه، بچه محل خداست.

ـ دزدی کار زشتی است ، مگر برای اهداف متعالی.

ـ ویرانی، مقدمه آبادنی است.

ـ دشمن چیز مفیدی است، اگر کم آوردید خودتان درست کنید.

محور اصلی کتاب کم‌حجم «دموکراسی یا دموقُراضه» شرح دوران پادشاهی و سرنوشت حکومت اوست. کتابی که خواننده را به یاد رمان های «قلعه حیوانات» جرج اوول و گاهی رمان «بینایی» ژوزه ساراماگو می‌اندازد.

متن زیر سخنرانی دموقُراضه خطاب به مدیران حکومتی است که در آن می‌کوشد اصول حکومت‌داری را به آنان بیاموزد.

1.مردم همه گوسفندند و ما چوپان: حواستان باشد! بزرگ ترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمی‌توانید بر آنها حکومت کنید.

بهای مردم را شما معین می‌کنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان می‌گذارند که هیچ جور نمی‌توانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدم های اندیشمند چاق و چله. و الّا قیمت بقیه ی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.

نتیجه این که: مردم را هر جور بار بیاورید، بار می‌آیند. اگر به آنها احترام بگذارید، فکر می کنند که شما موظفید به آنها احترام بگذارید. اگر به آنها توضیح دهید، گمان می کنند که شما موظف به توضیح دادن‌اید.

2. هیچ وقت شنیده اید که غذای گوسفند را به او اهداء یا تقدیم کنند؟ غذا یا علوفه گوسفند را جلویش می ریزند. رفتار با مردم هم باید درست مثل رفتار با گوسفند باشد. طبیعی ترین و مسلم ترین حق مردم را باید با تحقیر و توهین به آنها داد؛ وگرنه طلبکار می شوند. اگر به مردم عزت بگذارید یا احترام کنید، مردم فکر می کنند که شما موظف به عزت گذاشتنید و دنبال باقی مطالبات خود می گردند.

3. طوری برنامه ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می کنند، بداخلاقی می کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف ها می افتند.

یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصله اش یا مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمی‌توان عوض کرد، اما راه مردم را که می شود دور کرد. هزار جور قانون می شود وضع کرد که مردم دور کره ی زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطه ای برسند که قبلاً بوده اند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.

4. مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دسته ی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما می شوند و دسته ی دوم، از ترس دسته ی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره می شود، بی‌آنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغه ای داشته باشید.

5. مردم به دو دسته ی خیلی نامساوی تقسیم می شوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت 99 به 1 است. یعنی از هر 100 نفر، 99 نفر عوام اند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، 99 را نمی گذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچ یک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید. چرا که: اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسان تر از خواص است. ثانیاً: رضایت عوام را فله ای می شود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود. ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمی توان جایش را پیدا کرد. و از همه مهم‌تر، در انتخابات و رأی گیری، رأی خواص و عوام یک اندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگ تر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همه ی مشکلات شان جدی بگیرد.

خلاصه این که: این عوام اند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم می زنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناخته ای هستند

که اگر ازشان غافل شوید، کار دست تان می دهند. عوام، هزارتایش کم است و خواص یک دانه اش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید و گرنه لااقل مراقب باشید که یکی شان دوتا نشود.

6. هر کاری را که از انجامش عاجزید، با صدای بلند اعلام کنید که می توانید. هر چقدر کار، بزرگ تر باشد و شما در انجام آن ناتوان تر، باید توانستن تان را قاطع تر و محکم تر و بلندتر اعلام کنید تا مردم به توانمندی شما ایمان بیاورند. انجام شدن یا نشدن آن کار مهم نیست؛ همان رعد و برق اولیه برای مردم مهم است. بعد از آن برای انجام نشدنش هزار دلیل می شود جفت و جور کرد.

ادامه دارد

از وبلاگ کُنج درون




تاریخ : پنج شنبه 91/6/30 | 8:43 صبح | نویسنده : محمد رجایی | نظر

کنش: فیلمی موهن نسبت به ساحت پاک پیامبر گرامی اسلام، توسط یک غیرمسلمان تولید شده و در ضمن این فیلم، انواع بی حرمتی ها نسبت به آن دردانه هستی صورت گرفته است. از چکیده فیلم که در فضای مجازی منتشر شده، می توان دریافت که هدف اصلی فیلم، اسلام هراسی بوده و این نکته را به مخاطب القا می کند که پیامبر اسلام و آموزه های اسلامی مروج خشونت در جهان است.

واکنش: مسلمانان در سراسر جهان نسبت به این اقدام موهن اعتراض کرده، و ضمن محکوم کردن عاملان مباشر و پشت پرده این اقدام، برای خنثی کردن اثر این فیلم، اقدامات گوناگونی را انجام دادند:

الف) جمعی، با اقدامات افراطی و خشونت آمیز، همچون حمله به سفارت خانه های امریکا در مناطق گوناگون، و حتی کشتن سفیر این کشور، دامن اسلام، پیامبر و آموزه های اسلامی را از هرگونه خشونت، خون ریزی، و اقدامات افراطی، مبرّا اعلام کردند.

ب) جمعی دیگر، برای مقابله با این اقدام ضد فرهنگی، به تبیین آموزه های اسلامی، تعالیم قرآنی و سیره نبوی در میان غیرمسلمانان پرداختند تا آنان خود درباره حقیقت و روح اسلام، داوری کنند. از جمله این اقدامات فرهنگی می توان به توزیع بیش از یکصد هزار جلد ترجمه قرآن کریم و سیره پیامبر اسلام، میان ساکنان لندن اشاره کرد.

نتیجه گیری: به راستی اگر یک غیرمسلمان، آن فیلم موهن که اسلام و پیامبر آن را مروج خشونت و خون ریزی و بسیاری از اقدامات سخیف دیگر معرفی کرده ببیند، و سپس واکنشهای خشونت آمیز بخشی از جامعه اسلامی را نظاره کند، آیا این اقدامات را مؤید پیام آن فیلم می بیند یا رد کننده آن؟ شاید بتوان گفت بسیاری از اقدامات نسنجیده و افراطی که در واکنش به این فیلم صورت گرفت، بیش از خود آن فیلم ضعیف و ناشیانه، هدف آن فیلم را تأمین کرد. بدین ترتیب می توان گفت که در شرایط فعلی که جهان اسلام و جوامع اسلامی دچار تشتت و تفرقه است، بهترین اقدام، همان اقدامات فرهنگی برای خنثی کردن پیام فیلم است. هرچند اگر جهان اسلام در پرتو آموزه های مترقی و نورانی اسلام از وحدت و انسجام و همگرایی برخوردار بود، اقدامات عملی و کوبنده مناسبی می شد انجام داد تا دیگر هیچ نظام غیر اسلامی به خود اجازه ندهد که در قلمرو حاکمیتی آن، فرد یا گروهی جرأت یابد تا مقدسات اسلامی را به سخره بگیرد. کاش جهان اسلام از چنان همگرایی برخوردار بود تا در واکنش به چنین اقدامی، تمامی جوامع مسلمان در اقدامی هماهنگ، روابط تجاری و سیاسی خود را با امریکا قطع می کرد و این کشور را به التماس می کشانید. اما حیف که واقعیت جوامع مسلمان، با این شرایط آرمانی فاصله ای بسیار دارد. و شاید از همین روست که پیامبر گرامی اسلام زبان به شکایت گشوده و از امت حود نزد خدا چنین گلایه می کند که: «یا رَبّ إنّ قَومی اتّخَذوا هذا القرآنَ مَهجوراً» (فرقان: 30)




تاریخ : سه شنبه 91/6/28 | 11:47 صبح | نویسنده : حمید فاضل | نظر

 

عقیده پرستی بزرگترین رقیب خداپرستی

به قلم مصطفی ملکیان))

اریش فروم ؛ روانکاو و فیلسوف اجتماعی آلمانی‌تبار آمریکایی(1980-1900م) در کتاب روانکاوی و دین ، به حق معتقد است که ذات و لُبّ و لُباب بت پرستی چیزی نیست جز مطلق دانستن امور مقید و مشروط ، کامل انگاشتن جنبه‌های ناقص جهان  و تسلیم شدن به آن امور و جنبه‌های به مقام خدایی رسیده. بر این اساس ، هر گاه موجود و پدید‌ه‌ای را که در واقع مقید و مشروط و ناقص است ، مطلق و کامل تلقی کنیم و بالطبع و بالتبَع تسلیمش شویم ، بت‌پرست شده‌ایم و در این جهت فرقی نمی‌‌کند که آن موجود و پدیده چه چیزی باشد. چنین نیست که به مقام اطلاق و کمال فرا بردن پاره‌ای از چیزها بت‌پرستی باشد ولی اگر همین معامله را با پاره‌ای چیزهای دیگر داشته باشیم ، بت‌پرست نشده باشیم.
آنچه مرز بت‌پرستی را از نابت‌پرستی جدا می‌کند این است که چیزی که مطلق و کاملش می‌دانیم واقعاً مطلق و کامل هست یا نه؟ نه این که چیزی که می‌پرستیم چه هست یا چه نیست. شک نیست که امروزه کمتر کسی ستاره یا خورشید یا ماه یا مجسمه‌ای فلزی یا چوبی را می‌پرستد. اما این بدان معنا نیست که بت‌پرستی امری منسوخ و متروک شده است بلکه می‌تواند فقط حاکی از این باشد که اَشکال و صوَری از بت‌پرستی جای خود را به اَشکال و صوَر دیگری سپرده‌اند. امروزه ، دیگر تندیس تراشیده‌ای را نمی‌پرستیم اما ممکن است پول یا قدرت یا موفقیت یا شهرت یا محبوبیت یا حیثیت اجتماعی یا لذت یا علم یا افکار عمومی یا گروهی سیاسی یا انسانی خاص یا رژیمی حکومتی یا ... را بپرستیم. از باب ذکر نمونه ، آلدوس هاکسلی رمان‌نویس و نقّاد انگلیسی (1963-1894م) در کتاب فلسفه جاودانه در عین این که می‌گوید: «برای اشخاص فرهیخته ، اقسام ابتدائی‌تر بت‌پرستی جذابیت خود را از دست داده‌اند» ، معتقد است که انواع عدیده‌ای از بت‌پرستی عالیرتبه‌تر وجود دارند که آن ها را «می‌توان نخست به سه عنوان اصلی طبقه‌بندی کرد: بت‌پرستی فناورانه ، بت‌پرستی سیاسی و بت‌پرستی اخلاقی».

اما شاخص‌ترین مصداق بت‌پرستی که شاید بتوان آن را علةالعلل سایر مصادیق بت‌پرستی نیز تلقی کرد ، عقیده‌پرستی است. در عقیده‌پرستی آدمی نخست شخص خود را به مقام اطلاق و کمال ؛ یعنی به جایگاه خدایی، فرا می‌برد(=خودپرستی) سپس به گفته اریش فروم در کتاب دل آدمی به خودشیفتگی بدخیم دچار می شود ؛ یعنی خود را با آنچه دارد ، تعریف می‌کند ، نه با آنچه انجام می‌دهد. و سرانجام ، عقاید خود را جزو داشته‌ها و دارایی‌های خود به حساب می‌آورد.

فرآورده این فرآیند سه مرحله‌ای این می شود که عقاید خود را می‌پرستد ؛ یعنی:
اولاً: آنها را فراتر از زمان و مکان و اوضاع و احوال و غیر متأثر از عوامل تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی ، به امری ماورائی  و بدون ذره‌ای نقص و عیب می‌داند.

و ثانیاً: می‌خواهد که عالم و آدم خود را با این عقاید سازگار و موافق کنند و تسلیم آنها شوند و چون در اکثریت قریب به اتفاق موارد ، نشانی از این سازگاری و موافقت و تسلیم نمی‌بیند ، خود دست‌اندرکار ایجاد آن می‌شود و به ستیزه با همه چیز برمی‌خیزد.
عقیده پرستی بزرگترین رقیب خداپرستی است و کسانی که دغدغه خداپرستی دارند و می‌‌خواهند زندگی خداپسندانه‌ای را سپری کنند ، باید کاملاً مراقب این رقیب باشند ؛ یعنی هیچ چیز را با خود خدا عوض نکنند ؛ حتی عقیده به وجود خدا را. حتی عقیده به وجود خدا ، خدا نیست و نباید پرستیده شود.

خدای واحد را باید پرستید ، نه کلمه التوحید را. معامله‌ای را که مؤمنان با خدای واحد می‌کنند نباید با کلمة‌التوحید بکنند، بدین معنا که باید فقط خدا را مطلق ، کامل و مقدس بدانند و حتی عقیده خود را به وجود خدا و تصور خود را از خدا به جایگاه اطلاق ، کمال و تقدیس فرانکشند. جایی که عقیده به وجود و وحدت خدا نیز خود خدا نیست و نباید پرستیده شود ، معلوم است که وضع سایر عقاید بر چه منوال است. آیا خودِ باور به وحدت خدا مستلزم این نیست که غیر از همان خدای واحد هیچ چیز دیگری را به خدایی نگیریم؟ و مگر یکی از آن چیزهای دیگر ، عقاید ما نیستند؟

آنچه مایه اَسَف و موجب احساس خطر است این که: عقیده پرستی که خصم خداپرستی است ، عین خداپرستی انگاشته ویا قلمداد شود. کسی که یا خود به چنین توهم یکسان‌انگاری‌ای دچار باشد و یا بخواهد دیگران را به چنین توهمی گرفتار سازد ، ساحت زندگی درونی و فردی و خصوصی خود را به شرک می‌آلاید و ساحت زندگی بیرونی و جمعی و عمومی دیگران را نیز به اصناف درد و رنج می‌آکند.
بر ای این که خود را از جهت ابتلاء یا عدم ابتلاء به بیماری عقیده‌پرستی بیازماییم ، راهی نیست جز این که ببینیم که چه عقیده‌ای را و تا چه حدّ حاضریم در معرض نقد دیگران درآوریم و صدق و کذب و حقّانیّت و بطلان و اعتبار و عدم اعتبار آن را به ترازوی تفکر نقدی بسنجیم.

به محض این که احساس کنیم که خوش نداریم یکی از عقایدمان در بوته تفکر نقدی واقع شود و یا به ادلّه و براهین صاحبان عقاید مخالف آن گوش سپاریم ، یعنی به محض این که احساس کنیم که خوش داریم خود را نسبت به عقاید و اقوال دیگران کَر کنیم ، باید پی ببریم که در سنگلاخ عقیده‌پرستی گام نهاده‌ایم و از خداپرستی دور افتاده‌ایم. فارغ از این که آن عقیده‌ای که درباره‌اش تصمیم خود را گرفته‌ایم(«تصمیم» در عربی به معنای «کرکردن» است) چه عقیده‌ای باشد.
وقت آن است که هر یک از ما به خود بباوراند که:
الف) من ، مطلق، کامل و مقدس ؛ یعنی خدا ، نیستم؛
ب) من با داشته‌هایم تعریف نمی‌شوم بلکه با کرده‌هایم تعریف می‌شوم؛
ج) عقاید من از آن سنخ داشته‌هایی نیستند که باید به هر قیمتی و با هر هزینه‌ای برای خودم و دیگران نگهشان دارم بلکه تا زمانی و تا حدّی ارزش نگه‌داشتن دارند که نسبت به نقائص‌شان ، رجحان استدلالی و معرفتی‌ داشته باشند.
و سخن آخر این که: خدا نداشتن ، به مراتب بهتر از چند خدا داشتن است




تاریخ : چهارشنبه 91/6/22 | 5:14 صبح | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

در شماره پیش به طور مختصر، ضمن تعریف و توضیح تقلید، اشاره ای هم به دامنه و گستره ی تقلید کردیم. در این شماره با بهره گیری از مقاله ی وزین یکی از اساتید محترم حوزه ی علمیه قم؛ حجت­الاسلام و المسلمین آقای سروش محلاتی، پیگیر پاسخ پرسش های ذیل هستیم که:

در حکومت اسلامی، به ویژه جوامع شیعی مذهب، مردم (مقلدان) در استنباط و درک احکام دینی و حلال و حرام آن چه جایگاه و نقشی دارند؟ آیا فقط وظیفه ی تقلید و پیروی صرف دارند؟ همه ی داوری ها و اجازه ی حلال و حرام ها ـ حال مستحبات و مکروهات و... که اکثریت احکام فردی را شامل می شود، بماند! ـ به عهده ی صاحب نظران و عالمان دینی (مراجع و مجتهدان) است و بس؟ توده ی مردم و شهروندان عادی حق اظهار نظر ندارند؟ چشم و گوش بسته باید از مجتهدان و مراجع پیروی نمایند و کورکورانه اطاعت؟ یا اینکه، نه! عموم مردم (مقلدان) نیز در قلمرو مسائل و موضوعات خاصی حق اظهار نظر و برداشت خود را دارند؟ در نهایت محدوده ی این قلمرو چگونه است؟

بعضی صاحب نظران، از جمله جناب آقای سروش محلاتی نظرشان این است که:

در مواردی، داوری خود مردم معتبر است و نباید به دلیل آن که در مسائل دینی مجتهد و صاحب نظر نیستند و تخصص ندارند، نظر و داوری شان را نادیده انگاشت. داوری در این موارد، از نوع «نظر» در کتاب و سنت نیست که به تخصص در «استنباط فقهی» نیاز داشته باشد و مقلدان از آن محروم باشند. به نوعی می توان گفت:

بسیاری از «پدیده های نو پیدا» و موضوعات جدید در حوزه فرهنگ، اقتصاد [موضوعات سیاسی که اصلاً تقلید بردار نیستند] و غیره، موضوعاتی است که مقلد خود می تواند درباره حکم شرعی آن نظر دهد و اگر حکم آن را از مجتهد می پرسد در اثر یک تقلید جاهلانه [کورکورانه و عوامانه] است!

مثلا؛ «ماهواره» یک پدیده جدید است و حلال و حرام بودن آن یک مسأله جدید تلقی می شود، ولی آیا واقعاً در این باره، مجتهد به فحص و تفقه در کتاب و سنت می پردازد تا با صراحت یا کنایه، چیزی درباره ماهواره پیدا کند تا بگوییم این فحص و جستجو یک کار صددرصد تخصصی است و از غیر مجتهد بر نمی آید؟ هرگز، زیرا ماهواره از  نقطه نظر فقهی [شاید یک پدیده ی جدید باشد ولی] یک موضوع جدید نیست، فقیه وقتی درباره ماهواره اظهار نظر می کند بر این مبناست که «هرچه موجب فساد است، خرید و فروش آن حرام است» فقیه این حکم را بر «مصداق جدید» تطبیق می کند و ماهواره را چون ابزار فساد می داند، فتوا به حرمت آن می دهد. (1) و در همین «تطبیق بر مصداق» ممکن است، فقیه دیگر به نتیجه دیگر برسد که «چون خرید و فروش آلات مشترکه ـ که کاربرد حلال و حرام دارد ـ بلا مانع است، لذا خرید و فروش ماهواره حرام نیست. (2)

درست است که در هر دو اظهار نظر، «ظاهرا» مجتهد به حرمت یا حلیت ماهواره «فتوی» داده است، ولی در «واقع» هیچ فتوایی در این باره صادر نشده، و مجتهد فقط درباره یک «مصداق» اظهار نظر کرده. اظهار نظر اول این است: «ماهواره غالبا برای فساد به کار می رود» و اظهار نظر دوم این است: «ماهواره ابزاری با دو کاربرد خوب و بد است»، اینک می توان پرسید که آیا این دو گزاره، در قلمرو فقه قرار دارد و برای داوری درباره آن به قدرت استنباط نیاز است، یعنی فقط کسی که تخصص در فهم کتاب و سنت پیدا می کند، می تواند درباره «کاربرد ماهواره» در دنیای امروز اظهار نظر کند؟! آیا عقل سلیم اجازه می دهد انسانی که خود از کاربرد های ماهواره در علوم مختلف و از آثار آن در زندگی اجتماعی و رفتارهای اخلاقی آگاهی دارد، به نوعی تخصص دارد، مقلدانه از کسی تبعیت کند که در این باره اطلاعات کمتری دارد؟ درچنین مسائلی، فقیه فقط حکم کلی را بیان می کند که حکم ابزار مشترکه چیست، و سپس مقلدان بر اساس تشخیص خود از ابزار مختلف مانند اینترنت یا ماهواره یا آلات موسیقی، داوری می کنند که آیا از آلات مختص به فساد اند تا حرام باشند، یا مشترک اند تاحلال باشند.

به همین دلیل است که فتوای آیت الله سیستانی در این باره به دلیل آنکه به شکل مبنائی مسأله را مطرح می کند و به شکل مصداقی درباره هریک از این ابزارها نظر نمی دهد، دارای امتیاز است، ایشان پس از تفکیک آنچه برای استفاده حرام تولید می شود مثل آلات قمار با آنچه که دارای منافع حلال و منافع حرام است، به استفاده های حلال و مشروع از این ابزار ها اشاره می کند، و درباره نوع اول فتوی به حرمت و درباره نوع دوم فتوی به حلیت برای منافع حلال می دهد.(3)

ادامه در شماره بعدی




تاریخ : شنبه 91/6/18 | 5:37 عصر | نویسنده : محمد رجایی | نظر

 

مقدمه: یکی از عوامل تشکیک و ایجاد شبهه در وجوب تقلید از مراجع دینی برای برخی افراد، به ویژه نسل امروزی، مشخص نبودن معنا و مفهوم و قلمرو و دامنه تقلید است. به خصوص این که در بعضی منابع دینی ما هم، از تقلید نا آگاهانه و کورکورانه منع شده است. در متون ادبی و علمی ما هم آمده:

راه دین تحقیق باشد و یقین          کی بود تقلید رفتن راه دین

در حالی که اگر تقلید خوب تعریف شود و مفهوم آن روشن گردد، و گستره ی آن معین و دلیل آن نقلاً و عقلاً تبیین گردد، بعید است کسی مخالف آن باشد. اما متأسفانه یا این کار انجام نشده و یا شده و اطلاع رسانی صورت نگرفته یا اینکه برداشت های عوامانه ای از آن جا افتاده است. لذا بعضاً خیال می کنند تقلید یعنی بی اختیار شدن در همه ی امور دنیوی و اخروی، پیروی و اطاعت مطلق از یک فرد، قبول و عمل به نظرات یک مجتهد در همه ی زمینه­ ها بصورت چشم و گوش بسته و کورکورانه! در حالی که اینگونه نیست. تقلید یعنی مراجعه غیر متخصص به متخصص در یک علم و فنی؛ قرآن کریم مى فرماید: «فَسْـَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُون» (نحل، 43) اگر نمى دانید از آگاهان بپرسید. این آیه شریفه بیانگر یک قانون کلى عقلایى در مورد «رجوع جاهل به عالم یا ناآگاه به آگاه» یعنى همان «تقلید» است. (المیزان، علامه طباطبایى، ج 12، ص 271) البته عالى ترین مصداق این آیه (چنان که در روایات آمده) پیشوایان معصوم (علیهم السلام) هستند و مراجع تقلید و مجتهدان و دانشمندان متعهد و پرهیزگار از مصادیق دیگر آن به شمار مى آیند.

از طرفی تقلید از مراجع دینی به هیچ عنوان تقلید ناآگاهانه و کورکورانه نیست. بلکه در اموری است که خود شخص علم و تخصص آن را ندارد، که می تواند با وجود شرایطی به متخصصین مختلف مراجعه نماید.

مشکل بعدی قلمرو تقلید است. در این زمینه هم صاحب نظران معتقدند، قلمرو تقلید فقط فروع دین است. به گفته مجتهدین، تقلید در اصول دین (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد) و ضروریات دین مانند: اصل واجب بودن نماز، روزه و ... و مسائل یقینی مانند:حرمت زنا، حرمت شرب خمر و... جایز نیست.

یکی از مراجع در پاسخ به این استفتاء که:

«آیا سفارشها و دستورهای اخلاقی دین مبین اسلام در قلمرو تقلید قرار می گیرد یا اینکه چون برخی از آنها تکلیف الزامی ندارد از حوزه قلمرو تقلید خارج است؟

پاسخ می دهند: دستورهای اخلاقی در قلمرو تقلید قرار ندارد مگر اینکه در عمل با یکی از احکام خمسه تکلیفی یعنی وجوب یا استحباب یا حرمت یا کراهت یا مباح ارتباط پیدا می کند.

حال وقتی در امور اخلاقی اینگونه باشد، به مراتب در امور سیاسی و اقتصادی و... نیز چنین خواهد بود. مثلاً کسی که سالها در رشته ی علوم سیاسی درس خوانده و مدارج علمی آن را طی کرده و مسلط به مسائل روز سیاسی هم هست. بالطبع چنین شخصی در مسائل و برداشت های سیاسی به اجتهاد رسیده و نیاز به تقلید ندارد. هیچ وقت دین و مذهب به چنین شخصی نمی گوید تو در این امور به نظر مرجع و مجتهد خودت باید عمل کنی! ببین مرجع تقلیدت به کی رأی داده! یا...

با توجه به آن چه ذکر شد، بدست می آید که تقلید در احکام شرعی معنای خاصی دارد و با تقلید کورکورانه و ناآگاهانه کاملاً فرق دارد و قلمرو تقلید نیز فروع دین است و اصول دین را باید از روی استدلال بدست آورد و به آن ها اعتقاد پیدا نمود. تقلید در خود فروع دین نیز به شکلی که عوام مردم و عامّه ی جامعه اعتقاد دارند نیست. به قول عطار:

عوام الناس را احوال بسیار          عوام الناس را اقوال بسیار

عوام الناس اکثر جاهلانند          حقیقت دین یزدانی ندانند

عوام الناس بس در دین زبونند          بدریای جهالت سرنگونند

عوام الناس جز دعوا ندانند          اگر دعوا کنند معنی ندانند

عوام الناس راه دین کجا دید          سراسر دین ایشان هست تقلید

همه تقلید باشد دین ایشان          نمی‌دانند حقیقت اصل ایمان

پس نباید به تقلید با دید عوامانه نگاه کرده و آن را کلاً رد کرد. پیش از ادامه ی بحث یک تعریف کلی و مختصر از اجتهاد نیز کمک به فهم نوشتار ما می کند: اجتهاد یعنی؛ «داشتن قدرت علمی بر استنباط احکام دینی از ادله و منابع مربوطه به آن. (منتهی الاصول، بجنوردی، ج 2، ص 890)

ادامه در شماره ی بعد




تاریخ : دوشنبه 91/6/13 | 7:45 عصر | نویسنده : محمد رجایی | نظر

 

 

از کشورهایی که مورد بیشترین انتقاد رهبران ایران هستند، چه کسانی به تهران آمدند؟

وزیر امور خارجه بحرین و قائم مقام وزارت امور خارجه عربستان که در صدر هیات کشورشان در تهران حضور داشتند. همچنین وزیر امور خارجه برمه (کشوری که اخیرا آیت الله خامنه ای آن را متهم به نسل کشی مسلمانان کرده) در تهران حضور داشتند

آیا اعتراضی در حین برگزاری اجلاس سران روی داد؟

اعضای هیات سوریه که به سرپرستی نخست وزیر این کشور در تهران حضور داشتند، در اعتراض به انتقاد محمد مرسی، رئیس جمهور مصر از خونریزی ها در سوریه به دست حکومت بشار اسد، سالن اجلاس را در روز افتتاحیه ترک کردند. این هیات بعداً به محل استقرار خود بازگشت

موضع ایران در برابر رهبران فلسطینی در دعوت به تهران چه بود؟

در ابتدا اعلام شد که محمود عباس، رهبر تشکیلات خودگردان فلسطینی و اسماعیل هنیه، نخست وزیر حماس به اجلاس تهران دعوت شده‌اند و به طور همزمان در ایران حضور خواهند داشت اما ساعاتی پس از تایید سفر همزمان این دو مقام های ایرانی گفتند از که از آقای هنیه برای شرکت در نشست غیرمتعهدها دعوت نکرده‌ اند. آقای هنیه به عنوان رهبر حماس از پشتیبانی ایران برخوردار بوده اما در ماه های اخیر به دنبال اختلاف نظر دو طرف بر سر مسائل سوریه، به نظر می رسد که میزان حمایت ایران از حماس کاهش یافته است

مهمترین مهمانانی که انتظار می رفت در تهران باشند، چه کسانی بودند؟

بشار اسد، رئیس جمهور سوریه و مهمترین متحد جمهوری اسلامی و هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا که روابط نزدیکی با رهبران ایران دارد. مقام های ایرانی پیشتر اعلام کرده بودند که آقای اسد در حال رهبری میدانی تحولات سوریه (درگیری های خونین میان مخالفان و طرفداران دولت) است و به احتمال زیاد به تهران نخواهد آمد. رئیس جمهور ونزوئلا و رئیس آینده جنبش عدم تعهد هم در ماه های اخیر تحت شیمی‌درمانی قرار داشته است

آیا میز کشوری در اجلاس خالی بود؟

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته است که از 147 کشور عضو و ناظر این جنبش 141 کشور در اجلاس تهران شرکت کردند. به گفته مقام‌های ایرانی 6 کشور به طور مطلق هیچ نماینده ای در اجلاس تهران نداشتند. علیرغم دعوت ایران از مقام های ترکیه به عنوان ناظر اجلاس، این کشور اعلام کرد که به دلیل مشکل گوش‌درد رئیس جمهور، مسافرت نخست وزیر و برنامه فشرده کاری وزیر خارجه، امکان شرکت در نشست تهران را ندارد. میز ترکیه در سالن اجلاس سران در عکس هایی که از ایران مخابره شده خالی است و فقط پرچم ترکیه به عنوان نشانه این کشور روی آن قرار دارد

مهمترین مهمانانی که به دیدار رهبر ایران نرفتند، چه کسانی بودند؟

محمد مرسی رئیس جمهور مصر و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی.

چه کشوری در پایین ترین سطح در اجلاس سران شرکت کرده بود؟

به غیر از شش کشوری که هیچ نماینده‌ای در اجلاس نداشتند و کرسی آنها خالی بود، قبرس در پایین ترین سطح در اجلاس رهبران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها شرکت کرده بود. این کشور دبیر اول سفارت خود در تهران را به اجلاس رهبران فرستاده بود

 

(منبع: بنگاه خبر پراکنی بی بی سی)




تاریخ : یکشنبه 91/6/12 | 4:34 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

 

اجلاس کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها به مدت پنج روز از پنجم تا دهم شهریور در سه سطح کارشناسان، وزاری خارجه و رهبران در تهران برگزار شد. این پرسش و پاسخ به برخی از نکات این نشست می پردازد

اجلاس تهران چندمین نشست سران غیر متعهدها بود و ایران چگونه میزبان شد؟

نشست تهران شانزدهمین دوره اجلاس رهبران کشورهای جنبش غیرمتعهدها بود که سه سال پیش در زمان میزبانی مصر از این نشست، منوچهر متکی وزیر امور خارجه وقت ایران، نامزدی کشورش را برای میزبانی دوره بعد اعلام کرد و این موضوع به تصویب نهایی رهبران کشورهای عضو رسید. در نشست تهران هم ونزوئلا رئیس و میزبان دوره بعدی شد

چند کشور در اجلاس پیشین غیرمتعهدها که در مصر بود شرکت کرده بودند؟

در اجلاس غیرمتعهدها به میزبانی مصر، بیش از 140 کشور از جمله 118 عضو جنبش و حدود 100 تن از سران و رهبران کشورها حضور داشتند

غیرمتعهدها در حال حاضر چند عضو دارد و چه تعدادی از سران و رهبران آنها در تهران شرکت کردند؟

اعضای جنبش غیرمتعهدها از سه سال پیش تاکنون به 120 عضو رسیده است. از 120 عضو جنبش و 21 عضو ناظر آن، مجموعا 85 کشور در سطح سران و رهبران در نشست تهران شرکت کردند. در حالی که سران همه کشورها به نشست تهران دعوت شده بودند و مقام های ایرانی پیش از آن گفته بودند که به عنوان میزبان نمی توانند رهبر کشوری را به ایران دعوت نکنند، جمعا 24 رئیس جمهوری، 3 پادشاه، 8 نخست وزیر و 50 وزیر خارجه به اجلاس تهران آمدند

هزینه برگزاری این اجلاس چقدر بود و چه کشوری آن را می پردازد؟

هزینه برگزاری نشست های بین المللی بر عهده میزبان است. مقام های ایرانی چند روز پیش از برگزاری شانزدهمین اجلاس سران کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها هزینه آن را هزار میلیارد تومان اعلام کرده بودند

کوتاه ترین سفر را چه کسی به تهران داشت؟

محمد مرسی، رئیس جمهوری اسلامگرای مصر که به تازگی به این سمت انتخاب شده است، رکورددار کوتاه ترین سفر مقام های شرکت کننده در اجلاس تهران بود. آقای مرسی به عنوان رئیس وقت جنبش غیرمتعهدها سفری چهار ساعته به تهران داشت و بلافاصله پس از تحویل ریاست جنبش به تهران و گرفتن عکس یادگاری، ایران را ترک کرد. در زمان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری مصر، مقام های ایرانی به شکل علنی از آقای مرسی حمایت کرده بودند. او بدون دیدار با آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به سفر خود به ایران خاتمه داد

از میان رهبران حاضر چه کسی کوتاه ترین حضور را در سالن اجلاس داشت؟

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی کوتاه ترین حضور را در میان رهبران و سخنرانان در سالن داشت. او بلافاصله پس از سخنرانی خود، سالن اجلاس را ترک کرد. برخی از رهبران حاضر در نشست تهران که با رهبر ایران دیدار کرده اند، برای ملاقات به محل اقامت رسمی آیت‌الله خامنه ای مراجعه کرده اند

آیا از رهبرانی که مورد تحریم های بین المللی قرار گرفته اند، کسی در اجلاس تهران شرکت داشت؟

عمر البشیر، رئیس جمهور سودان که در ارتباط با کشتار دارفور تحت تحریم است و دیوان بین‌المللی کیفری مستقر در لاهه در اقدامی بی‌سابقه حکم بازداشتش را به اتهام ارتکاب "جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت" صادر کرد، کیم یونگ نام، رئیس کشور و صدر هیات رئیسه مجمع عالی خلق کشور کره شمالی که کشورش به دلیل فعالیت های غیر صلح آمیز اتمی تحت تحریم قرار دارد، و رابرت موگابه، رهبر زیمبابوه که به دلیل سیاست‌های اقتصادی و سرکوبی مخالفان سیاسی‌اش همواره تحت انتقاد محافل جهانی قرار داشته‌ است، به تهران آمدند. هر سه این رهبران با آیت‌الله‌ خامنه‌ای دیدار کردند و او از کره شمالی و شخصیت رابرت موگابه رهبر زیمبابوه تمجید کرده است




تاریخ : یکشنبه 91/6/12 | 4:32 عصر | نویسنده : محمدحسن عباسی | نظر

 

                                 اصلاح عادت

کمردرد یکی ازدردهای  شایع درجامعه بوده که با افزایش سن برمیزان بروز آن به شکل حاد ومزمن افزوده  می شود،وعامل عمده آن عادات غلط روزمره در شکل خوابیدن ،نشستن ،ایستادن وفعالیت روزانه می باشد.

مواردی ازاصلاح عادت های روزانه که می تواند درپیشگیری از این بیماری موثر باشد را به اختصار اشاره می نماییم:

1-نشستن:گاهی تا40درصد، بیشتراز زمانی که ایستاده اید درحالت نشسته فشار به ستون فقرات شما وارد خواهد شد.

بهتراست درموقع نشستن به خصوص درمیز کارزاویه بدن با میز90تا135 درجه متغیر وزاویه خمیدگی در اندام تحتانی 90درجه باشد، وهر از چندگاه با حرکت بدن در این محدوده وهر نیم ساعت بابلند شدن از پشت میزوکمی راه رفتن به بدن وفکر خود استراحت بدهید.

صندلی به گونه باشد که گودی کمر به خصوص در در قسمت تحتانی را پر نماید.

2-مسافرت: قوز کردن موقع رانندگی به خصوص مسافرت های طولانی علاوه بر فشاربه ستون فقرات سبب سفتی عضلات وخستگی زودرس بدن خواهد شد.

رعایت فاصله مناسب با فرمان اتومبیل  وشکل نشستن در صندلی به شکلی که بدن در حالت صاف  قرارگرفته و حفظ مناسب زاویه خمیدگی اندام تحتانی ،عوارض سفرهای طولانی را کاهش وآنرا قابل تحمل خواهد نمود.

3-ورزش رورانه: برخلاف تصورات عامه ورزش مناسب  موجب پیشگیری بسیاری ازبیماریهای ستون فقرات ومفاصل ودرد های ناشی ازاین  بیماریها خواهدشد.

اکثر مشکلات مفاصل وستون فقرات ناشی ازورزش وفعالیت های غیر استانداردویا انجام این فعالیتها بطور ناگهانی در مواقعی است که بدن مدت ها درحالت انجماد وسکون قرارداشته است.

مثال:فرد سالمی با 5دقیقه فعالیت سنگین دچار ضعف ،تنگی نفس ودرد عضلانی می شود درصورتی که بافعالیت تدریجی وکنترل شده گاهی قادر است ده هابرابر آنرا بدون این علائم انجام دهد.

تقویت آرام وتدریجی عضلات کمر درپیشگیری وتسکین دردهای مزمن کمربسیار موثر می باشدالبته درازونشست درتقویت عضلات کمر جایگاه چندانی نداردولی انجام آن به میزان مناسب توصیه می شود.

4-حمل وسایل: درحمل وسایل به نکات ذیل توجه شود:

الف-وزن وسایل حمل شده بیش از 10درصد وزن شما نباشد.

ب-سنگینی بار بربدن به شکل متقارن باشد

ج-بدن در حین حمل بار درحالت ایستا وراحت بوده وشکل قوز یا زیادخمیده نباشد.

 د- استفاده ازکوله های استانداردورعایت وزن مناسب آن به خصوص در دانش آموزان ابتدایی که در سن رشد استخوانی وتکامل ستون فقرات قراردارند، ضرورت اساسی وپایه دارد  .

ه- برای حمل وسایل درزمان طولانی، استراحت درفواصل کوتاه درنظر گرفته شود.

5-پوشیدن کفشهای مناسب: کفشی که شکل آناتومی مچ وکف پا درتولیدآن رعایت شده وباعث ارتفاع زیاد بین پاشنه وانگشتان پا نگردد وموجب لغزندگی پا موقع حرکت نشود ووزن بدن را به شکل مناسب در تمام کف پا توزیع نماید یکی از موارد مهم در پیشگیری ودرمان دردهای کمر وعضلات اندام تحتانی می با شد.

                   *بااستفاده از برونرسودارث ومقاله سید علیرضا قانع*   

 




تاریخ : چهارشنبه 91/6/8 | 9:19 عصر | نویسنده : دکتر سیدحسین حسینی | نظر
تاریخ : دوشنبه 91/6/6 | 2:27 عصر | نویسنده : سیدحسن حسینی | نظر

درباره‌ی همراهی یا عدم همراهی «مراجع» با «نهضت و انقلاب اسلامی» می‌توانیم اینگونه بگوییم: 1. مراجعی که از ابتدا با نهضت همراه شدند و تا آخر عمرشان هم همراه ماندند. 2. مراجعی که از ابتدا با نهضت نبودند و تا آخر هم به آن نپیوستند. 3. مراجعی که از ابتدا با نهضت همراه نبودند ولی در ادامه با آن همراه شدند. 4. مراجعی که از ابتدا با نهضت همراه بودند اما در ادامه از آن جدا شدند. البته گزینه‌های فرعی‌تری هم می‌توان مطرح کرد که چندان مهم نیستند. به نظر می‌رسد بررسی این دو دسته‌ی اخیر و به ویژه دسته‌ی آخر از همه مهم‌تر باشد؛ گرچه تحلیل و واکاوی هر یک از گزینه‌ها می‌تواند نوعی آسیب‌شناسی از نهاد مهم و عظیم مرجعیت و نیز نهضت و انقلاب اسلامی را به ارمغان بیاورد. در خصوص گروه اخیر سؤال این است که چه می‌شود که مرجعی (آقای سید محمد شیرازی) که آنگونه با حرارت و اشتیاق در ابتدای ورود امام به نجف، مراسم استقبال آنچنانی برای ایشان به راه می‌اندازد و از همراهان امام به بهترین شیوه پذیرایی می‌کند و حتی مصلایش را (آن هم چه مصلایی) در حرم مطهر به امام تقدیم می‌دارد و در موارد فراوانی مواضع سیاسی موافقی می‌گیرد، اما فرجام کارش آنگونه می‌شود که هواداران وی، هواداران امام را تکفیر می‌کنند و بالعکس و حتی بعضی از نمایندگان امام، وی را از شاه هم بدتر تلقی می‌کنند (آقای سید عباس مهری نماینده‌ی امام در کویت نسبت به آقای سید محمد شیرازی)، یا شوری که آن مرجع دیگر (آقای سید ابوالقاسم خویی) در تدارک استقبال امام، از خود نشان می‌دهد و به عنوان اولین مرجع به حضور امام می‌رسد و بیانیه‌های عربی و فارسی تندی علیه دستگاه پهلوی صادر می‌کند، اما این آغاز را چه انجامی در پی است؟ مطمئناً انجام آن هیچ تناسبی با آغاز آن ندارد. از این مصادیق فراوان می‌توان ذکر کرد؛ هم از خارج ایران و هم از داخل ایران و هم از قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب. بنده می‌خواهم این پرسش را مطرح کنم که چرا اینگونه می‌شود؟ مشکل از جانب نهضت و انقلاب اسلامی است یا از طرف مراجع و یا از هر دو و یا هیچکدام (کما اینکه می‌گویند عاملی خارجی) و آیا انقلاب اسلامی و متولیان آن باید در سیستم قدرت نگهداری و جاذبه‌شان بیشتر مطالعه کنند و آسیب‌هایی که موجد این جدایی‌ها می‌شود و آسیب‌هایی که این جدایی‌ها موجب می‌شوند را شناسایی نمایند یا این آسیب‌شناسی باید در نهاد مرجعیت و از طرف مراجع صورت گیرد و یا .... ممکن است کسی بگوید به هر صورت در همه‌ی ارتباط‌ها، موارد اینگونه پیش می‌آید و اشکالی هم ندارد، اما عرض بنده این است که اگر موارد زیاد شد و به صورت یک رویه درآمد، آیا نباید دست به کار شد و اوضاع و احوال را مطالعه کرد؟ به هر صورت، سخن در هر یک از این موارد بسیار است و چقدر خوب می‌شد اگر دوستان بزرگوار در لجنه‌ی علمی‌شان در این زمینه هم به تبادل نظر می‌پرداختند و ما را هم از نظراتشان بهره‌مند می‌کردند.    




تاریخ : پنج شنبه 91/6/2 | 12:55 عصر | نویسنده : حجت اله علیمحمدی | نظر